|
|
هومت و هوخت و هورشت (Homet) Homet, (Hokhet) Hokhet, ( Horschet )Horschet oder Hukhta ,Hukhta ) ( هوماتا Humata, Humata هوختا (Havarashtra,Havarashtra( هاوراشاترا بچم کردارنیک، پندار (اندیشه ) نیک و گفتار نیک
گردآوری و نوشتار بکوشش جمشید آریافر May we always have good thoughts, good words, good deeds. Humata, Huhta, Havarashta سرآغاز زندگی و ارتباط آن با زن کوتاه فشرده ای از باز پس مانده های تاریخی و هر آنچه که سینه به سینه از این آریابوم در باره شیر زنان ایرانی بدست ما رسیده، گویای آنست که در بیشتر موارد حساس تاریخ این مرز و بوم زنان پیشرو مردان بوده اند. شوربختانه در دو تازش بزرگ و خردکننده بیشتر مدارک این سرزمین کهن را بنابودی کشید: نخست تازش اسکندرمقدونی: در یورش اسکندر مقدونی گجستک تمام کتابخانه سلطنتی ایران بتاراج رفت و بدستور استاد اسکندر و فرمان اسکندر تمام کتابهای علمی ، پژوهشی که صدها سال دانشمندان این آریا بوم در بابش زحمت کشیده و عرق جبین ریخته بودند از قبیل علم پزشکی،علم ریاضیات، علم نجومی، علوم فلسفه و منطق و ساختمان سازی، سدسازی،جاده سازی و تمام علوم متداول در آن زمان را از ایران خارج و در اسکندریه برده و بزبان یونانی ترجمه نموده که همانا پایه و اساس عملمی کنونی اروپا و اروپائیان را تشکیل میدهد و هر آنچه باقی مانده بود به زبانه های آتش سپردند. به ویژه در دومین یورش: یورش تازیان ٬همه دستمایه و نشانه ها و ماندمانهای کشور ما را به نابودی کشانیدند، ویا در آتش سوزانیدند، و یا با آب شستند و به آب دادند. از این رو کمتر یادمانهایی از گذشته به ویژه از زمان ماد و اشکانیان به آب شستند و به آب دادند. از این رو کمتر یادمانهایی از گذشته به ویژه از زمان ماد و اشکانیان به جای مانده است که بتوان بر آنها تکیه نمود. ولی از آنچه که از گوشه و کنار بازمانده ای و به گونه پراکنده به دستمان رسیده ٬ نشان دهنده آنست که زن ایرانی به والاترین پایه های گردانندگی کشور دست یافته و با پشتکار ستودنی و کاردانی به انجام کارها پرداخته اند. شوربختانه در کهن و حتا در تاریخ کنونی این کشور اهورائی بارها و بارها مواردی پیش آمده که سرمایه بزرگ واصلی هر ملتی که نوشتارها و کتابهایش میباشد بوسیله یک مشت ابله به آب و آتش کشیده از بین برده شده و با آن نیز نام بسیاری از فداکاران و بزرگان برای همیشه از خاطره ها و بینشها برون رفته.چنانکه هم اکنون گنجینه بزرگی که از هزاران سال پیش از هخامنشیان دست تقدیر در دره بلاغی بدست ما داده بوسیله یک مشت آخوند دستار بسر و نعلین بپای از خدا بیخبر و نادان بدست سیل آبها سپردند و در حال از بین رفتن می باشد . ابن خلدون تاریخ و جامع شناس عرب ازوحشی گری قوم وحشی تازی در موقع یورششان به سر زمین ایران چنین مینویسد: تازیان بزرگترین کتابخانه های ایران را که در گندی(جندی) شاپور- کسروی بود که در آن بیش از هزار هزار کتاب باارزش و علمی که حاصل صدها سال کوشش و تجربه دانشمندان ایرانی که بعد ازبعد ازتازش اسکندر مقدونی بوجود آمده بود یا بدریا ریختند و یا بدستور علی و عمر به این بهانه که اگر چیزی در این کتابها است که با قران موافق است ، چون ما قرآن را داریم بوجود آنها احتیاجی نیست وبه آتش بسپارید و اگر مخالف قرآن است پس نجس میباشد و باید این کلمات را با آب بشوئید و یا بدریا بریزید.و باین ترتیب بود که بزرگترین گنجینه تاریخ بشریت را یک مشت ابله پا برهنه و زبان نفهم از بین بردند.ننگ بر همه تان که بزرگ خدائی را از بین بردید. وضعیت اجتماعی زن در ایران باستان بی شک وضع اجتماعی زن در هیچ دوره و تاریخی از وضع عمومی آن جامعه مجزا نیست. لذا در مورد وضع اجتماعی و حقوقی زن در ایران باستان از قدیم ترین ادوار تا پایان ساسانیان را باید مورد مطالعه قرار داد. بدون تردید سرزمین ایران یکی از قدیمی ترین و کهن ترین مراکز زندگی بشر بوده است و اسناد و مدارک در مورد شناسایی وضع زن و همچنین مرد چه در ایران و چه در جاهای دیگر بسیار نارسا و ناچیز است. به طور کلی بررسی نخستین جوامع بشر و ملت ها و اقوام گوناگون فقط به وسیله آثار و وسایل مکشوفه و آنچه از زندگی بشر این دوره به جا مانده امکان پذیر و قابل بررسی است. در دورانی که شاید بیش از ده هزار سال قبل از میلاد باشد٬ تغییراتی در وضع اقلیمی ایران به وجود آمد. و انسان غارنشین اندک اندک برای خود خانه ساخت. در این دوران کانون خانواده مرکز قدرت قبیله بود. چون زن هم در خانه و هم در بیرون از خانه با مرد در کار تولید و رفع حوایج زندگی معاضدت و همکاری داشت٬ و از طرفی تولید و مثل و بچه زاییدن و استمرار نسل به طور فطری و طبیعی بر عهده او بود لذا ارزش واهمیت زن نسبت به مرد فزونی یافت و تعادل قدرت را به سود زن متمایل ساخت. ویل دورانت درباره این دوران می نویسد: در این دوران؛ یعنی دوره مادرشاهی؛ حق فرمانروایی؛ حق قضاوت ؛ حق اداره امور خانواده ؛ و توزیع خورد و خوراک و آنچه زندگی بشر وابسته به آن بود ؛ همه در دست زن بوده است؛ مرد به شکار حیوانات می پرداخت؛ و از جنگل ها و مزارع مواد خوراکی به دست می آورد که آن را در اختیار مادرشاه می گذاشت تا بین افراد قبیله توزیع نماید. اختلاف نیروی بدنی که امروز بین زن و مرد مشهود است در آن رزوگار قابل ملاحظه نبود. این اختلاف نیروی جسمانی بعدها از لحاظ شرایط زندگی و محیط زیست پیدا شد. زن در این دوران از حیث بلندی قامت و نیروی جسمانی نه تنها دست کمی از مرد نداشت؛ بلکه به مقتضای طبیعت موجود کاملا نیرومند بود که می توانست ساعتهای درازی را به کارهای دشوار بپردازد؛ و به هنگام حمله دشمن به خاطر فرزندان و عشیره و قبیله تا سر حد مرگ مبارزه کند. دکتر گیرشمن ضمن بحث پیرامون انسانهای ماقبل تاریخ در ایران؛ از نقش زنان در پیدایش تمدن بدوی و ابتدایی آن روزگارسخن می گوید و می نویسد: در این جامعه ابتدایی وظایف سنگین به عهده زن گذاشته شده بود. در نتیجه عدم تعادلی بین وظایف مرد و زن ایجاد شد و زن دارای مقامی برتر نسبت به مرد گشت. نگهداری آتش ؛ نگهبانی خانه ؛ تهیه و پخت غذا ؛ ساختن ظروف سفالی ؛ نگهداری فرزندان باعث اولویت زن نسبت به مرد شد و اداره کارهای قبیله به دست او افتاد. در عین حال سلسله انساب خانواده به نام زن خوانده می شد. این نحوه اولویت و تفوق زن بر مرد به صورت عصر مادر شاهی در فلات ایران شروع شد؛ و همین سیستم که یکی از خصایص ساکنان ایران بود بعدها در آداب آریاهای فاتح٬ وارد شد. علاوه بر رهبری اقتصادی و اجتماعی مقام روحانیت نیز از امتیازات زن بود؛ و ایرانیان مانند همسایگان خود مذهب مادرخدایی داشته اند و در نواحی مختلف ایران پرستش الهه مادر رواج داشت. در میان ابزار و اشیا فراوانی که در لرستان کشف شده؛ مجسمه ای پیدا شده که سر زنی را تمام رخ نشان می دهد. گیرشمن احتمال می دهد که این زن رب النوع اقوام آسیایی است که از آسیای صغیر تا شوش مورد پرستش بوده است و احتمال دارد پرستش ایزد بانوی آناهیتا که بعدا در ایران رواج یافت از اینجا سرچشمه گرفته باشد. چون یکی از کهن ترین تمدن های اولیه بشری تمدن ایلام در غرب فلات ایران است بی مناسبت نیست که از تمدن ایلام نیز سخنی به میان آید. تا قبل از حفریات شوش اطلاعات در مورد تمدن و سوابق تاریخی ایلام سخت محدود بود. مساعی دیولافوآ و دمورگان و سایر مستشرقین موجب کشف و احیای تاریخ و تمدن ایلام گردید. در حدود چهار هزار سال قبل از میلاد در سرزمینی که شامل خوزستان؛ لرستان؛ پشتکوه؛ و کوه های بختیاری است٬ حکومت ایلام رشد و تکامل یافت. مردم ایلام دولت خود را آنشان یا انزان می خواندند و خط میخی را که دارای سیصد علامت بود و با خط سومری ها شباهت داشت به کار می بردند. مجسمه ملکه ایلام معرف وضع اجتماعی زن در آن روزگار است. این مجسمه اکنون در موزه لوور پاریس است(نگاره ۱).
به نظر باستان شناسان این ملکه بر اقوام آریایی که در نواحی ایلام و کوه های زاگرس تا حدود کرمانشاه می زیسته اند٬ فرمانروایی داشته است و یکی دیگر از کهن ترین محله های زندگی مردم و تمدن های مکشوفه در حدود ( سیالک ) کاشان است که در حفریات و کشفیات نیز آثار متعددی از تمدن دوران مادرشاهی به دست آمده است. با به دست آمدن مقدار زیادی دوک نخ ریسی در ناحیه سیالک کاشان معلوم میشود که زنان ایران در حدود چهار هزار اسل قبل از میلاد به کار نساجی می پرداخته اند. همچنین با پیدا شدن مقدار زیادی آلات زینتی از قبیل گردن بند و دست بند و انگشتر که از صدف یا گل یا سنگ می باشد؛ محقق شده حس زیباشناسی نیز در زنان آن زمان به شدت رایج بوده است. در این دوران که یکی از دوره های درخشان مادرشاهی در ایران است؛ خانه سازی با خشت خام رواج داشت؛ و نقش و نگار روی دیوار به دست زنان انجام می گرفت. در این دوران نه تنها زن در کارهای اجتماعی نقش اساسی و تعیین کننده داشت؛ بلکه در عین حال با رقص های مذهبی که جنبه هنری نیز داشت؛ به زندگی شور و نشاط و سرور می بخشد. این رقص ها گاهگاهی به صورت دسته جمعی در می آمد و مردان هم در آن شرکت داشتند. از این دوران نقش و تصاویری به جا مانده که موید این ادعا ست. مثلا یک قطعه ظرف گلی که از سیالک کاشان به دست آمده٬ چند زن را در حال رقص های مذهبی نشان می دهد که با آهنگ مخصوص و حرکات زیبا رقص را اجرا می کنند (نگاره ۲). در نقاط دیگر ایران مثل تپه های فارس در تخت جمشید ؛ و تپه ارسنجان و حفاری های چشمه علی در شهر ری و حفاری شوش آثاری از این قبیل به دست آمده که گاهی زنان را با لباس های زیبا در حال اجرای رقص می بینیم و نمونه این رقص ها هنوز در قسمت های جنوبی و مرکزی و غربی ایران متداول است. در حفاری های باستانی مجسمه هایی از زنان به صورت شاهزاده ؛ ملکه و الهه کشف شده که معرف وضع اجتماعی زن در آن روزگاران است.
وضع اجتماعی و حقوقی زن از مهاجرت آریاها به ایران به عقیده دکتر گیرشمن؛ در آغاز هزاره اول پ.ت.ت ؛ دو واقعه مهم و غیر مرتبط روی داد که در حیات اجتماعی ملل آسیای غربی تاثیر فراوان داشت. اول مهاجرت اقوام هندواروپایی به هند و ایران و اروپاست و دیگر کشف و استعمال آهن کوهستان های شمالی و شرقی آسیای میانه که شمال و مشرق و مغرب ایران را در بر میگیرد؛ در دوران ما قبل تاریخ گذرگاه اقوام آریای به سایر نقاط گیتی بود. در این ناحیه نژاد آریایی به سر میبرد که قدرت فکری و معنوی خود را بارها نشان داده بود. آریایی های ایران به طوایف و قبایل متعددی تقسیم میشدند که مهمترین آنها مادها در غرب و پارسی ها در جنوب بودند. پارتها در خاور ایران نیز از نژاد آریایی بودند. قوم ماد روابط نزدیکی با تمدن پیش رفته بین النهرین داشت و فرهنگ و تمدن آنها تا جنوب روسیه و ترکمنستان می رسید. تا صد سال پیش برای نوشتن تاریخ ماد٬ جز نوشته های مورخین یونانی چیزی در دست نبود. ولی از یک قرن در نتیجه تلاش باستان شناسان هزاران سند کتبی و آثار ارزنده تاریخی از زیر خاک به دست آمده است. با اینکه این آثار مستقیما مربوط به تاریخ ماد نیست؛ و از تاریخ بابل و آشور و دیگر کشورهای شرق نزدیک حکایت میکند؛ باز کم و بیش در روشن کردن تاریخ ماد موثر اشت؛ زیرا مادها تنها قبیله آریایی بودند که در سایه اتحاد٬ امپراتوری بزرگ آشور را برای همیشه شکست دادند؛ و اقوام و قبایل بسیاری را از قید اسارت آنان رهایی بخشیدند. پس از استقرار سلسله ماد در مغرب ایران اندک اندک رژیم مادر شاهی جای خود را به رژیم پدرشاهی داد. معذلک فعالیت کشاورزی با زنان بود؛ و مردان برای زنان اهمیت ويژه ای قايل بودند. پس از مادها نوبت به سلسله هخامنشی و پارس ها می رسد که بنیانگزار آن کورش بزرگ است. به طوری که می دانیم؛ ملکه ماندانا مادر کوروش و دختر آستیاک؛ آخرین پادشاه ماد تاثیر انکارناپذیری در انتقال قدرت به پسرش کوروش داشت. در دوران مادها؛ زن به ریاست قبیله و نیز قضاوت می رسید؛ هنوز بقایای از سیستم مادر شاهی وجود داشت. دیاگونف در تاریخ ماد می نویسد دوران مادرشاهی با انقراض سلسله ماد به پایان رسید و در حکومت هخامنشی زن و مرد از حقوقی برابر و یکسان برخوردار بودند. بنا به گفته دیاگونف؛ که او باز از قول کتزیاس؛ مورخ یونانی نقل میکند؛ دختر و داماد پادشاه در حکومت ماد میتوانستند قانونا مانند پسر وارث سلطنت او باشند. در جامعه مادها هنگامی که سیستم پدرشاهی جانشین مادرشاهی گشت؛ مقام اجتماعی زن و حقوق او در خانواده همچنان محفوظ ماند؛ فقط تا حدی از اختیارات فوق العاده زن کاسته شد. طبق تحقیقات باستان شناسان لباس زن مادی با اختلاف اندکی شبیه پوشاک مردان بوده است و حجاب نداشتند. همانطور که در بالا گفته شد؛ دختر و داماد پادشاه می توانستند وارث تاج و تخت او باشند. چون آستیاک فرزند پسر نداشت؛ قانونا سلطنت ماد حق شاهزاده ماندانا بود؛ و این امر همانطور که گفته شد؛ در انتقال قدرت به کوروش موثر بود. ماندانا مدرسه و گروه های پارس را بنیان نهاد که در آن عده زیادی از پسران پارسی همسن و سال کوروش ؛ تیراندازی ؛ اسب سواری و فنون نبرد را می آموختند. گذشته از این ماندانا به کوروش آموخت که حق چیست و نا حق کدام است. شاید احترام فوق العاده ای را که کوروش نسبت به مادرش ماندانا رعایت میکرد؛ به پاس داد و عدالتخواهی بود که از او آموخته بود. به طوری که پلوتارک می نویسد مهم ترین عامل پیروزی کوروش بر آستیاک زنان بودند. مسلما تعالیم مزدایی که زنان و مردان را یکسان می نگرد؛ و فرقی بین آنان قائل نیست؛ در ارتقا مقام و شخصیت زن در ایران باستان اثری انکار ناپذیر داشته است. در دین زرتشت؛ هر انسانی که از دانش و نیکی برخوردار باشد؛ محترم است. بنا به معتقدات زرتشتی؛ در آغاز آفرینش به خواست اهورامزدا؛ در مهر روز مهرماه دو ساقه ریواس به هم پیچیده از زمین سر برآوردند و گیاه کم کم از صورت گیاهی به صورت دو انسان درآمدند که در قامت و صورت شبیه هم بودند؛ یکی مذکر به نام ( مشیه) و دیگری مونث به نام (مشیانه). در کتاب ( بندهش ) فصل ۱۵ آمده است: آنگاه اهورامزدا روان را که پیش از پیکر آفریده بود در کالبد مشیه و مشیانه بدمید و آنان جاندار گشتند. پس به آنان گفت شما پدر و مادر مردم جهان هستید. شما را پاک و کامل بیافریدم. هر دو اندیشه و گفتار و کردار نیک به کار بندید؛ و دیوان را پرستش مکنید. پس مشیه و مشیانه از جای خود به حرکت آمدند٬ و خود را شستشو کردند٬ و نخستین سخنی که بر زبان راندند این بود اهورامزدا یگانه است. او آفریننده ماه و خورشید و ستارگان و آسمان و آب و خاک وگیاهان جاندارنست. چنانچه ملاحظه میشود؛ در دین مزدیسنی که معتقدات زرتشتیان بر آن نهاده شده است زن و مرد هر دو از یک ریشه تکوین می یابند با هم از زمین سربر می دارند و یکسان رشد می کنند و اهورامزدا با آنان بیکسان و با یک زبان سخن می راند و دستور واحدی برایشان مقرر می فرماید. آن دو پس از اقرار به یگانگی اهورامزدا نخستین سخنی که به زبان می رانند این است ، هر یک از ما باید خشنودی و دلگرمی و محبت و دوستی دیگری را فراهم کند. از این گفتار برمی آید که در دین زرتشت هیچ یک از زن و مرد را به یکدیگر تفوق و امتیازی نیست٬ و آن دو از نظر آفرینش و خلقت یکسان و برابرند. شخصیت زن در دین زرتشت نه تنها در آغاز جهان با مرد برابر است بلکه در پایان نیز با مرد یکسان و برابر است. بنا به معتقدات دینی زرتشتیان هنگامی که ( سوشیانت) موعود نجات بخش آخرالزمان از شرق ایران و حوالی دریاچه هامون ظهور می کند از هر گوشه ایران پاکان و دینداران به او می پیوندند. تعداد آنان سی هزار نفر است که نیمی از آن مرد و نیمی دیگر زن خواهد بود. عظمت مقام زن را در آیین زرتشت از اینجا می توان دانست که بنا به معتقدات زرتشتی از شش امشاسپند دین زرتشت٬ سه امشاسپند ضمیر مذکر و سه امشاسپند ضمیر مونث دارند. سه امشاسپند مذکر عبارتند از ۱- بهمن یا وهمن یا وهومن که به معنای خرد کامل است. ۲- اردیبهشت یا اشاوهیشتا که به معنی نظم و بهترین راستی و هنجار و قانون و سامان آفرینش است. ۳- شهریور یا خشتروییریه که به معنی حکومت بر خویش٬ خویشتن داری٬ و شهریاری آسمانی است. ۴- اسفند یا سپندارمزد که مظهر مهر و محبت و عشق و باوری و موکل بر زمین است. ۵- خرداد یا اروتات که نمودار کمال٬ رسایی؛ شادی و خرمی و موکل بر آبهاست ۶- امرداد یا امرتات که مظهر جاودانگی و بی مرگی است؛ همچنین تعدای از ایزدان مذاهب زرتشت که در مرتبه پایین تری از امشاسپندان هستند(امشاسپند ملک؛ و ایزد فرشته) ضمیر مونث دارند. مثلا پس از درگذشت انسان در سپیده صبح چهارم؛ در سر پل چینوت؛ مهر و سروش و رشن از روان درگذشته درباره اعمال و کارهای او پرسش می کنند. مهر ایزد و سروش ایزد از ایزدان مذکر؛ و رشن ایزد از ایزدانمونث است. همچنین ایزد دینا که به معنی وجدان و دین است؛ با رشن ایزد همکاری دارد. ایزد چیستا که به معنی دانش و خرد است نیز مونث است. زرتشت از این ایزد بارها کمک طلبیده است. دیگر از ایزدان مونث اشی است که فرشته دهش و بخشایش و آسایش است. و زرتشت در گاتها او را چنین ستوده است: جهان از او راه رسم خداپرستی گرفت و اهریمن راه عزیمت گزید. در ایران باستان زرتشتیان زناشویی را تنها به منظور رفع حوایج جسمانی و جنسی انجام نمی دادند. بلکه برای آن هدف و آرمانی بسیار عالی و مترقی داشتند. این هدف فراهم کردن وسایل پیشرفت معنوی و غلبه نهایی نیکی بر بدی بود. تعالیم زرتشت بشر را در راه رسیدن به عالیترین مدارج روحانی یعنی فراهم نمودن و تسریع ظهور سوشیانت و غلبه نیکی بر بدی هدایت می کند. هدف از زناشویی مشارکت در نهضت بزرگ روحی است که در بیشتر ادیان الهی به بشر وعده داده شده است. بنابراین؛ زناشویی در دین زرتشت عملی مقدس و ستایش انگیز است که از هر گونه تحقیر و تبعیض و نابرابری به دور است. به قول گیگر از خصوصیات موقعیت حقوقی زن و برابری او با مرد در دین زرتشت آن است که همانطوری که مرد پس از زناشویی به لقب ( نمان پیتی ) یعنی سرور و کدخدای خانه ملقب می گشت؛ زن نیز از زناشویی به لقب ( نمانوپیتی ) یعنی نور و فروغ خانه ملقب می گشت به عبارت دیگر مرد کدخدای و زن کدبانوی خانه بود. به قول همین دانشمند بزرگ آلمانی؛ و نویسنده کتاب ( تمدن ایرانیان خاوری) زن پس از ازدواج در صف همسری شوهر قرار می گرفت؛ نه در ردیف اموال و یا از تابعین او. به عبارت دیگر زن کنیز و برده مرد نبود٬ بلکه همسر و همدل و همراه مرد بود و در کلیه حقوق با مرد بربار و در جمیع امور با او شریک به شمار می آمد. کریستن سن؛ خاورشناس بزرگ دانمارکی می گويد: رفتار مردان نسبت به زنان در ایران باستان همراه با نزاکت بود. زن چه در زندگی خصوصی و چه در زندگی اجتماعی از آزادی کامل برخوردار بود. در مورد آزادی در ازدواج هیچ چیزی مستندتر و موجه تر از رفتار خود زرتشت نسبت به دختر کوچکش پروچیستا نیست. زرتشت به دختر کوچکش پروچیستا می فرماید: پروچیستا من جاماسب را که مرد دانشمندی است( وزیر گشتاسب و منجم و ستاره شناس معروف زمان) برای همسری تو برگزیدم؛ تو با خرد مقدس خود مشورت کن و ببین که آیا او را لایق همسری خود می دانی یا نه؟ در بند ۵ گاتها زرتشت خطاب به همه پسران و دختران جوان می گوید ای دختران شوکننده و ای دامادان اینک شما را می آموزم و آگاه می کنم٬ پندم را به خاطر بسپارید٬ و برابر اندرزم رفتار کنید تا در زندگی سعادتمند نائل گردید. هر یک از شما باید در پیمودن را زناشویی و مهرورزی و پاکی و نیکی بر دیگری سبقت جویید٬ زیرا تنها بدینوسیله می توان به یک زندگی سراسر شادی رسید. به طوری که می بینیم در زندگی زنان و مردان پارسا یکسان مورد خطاب قرار میگیرند. پس از مرگ نیز به روان و فروهر هر دوی آنها یکسان درود فرستاده می شود. در یشت ها آمده است: فروهر همه مردان و زنان نیک را می ستاییم. در فصل ۳۸ یسنا آمده است: ای اهورامزدا زنان این سرزمین را می ستاییم و زنانی که آیین راستی و نیکی برخوردارند. در فروردین یشت؛ که طولانی ترین یشت اوستا است؛ بر فروهر زنان و مردان نیک جهان یکسان درود فرستاده شده است. زن زرتشتی در قرن اولیه ظهور زرتشت و نیز در زمان هخامنشیان از بیشترین حقوق متعالی برخوردار بود و یکی از درخشان ترین ادوار تاریخی خود را می گذاراند. همانطور که گفته شد نمونه کامل آن ماندانا مادر کورش بود؛ که بارها کوروش به وجود او افتخار کرده است و حضور زنانی از قبیل آتوسا؛ پانته آ؛ رکسانا ؛ آرتمیز؛ و غیره نمودار حضور فعال زن ایرانی در این دوران است و مشارکت همه جانبه زنان در این عصر چشمگیر است. از حفریات و کشفیات باستان شناسی که در تخت جمشید به عمل آمده٬ الواحی به دست آمد که نشان می دهد در ساختمان تخت جمشید عده زیادی از زنان مانند مردان مشارکت داشته و حقوق و مزایای جنسی از قبیل نان و شراب و غیره؛ مطابق مردان دریافت داشته اند. این الواح هم اکنون در موزه های جهان ضبط است.پس از شکست هخامنشیان وضع اجتماعی زن ایرانی تغییر کرد و قوس نزولی را پیمود. زیرا در زمان سلوکیدها؛ زنان و دختران زیادی از یونان در ایران زندگی می کردند؛ و چون در یونان زن از تساوی حقوق با مردان برخوردار نبود. لذا در وضعیت و سرنوشت زن ایرانی نیز تاثیر نهاد. می دانیم که در دیانت زرتشت ازدواج بر پایه تک همسری است٬ هیچ مرد زرتشتی حق ندارد با داشتن زن؛ زن دیگر انتخاب بکند. لکن تعداد زیادی از این زنان و دختران یونانی به صورت معشوقه مردان ایرانی درآمدند که به طور قطع از استحکام بنیان خانواده ایرانی کاست. برخی از این زنان به صورت عقد مهلت دار با مرد ایرانی به سر می بردند و برخی دیگر نیز با روابط آزاد با مردان ایرانی حشر و نشر داشتند. در زمان اشکانیان گرچه زن ایرانی تا حدی موقعیتش تحکیم شد؛ ولی به هر حال حکومت سلوکیدها و تاثیرات ناشی از آن و نفوذ هلنیسم اثر خود را گذاشت. از طرفی در دوران پارتها یا اشکانیان به علت گستردگی قلمرو پارتها طوایف و اقوام و ملل گوناگون در امپراتوری وسیع اشکانیان می زیستند که هر یک آداب و رسوم و سنن مخصوص به خود داشتند و طبیعتا این دگرگونی در وضعیت زن و خانواده ایرانی اثربخش بود. در زمان ساسانیان که دین زرتشت اهمیت اولیه خود را بازیافت و سیستم حکومت نیز به طریق موبد شاهی اداره می شد؛ زن ایرانی تحت تعالیم مذهب زرتشت باز حقوق و امتیازاتی را به دست آورد. عصر ساسانیان به قول دارمستتر؛ نه تنها از لحاظ تاریخ ایران؛ بلکه برای تمام جهان واجد اهمیت است. از کارنامه اردشیر بابکان اینطور برمی آید که شخصیت زن از همان آغاز کار ساسانیان محترم شمرده می شد؛ و هیچکس حتی پادشاه نمی توانست به میل و دلخواه خود زنی را مورد آزار قرار دهد. به طوری که از الواح و مدارک و اسناد این دوران برمی آید زن از موقعیت خاصی در دوران ساسانیان برخوردار بوده است. مادر شاپور دوم نزدیک به بیست سال یعنی از پیش از تولد شاپور تا موقعی که او به سن رشد قانونی رسید؛ امور مملکت را با موبدان بزرگ اداره می کرد. در پندنامه آذرباد مهر اسپند به پسر خود اینطور می گوید: اگر تو را فرزندی است؛ خواه دختر و خواه پسر او را به دبستان بفرست تا با فروغ خرد و دانش آراسته گردد و نیکو زندگی کند. زن در مذهب زرتشت از لحاظ مذهبی می توانست تا درجه زوت برسد. این امر مسلما مستلزم فراگرفتن علوم بایسته دینی بوده است. در ( ماتیکان هزار دادستان) آمده است که روزی چند زن راه را بر یکی از قضات عالیمقام می گیرند؛ و از او مسایلی را سوال می کنند. قاضی مزبور به همه سوالات به جز یکی پاسخ می دهد. بلافاصله یکی از زنان می گوید جواب این سوال در صفحه فلان از فلان کتاب است. این موضوع می رساند که زن در عهد ساسانیان حتی بر مسایل مشکل حقوقی نیز احاطه داشته است. بارتلمه مستشرق معروف آلمانی که کتاب حقوق زن در زمان ساسانی را نگاشته؛ مطابق مندرجات آن؛ دختر در انتخاب همسر آزاد بود و اجباری نداشت مردی را که پدرش برای او در نظر گرفته به همسری قبول کند و پدر حق نداشت او را از ارث محروم نماید؛ و یا تنبیه دیگری درباره اش اعمال دارد. فصل ۱۹ از کتاب ماتیکان هزار دادستان در بند ۳ و ۴ می گوید: دختران را بدون رضایت خودشان نمی توان به ازدواج مردی درآورد. در بند ۲۹ از فصل ۲۸ همین کتاب می گوید: پسران و دختران پس از ازدواج در پرداخت قروض و دیون پدر و مادر متوفی خود سهیم و شریکند ؛ و از این فتوا اینطور استنباط می گردد که دختران نه تنها در حقوق بلکه در تکالیف و مسئولیت ها نیز در ردیف پسران خانواده بوده اند. قانون خانواده حق نظارت مرد را در خانواده تعیین کرده بود و مرد وظیفه داشت که همسر و فرزندان خود به خوبی و مهربانی رفتار کند. پدر و مادر و فرزندان در برابر یکدیگر مسئولیت مشترک داشتند. اگر کسی اموال خود را به اشخاص بیگانه می بخشید و وارثین قانونی خود را محروم می کرد؛ این عمل قانونی نبود؛ و تنفیذ نمی شد. پس از درگذشت پدر خانواده حق ولایت با مادر بود؛ و ریاست خانواده به او تفویض می گشت. در صورتی که بین طرفین طلاق و جدایی صورت میگرفت؛ زن می توانست مهریه مطالبه کند؛ و مادام که شوهر اختیار نکرده و درآمدی از خودش نداشت؛ همسر سایق باید نفقه او را بپردازد. بارتلمه بر بنیاد کتاب ماتیکان هزار دادستان درباره حد نصاب ارث چنین می نویسد: تقسیم ارث در حقوق ساسانی پس از درگذشت پدر خانواده به این ترتیب بود که زن و پسران هر یک سهم مساوی از ارث داشتند. دختران در صورتی که ازدواج کرده و از خانه پدر جهیزیه به خانه شوهر برده بودن نصف؛ و در غیر این صورت مطابق برادران ارث می بردند. مطابق قوانین اوستا ۱- زن حق مالکیت داشته و می توانسته دارای خود را مستقلا اداره کند. ۲- زن می توانسته ولی و یا قیم و نگهدار فرزندان خود باشد. ۳- زن می توانسته مطابق قانون از طرف شوهر خود وارد محاکمه شود؛ و به نام او امور را اداره نماید(در صورت بیماری شوهر) ۴- زن می توانسته از شوهر ستمگر و بدرفتار خود به دادستان شکایت کند و سزای او را بخواهد. ۵- شوهر حق نداشته است بدون اجازه زنش دخترخود را شوهر دهد. ۶- در دادگاه گواهی زن پذیرفته می شد. ۷- زن می توانسته است داور یا وکیل شود. ۸ - زن می توانسته وصی قرار گیرد و تمام اموال خود را وصیت کند. همچنین اوستا برای دختر و پسر از حیث تعلیم و تربیت هیچ فرقی قایل نیست و در هوسپرم نسک آمده: رای اهورامزدا٬ به من فرزندی عطا کن که بتواند از عهده انجام وظایفش برآید و مسئولیت خود را درباره خانه و خانواده و شهر و کشور احساس کند( دختر یا پسر مطرح نیست). آینه تمام نمای خصایص و روحیات و اعمال و نحوه زندگی و شخصیت باطنی و آرزوهای مردم ایران باستان است و می تواند ما را در این راه رهنمون باشد. همانطور که در صحنه های پر حادثه و حماسه ساز آن مردان بزرگی چون کاوه٬ و رستم و اسفندیار و سیاوش و سهراب و کیخسرو را می بینیم٬ با زنان دانا و خردمنی چون فرانک و سیندخت و گردآفرید و رودابه و تهمینه و کتایون و فرنگیس و کردیه و پوراندخت و آزرمیدخت و ..... روبرو می شویم که با کیاست و فراست و خرد و چاره گری کارهای بزرگ و خلاقه ای را انجام داده ؛ و حتی گاهی چراغی فرا راه مردان بوده اند. آنچه فردوسی در شاهنامه به نظم آورده است؛ تخیلات و رویاهای شاعرانه نیست. بلکه تمام روایات و اخبار تاریخ کهن ایران است که سینه به سینه حفظ شده و یا کتابت گردیده و سرانجام به دست فردوسی رسیده؛ و این حماسه سرای بزرگ علیرغم محدویت و قضاوت نادرست و افکار کوته بینانه ای که در قرون سوم و چهارم هجری در مورد زنان معمول یا درایت و امانت داری ستایش انگیزی همان اخبار و روایت و شنیده ها را که درباره زن عهد باستان به دستش رسیده و نمودار ارج و اهمیت زن ایرانی در آن دوران است؛ با زبان شعر بازگو نموده؛ و نقش اجتماعی و موقعیت زن را آنچنان که در ایران قبل از اسلام بوده ؛ معرفی کرده است. ولی با تمام این وقایع میتوان با شادی تمام و خوشبختانه با تمام این یورشهای اصلی باز هم نام عده کمی از مبارزان و سلحشوران و بزرگان بجای مانده است که تا آنجا که در دسترس ما میباشد برای آن گروهی که شیفته ایران و تاریخ کهن ایرانند نوشتار خواهد شد. باشد که این خود پیشتازی باشد برای مردم و بخصوص زنان آزاده ایران که هموار محور اصلی ارزشها و نهادهای این کشور اهورائی بودند. براین باورم که این نوشتار و گزارش خود راه دار شیر زنان این سرزمین خو.اهد شد که برای حفظ کیان سرزمین ایران بوده و باشند، که تاریخ ما و حتا نوادگان ما در آینده مدیون آنها خواهد بود .
آیا زن در تمام دوران کهن و در مقابل ادیان مختلفه تاریخ برابری با مردان داشته اند؟؟؟؟؟؟ زن در حکومت هخامنشیان : در نخستین تمدن آریائی مردان تنها یک زن میگرفتند . اما پس ازتشکیل حکومت هخامنشیان ، در نتیجه تکامل طرز تولید و افزایش تولید اضافی و بوجود آمدن تدریجی طبقات مختلف ، تعدد زوجات در بین طبقات مرفه و ممتاز جامعه و بخصوص در بین سلاطین و شاهزادگان رواج یافت . زنان هم تراز مردان در کارهای ساختمانی و تولیدی مثل مردان شرکت داشتند . ویل دورانت نوشته - در زمان زرتشت ، زنان منزلتی عالی داشتند ، با کمال آزادی و با روئی گشاده در میان مردم رفت و آمد میکردند و صاحب ملک و زمین می شدند و در آن میتوانستند دخل وتصرفات مالکانه نمایند . زنان فقیر چون برای کار کردن ناچار از آمد و شد در میان مردم بودند آزادی خود را حفظ کردند . در رساله اندرز آذر پاد مهر سپندان به نقل دینشاه آمده که - زن و فرزند خود را از تحصیل دانش و کسب هنر باز مدار تا غم و اندوه بر تو راه نیابد و در آینده پشیمان نشوی . در ایران باستان زنان وابسته به طبقه اشراف ، سایر زنان از قید حجاب نبوده و آزاد کامل دارا بودند . قوانین بابلیان در دوره داریوش : مرد فقط میتواند یک زن داشته باشد ولی اگر زن نازا باشد می توان زن غیر عقدی داشت . ازدواج بی قرارداد قانونی نیست .اگر کنیزی باز آزاد کامل با مردی ازدواج کند، آن کنیز مقام آزاد خود را می یابد .اگر شوهر زنش را طلاق دهد باید جهیزیه او را رد کند و یک سهم پسری از مال خود را به او ببخشد ولی اگر زن نازاست فقط جهیزیه به او بر میگردد . در مورد خیانت زن ، شوهرش او را اخراج یا برده می کند . زن میتواند اموالش را خودش اداره کند ، اجاره دهد ، جهیزیه خود را پس بگیرد ، مال خود را ببخشد ، تجارت کند ، در زمره روحانیون در آید . دخترانی که جهیزیه گرفته اند از ارث محرومند ولی آنها که جهیز ندارند در ارث بردن با پسران مساویند . در انجیل مسیح آمده است : ....اما من میخواهم شما بدانید که سر هر مرد مسیح است و سر زن ، مرد و سر مسیح خداست .- زیرا که مرد از زن نیست بلکه زن از مرد است ، مرد به جهت زن آفریده نشده بلکه زن برای مرد ، زن را اجازه نمیدهم که تعلیم گیرد و یل بر شوهر مسلط شود بلکه در سکوت بماند . زیرا که آدم اول ساخته شد و بعد حوا ،و آدم فریب نخورد بلکه زن فریب خورد و در تقصیر گرفتار شد . ای زنان شوهران خود را اطاعت کنید چنانکه خداوند را ، زیرا شوهر زن، سر زن است. وضعیت زن در نزد تازیان : زن در جامعه تازیان استقلال و شخصیت نداشت ، جزء مایملک ( ثروت ) مرد بشمار می رفت و هرگونه رفتاری با وی متداول و مجاز بود ،درنزد تازیان زن مثل سایر ترک ( باقی مانده = ارث ) میت (مرده = فوت شده) به وارث او منتقل میشد ، بعضی از اعراب مولود دختر خود را زنده بگور میکردند. ۱- آیات قرآنی و اسلام محمد در رابطه با زن : سوره اعراف آیه۹ ۸ ۱: اوست خدایی توانائی است که شما را ( مرد) از نفس واحده ( منظوراز گل و آب ) آفرید و جفت او را از او( زائده ای زیر دنده های پهلوی چپ او) آفرید تا موجب آرامش او شود . سوره بقره آیه ۲۲۰ : و نکاح( ازدواج) نکنید زنان مشرکه را تا زمانیکه ایمان آورند و هر آینه (در هر صورت) کنیز ( برده زن) مومنه بهتر است از مشرکه و اگر چه خوش آید شما را و زن نه دهید مشرکان را تا وقتی که بگروند ، (در هر صورت) هرآیینه بنده مومن بهتر است . سوره بقره آیه۲۲۳ : ای مردان زنان شما کشتزار شما می باشند، شما ملک خود را پس بیابید کشتزار خود را از هرجا خواسته باشید و مقدم دارید برای خودتان و هر آنچه کنید با آنها حق شما ست. سوره المومنون آیه۶ و۵ : و آنان که ایشانند بایدعورتهاشان را نگاه دارند - مگر بر زوجهاشان یا آنچه را مالک شده اید. آنها در اختیار شمایند بدون ملامت ، کنید با آنها هر آنچه خواهید. سوره نور آیه۴ و۲ : زن زناکار و مرد زنا کار پس بزنید هر یک از آن دو را صد تازیانه و زن زناکار را سنگسار کنید و آنان که نسبت زنا دهند بزنان با عفت اگر نیاورند چهار گواه ، پس بزنید ایشانرا هشتاد تازیانه و قبول نکنید گواهی ایشان را. سوره احزاب آیه۳۵ : بدرستی آنکه مردان گردن گزارنده و زنان گردن نهنده و مردان شکیبا و زنان شکیبا و مردان با خضوع و زنان با خضوع و مردان صدقه دهنده و زنان صدقه دهنده و مردان روزه دار و زنان روزه دار ومردان نگاهدارنده فرجهای زنان و مردان یاد کنندگان خدا را بسیار و زنان یاد کننده ، خدا من آنها راشمارش کرده و ایشان را آمرزش و مزدی بزرگ دهد. سوره احزاب آیه ۷۳ : تا عذاب کند خدا مردان با نفاق و زنان با نفاق و مردان شرک آورنده را و زنان شرک آورنده را و توبه پذیرد خدا از مردان گرونده و زنان گرونده و باشد خدا آمرزنده مهربان . سوره تکویر آیه ۹ و ۸ : و آنگاه که دختران زنده در گور کرده پرسیده شوند - که به کدام گناه کشته شده . - سوره نساء آیه ۳ : واگربترسید که عدل نورزید دریتیمان پس نکاح کنید آنچه را خوش آید شما را از زنان دو و سه و چهار پس اگر بترسید که عدالت نورزید پس یکی یا آنچه را مالک باشد دستهاتان آن نزدیکتر است که میل نکنید . آیه ۲۹ : و آنکه استطاعت ندارد بگیرد زنان توانگر آزاد ایمان دار را بزنی.، پس ازآنچه مالک شد دستهاتان از کنیزانتان که ایمان دارند و خدا داناتر است به ایمانتان بعضی تان از بعضی است پس بزنی بخواهید آنرا برخصت صاحبهاشان . -آیه۳۸ :مردان کارگذاران و فرمان روایند بر زنان ، بآنچه فزونی داده خدا ، بعضی ایشان را بر بعضی و بآنچه انفاق کردند از اموالشان پس نیک زنان پرستارانند و نگاه دارنندگانند خود را در وقت حاضر نبودن شوهر، بنگاهداشت خدا و آن زنانی را که میترسید از نافرمانی ایشان پس به پند کنید آنها را ودوری کنید از آنها در خوابگاهها و بزنید ایشان را پس از آنکه فرمان برند باشند که آنها در امانند از شما ، پس مجوئید بر ایشان راه آزاری ، بدرستیکه خدا باشد برتر وبزرگتر .
- همچنین آیات دیگری نیز در مورد برتری مردان بر زنان در مورد طلاق و ازدواج ، وظایف زنان ، کارهائیکه بر زنان ممنوع و حرام است ، شهادت دادن زنان ، منع قضاوت و غیره آمده که از ذکر آنها خودداری و مفهوم آن آیات و آیاتی که در بالا آمد و آنچه را که فقه اسلامی از قرآن در مورد زنان تفسیر نموده و جزوشریعت اسلامی میدانند در زیر می آوریم و بعد به بررسی آنها میپردازیم . ۲- مفهوم آیات قرآنی و نظر شریعت اسلام در باره زن و نقد و بررسی آنها: (خلق زن در قرآن) : خدا از باقیمانده خمیره آدم ، حوا را برای آسایش و آرامش و شرکت در زندگی آدم و بکار انداختن کارخانه آدم سازی خلق کرده ، زن جزء اخیر و علت تامه کمال آفرینش است . و فقهای اسلام می گویند که خدا در قرآن گفته : برای فرزندان پسر آدم دخترانی چون مادرشان از جنس فرشتگان و اجنه آفریدیم واز تولد و تناسل از فرزندان طبقه دوم آنها شروع شده و دختر عموها با پسر عمو ها عقد بستند. و روایت شده از امام باقر و صادق شیعیان در بحار مجلسی که : هر زن خوشروی و خوشبوی و خوش خوی و خوش سیرت باشد ، نسبش بمادر حوریه ( ملائکه، فرشته) میرسد و هر زن بدخوی و بد بوی و بد روی و بد نفس باشد نسبش بمادر اجنه میرسد . جالب است بدانید که برخی فقها گفته اند : حوا مادر بزرگ همه بشر و شاخص تربیت و تعلیم در نشو و نمای فرزندان بود ، او مادر نمونه بود و بیش از ۵۰۰ پانصد فرزند آورد و همه را بترتیب تعلیم مکتب آسمانی داد و بکمال رساند !. بررسی : در مورد خلق آدم و حوا از گل و...میگذریم ، کودکانه و غیر علمی بودن این داستان را قبلا در بحث تکامل روشن کرده ایم . اما باید در اینجا توجه کنیم که در قرآن و اسلام حتی از نظر به اصطلاح آفرینش انسانها ، زن در درجه دوم قرار دارد و از همین جاست که درجه دوم بودن و مقام پایین تر داشتن از مرد برای زن یک اصل است . زنی که خدا او را برای آرامش خاطر و آسودگی خیال مرد درجه اول آفریده . در مورد ازدواج به اصطلاح فرزندان حوا با حوریه و اجنه ، به علت بسیار مزخرف بودن آن می گذریم و نکته دیگر اینکه خدای دانا و توانای قرآن محمد هیچ خبری از اجتماعات اولیه بشری و انواع ازدواج در پیش از تاریخ و اوائل تاریخ بشری نداشته و مسلمین هم بدین خاطر میخواهند ثابت کنند که حتی از شروع زندگی به اصطلاح فرزندان آدم و حوا ازدواج بین برادر و خواهر نبوده و اخلاقی و شرعی بوده و آنها حرام زاده نبوده اند !!!!!!! (برتری مرد بر زن در قرآن و اسلام) : مردان بر زنان قیومت ( اختیار دار) دارند و برتری داده شده اند ، مردان کار گذار و فرمانروایند بر زنان ، زنان برای مردان همچون کشتزارند ، مرد میتواند در یک زمان چهار زن و تعدادی کنیز( صیغه و یا برده زن) غیر عقدی داشته باشد ، مرد باید اجازه بیرون رفتن زن از خانه را بدهد ، زن باید خود را برای هر لذتی که مرد می خواهد تسلیم نماید و بدون عذر شرعی از نزدیکی کردن او جلو گیری نکند ، دختری که به حد بلوغ رسیده اگر بخواهد شوهر کند واجب است از پدر یا جد پدری خود اجازه بگیرد ، مرد میتواند زن خود را طلاق دهد حتی بدون اینکه زن را آگاه کند ، مرد میتواند زن را قبل از عقد کردن ببیند ( و بقول روایتی که در کافی از ابی عبدالله آمده : باید ببیند که چه چیزی میخرد و مالش را برای چه میدهد!) ، شریعت اسلامی تسلط مرد بر زن را مسلم شناخته : مرد خودرا مالک زن میداند ، مرد در ارث و شهادت دادن دو برابر زن حقوق دارد ، مرد قوی و زن ضعیف است ، مرد حاکم و زن رعیت است ، مرد آقا و زن تابع است ، مرد اجازه دارد زن خود را بزند ، زن از نظر عقل در درجه پس از مرد قرار دارد ، بعلت ضعف مدارک و مشاعر زن طلاق به مرد سپرده شده ، قرآن و اسلام تعدد زوجات را برای مردان تصویب نموده ، باید در امور مالی و قضایی و حقوقی بجای یک مرد دو زن شهادت دهند بررسی:آنچه در بالا آمد بخوبی برتری مرد بر زن در اسلام و قرآن را روشن میکند ، این برتری مردان بر زنان آنقدر آشکار است که به هیچ صورتی نمی توان آنرا انکار و یا توجیه کرد و مترقی جلوه داد می بینیم که چگونه حکومت مردان و مردسالاری بر سر زنان حاکم است و زنان انسانهای درجه دوم و زیر دست مردان و بردگان خانگی محسوب می شوند و اصلا اثری از مساوات و برابری حقوق سیاسی و اجتماعی بین زنان و مردان بچشم نمیخورد ! (برتری زن بر مرد در قرآن و اسلام) : ببینیم در اسلام و قرآن زن چگونه برتری هائی نسبت به مرد دارد : زن برتری برمرد دارد و آن از جنبه اخلاقی و احساسات تند و رقیق اوست که چون بسرعت تحت تاثیر میگیرد و زود رنج باید او را مقدم داشت در خوردن و لباس پوشیدن و مسکن دادن و خوابیدن و موجبات رفاه و آسایش فراهم نمودن زن مقدم بر مرداست . البته اینها در صورتی است که زن وظایفش را نسبت به شوهر انجام دهد و نا فرمانی نکند . چنانکه دیدیم برتری و تقدمی که زن به مرد دارد در مورد اموراجتماعی و سیاسی و حقوقی و فرهنگی و اقتصادی نمی باشد ، بلکه از نوعی است که یک کودک را می توان در خوردن و خوابیدن و غیره به بزرگترها برتری داد، تنها در همین حد پایین و کودکانه است ! (برابری زن و مرد در قرآن و اسلام): برابری زن و مرد در اسلام را فقط میتوان در قسمت عبادات و بندگی خدا و به اصطلاح در آمرزش و اجر و عذاب آنها در آخرت دید . بطوریکه در سوره احزاب آیه ۵۳ و ۷۳ آده م: در قسمت عبادات و بندگی زن در کنار مرد می باشد یعنی در گردن نهادن و ایمان به خدا ، در شکیبائی ، در خضوع ، در صدقه دادن ، در روزه گرفتن ، در نگهداری فرجهای خود و در یاد کردن خدا . و همچنین است مساواتشان در عذاب نفاق و شرک . بررسی : روشن است که ازدید قرآن و اسلام زن از نظر حقوق اجتماعی و سیاسی و غیره هیچگاه برابری با مرد ندارد و فقط برابریشان در عبادت و بندگی و اجر و پاداش و عذاب اخروی ، آنهم در آن دنیاست ! واقعا که عجب مساواتی دارند !!!!!!!! (قوانین اسلامی و نظرات قرآن در باره زن ): زن از نظراسلام یک کارخانه آدم سازی است که باید نخست در مراقبت از مرد شایسته باشد تا بعد هم بتواند مادر شایسته ای باشد . بله کارخانه ایست که در قرآن همچون کشتزار مردان از آن یاد شده ، اسلام برای زن جنگ را واجب نکرده ، اگر زنی مرتد شد کشتن او واجب نیست( زیرا اسلام اورا ناقص العقل میداند و مساوی دیوانگان کرده است) بخلاف مرد مرد که باید او را کشت ، شرکت دادن زنان در امور مهم اجتماعی با دیانت اسلام مخالف است ،اسلام زن را ناقص العقل میداند، زن از پرداخت جزیه و دیه عاقله معاف است ، بر زن قسامه و سوگند در باره قتل واجب نیست ، نفقه زن را اسلام بعهده شوهر قرار داده ، امامت و پیشوائی و راهنمائی و رهبری نیز در حدود اختیارات زن نیست .در اسلام زن برای قضاوت و حکومت منع شده ، در قرآن یکی از چیزهائیکه عظیم شمرده شده کید و مکر زن است ، اسلام به مقام مادری زن ارج نهاده ، اسلام دختران را از کشتن و زنده بگور شدن نجات داده ! و البته ناگفته نماند که در اسلام زن آزاد است که کنیز و غلام بخرد !! |