سوالی از تاریخ؛ روز شوم سوم شهریور
دو ابر قدرت یعنی انگلیس و روسیه سال۱۳۲۰ در سحرگاه سوم شهریور بدون اعلام قبلی از زمین، هوا و دریا به میهن مان حمله کردند تا انتقام سپه خیزی سردار و قهرمان ملی ایران رضا شاه بزرگ در سوم اسفند ۱۲۹۹ را از پادشاه وقت و از ملت تازه رها شده ایران از یوغ استبداد و استعمار را بگیرند.
روز شوم سوم شهریور رضا شاه در سفر اصفهان بودند؛ سرلشگری خائن بنام احمد نخجوان که ریاست ستاد را به عهده داشت دو اعلامیه مشترک آرتش نو پای شاهنشاهی ایران را صادر کرد.
اعلامیه نخست خبر حمله نیروی متفقین به ایران بود؛ و در اعلامیه دوم آرتش را منحل و از سربازان خواسته شده بود که پادگان ها را تخلیه و به خانه هایشان بروند.
سوالی از تاریخ در همین جا مطرح می شود پس رضا شاه بزرگ با آن قدرت در آن روز چه می کردند؟

بخوبی همه ما بر آن واقفیم که همیشه از ماست که بر ما . از خود ما بوده اند که در تمام دوران تاریخ ،کشورمان را بوسیله یک مشت انساهای نا بخرد و توحی مغز و وطنفروش تسلیم اجانب کرده اند وفقط بخاطر یک مشت اراجیفی که در کلمه مان وارد میکنند ، در زمانهای کهن بخاطر پول وثروت و مقام و انتقام و کنونا تحت تاثیر ایدولوژی های غلط و کمونیستی و موارد بالا . کوته اندیشان که همواره با ژست روشنفکری در این هشتاد و پنج سال کوشیده اند تا تاریخ را تحریف نمایند و یا وارنه گویی کنند بیش از این دیگر قادر نخواند بود حقایق را پنهان نگه دارند؛ پاسخ تاریخ اینگونه است.
آن روز فرمانده کل قوا؛ رضا شاه بزرگ در مرکز (تهران ) نبودند و با نیروهای میهن پرست ارتش نوینش مشغول دفاع از آب و خاک این سرزمین بود . هر آنچه از پیران شنیده ام او حتی زمانی که مهماتشان باتمام رسیده بود با سر نیزه هایشان بدفع غائله های مرزی و دفع شر اشرار را میکردند.
پادشاه با شنیدن این خبر سفر خود به اصفهان را نیمه تمام می گذارند و به تهران مراجعت می نمایند. ولی گویی کار از کار گذشته بود. شاه ميهن پرست با اینحال با دیدن سرلشگر خائن احمد نخجوان از خشم چنان با چوب تعلیمی خود که معمولا همراه داشتند بر سر آن سرلشگر خائن می زنند تا در تاریخ ثبت گردد.
امروز نسل های ایرانی بیاد می آورند که خیانت آن روز چگونه خشم رضا شاه بزرگ را در پی داشت.دیگرکار از کار گذشته بود و دیگر کاری نمی شد کرد زیرا دو ابر قدرت کشورمان را اشغال کرده بودند و این تسلیم ضربه ای بود که نه تنها از آن سردار بزرگ ملی کاری بر نمی آمد بلکه کسی را يارای بازگرداندن به عقب نيرو های اشغالگر نبود.
|
|
|
کار بدينجا تمام نمی شود آنها رضا شاه بزرگ را دستگیر و برای کوچک خورد کردنش )کسیکه در تمام خدمتش لباس نظامش را از تن بدور نکرده بود و افتخارش این بود که سرباز ایرانیست مجبور بترک آن می کنند( وبصورت یک زندانی بوسیله کشتی از جنوب کشور ایشان را به قصد بمبئی و بعد به جزيره موريس و سپس به بندر دوربان و پس از مدتی اورا تحت الحفظ به افریقای جنوبی ، شهر ژوهانسبورگ بیک خانه بینهایت محقرمیبرند و آن سردار ميهن پرست بتدريج در آن شهر در تنهائی دق مرگ می شود؟؟؟؟؟؟ ( در حقیقت در اثر آمپول هوا که مرسم بوده است، کشته می شود این رویه ایست که دولت انگلیس همیشه با دشمنانش بکار میبرده) و این ننگ تا ابد بر پیشانی این دو کشور و همچنین سازمان های مدافع حقوق بشر بر جای می ماند، تا زمانی که این حمله دد منشانه و اسارت پادشاه و ملت ایران را محکوم ننمایند هرگز این ننگ از چهره این سازمان ها پاک نخواهد شد.
پس از این روز شوم مردم تحقیر شده ایران بار دیگر در اندیشه بدست آوردن هویت ملی خود بودند و نهضت های میهن پرستانه ای شکل گرفت و از آن سال تا سال ۱۳۴۰ بسیار کوشش شد و جرقه های پیشرفت از این سال به بعد حرکت نوینی یافت تا اینکه بار دیگر ننگی دیگر بر پیشانی استعمار گر پیر و امریکا آلات دست انگلیس در گوادلوپ و سازمان های حقوق بشر شکل گرفت و روز شوم دیگری در تاریخ ملی ایرانیان پدیدار گردید. و آن روزی است که گروهی به اصطلاح روشنفکر به ياری فرزندان خلف خائنانی مثل نخجوان که در جرگه جبهه ملی و ملی مذهبی و مذهب و ايدئولوژی مارکسيست لنينيست گرفتار آمده بودند يورش و آشوب خمينی را به کشور ما هدیه می کنند.
در این روز شوم یاد کسانی که در راه رهائی میهن جان سپرده اند از جمله زنده ياد دریادار بایندور و همچنين سربازان غیور میهن که با دست خالی با متجاوزین جنگیدند و به مرگ با افتخار در راه میهن رسیدند گرامی ميداریم.
ایران هرگز نخواهد مرد
پاینده است ایران