خشته تره اهورهی مزدا

 بنام خداونده بخشنده مهربان ( بنام یزدان پاکی ها که مهربان و بخشنده و گشایندهَ خرد است)

خلاصهَ از  تاریخ ایران



به امید ایزد توانا نوشتاری کوتاهی از تاریخ سر زمین کهنمان پیش میکشم

بر این روی استوارم که تا میتوانم بدون غرض ورزی باشد نه بشکلی که جمهوری اسلامی همه تاریخ کهن مارا تحریف و عوض کرده تا شاید بتواند در این راه هم مردم ما را به بیراه بکشاند ، ولی همیشه پیران دیر فرموده اند :

 که هرگز ماه برای همیشه زیر ابر نمی ماند و سیاهی شب نیز همیشه برای زغال میماند .

چکیده از تاریخ ایران :

هر آنچه از نوشتارها و نبشته سنگواره های باقی مانده چنین یاد آور تاریخ ما می باشد .

پس از آنکه آریائیان از جنوب سیبری کوچ کردند و از طریق هندوستان به ایران رسیدند با اقوام بومی و کهن این سر زمین مخلوط گردیدند .

 

ترکیب قوم آریایی با اقوام کهنی که پیش از آنها در منطقه فلات ایران ساکن بودند که آنها نیز از اجداد قبلی پدران  آریایشان تشکیل شده بودند، ملتی را پدید آورد که در طول هزاران سال ، پیوستگی آنها باهم  سلسه ای از تمدن ها و امپراطوری های بزرگ را در جهان کهن به وجود آورد . این ملت با بهره گیری از میراث تمدن های کهن تر از خود نظیر بابل ، اورارتو ، آشور و عیلام ، تمدن و دولتی بزرگتری  را بنیان نهادند و در طول زمانی بس دراز با وجود فراز و نشیب فراوان و شکست ها و فروپاشی ها ، فرهنگ ، آثار تمدن ساختمانی ،اصل برابری،اصل حقوق بشر ، زبانها ، مذاهب و بسیاری از دستاوردهای دیگری را نصیب تاریخ و مردم جهان نمودند .


حمله اسکندر
 مقدونی و هجوم یونانیان  و تجاوزات تازیان سبب آن شد که چندی استقلال سیاسی و سپس فرهنگی را از این ملت و سرزمین بر گرفت اما بازهم با رستاخیزهای ملی بوسیله سلحشورانی که بعدا در جا خود درباره آنها سخن خواهد گذشت ، بپا خواست و فرهنگ و سیاست مخصوص خود را  با برپائی  حکومت و دولتهای مخصوص با ویژگی های سرزمینی و ملی آریائیان به وجود آوردند و صد ها سال ، سرداران و فاتحان بزرگ رومی را پشت آب های الوند رود وادار به شکست و سرافکندگی نمودند .
یکی از مشهور ترین حاکمان رومی یعنی کراسوس ، در زمانی که دولت روم در حال اوج گیری بود ، و نه بهنگامه ضعف یا ناتوانی اش ، بدست سرداران و لشگران پارتی با همه سپاهیانش نابود شد .این شخص همان فردیست  است که در تاریخ روم درباره نقشه ها جنگیش و نبرد او با اسپارتاکوس زبان زد تاریخ اروپاست، هر آنچه از نوشتارهای کهن ونو بر می آید ، این شکست کاملا روم را تکان داد و متوجه خطر پارت ها نمود . همین اتفاق در زمان ساسانیان هم تکرار شد و سه امپراطور رومی توسط لشگران ایرانی ، کشته شدند و یا به اسارت درآمدند و وادار به صلح شدند .


اما نکته بسیار جالب آن است که ایرانی در اکثر اوقات ویژگی اش کشور گشایی نبوده است . گاهی مواقع پیش می آمده ملت ما در جنگی شکست میخورده ، ولی این شکست نه بآن معنی بود که برای همیشه ازبین برود بلکه ملت ما همیشه هدف فاتحان و زورگویان بوده، اما نه مغلوب ایشان .

چرا که همواره این فرهنگ و هنر و اندیشه ایرانی بوده ، که قوم فاتح را اسیر و مفتون خویش می ساخته .

 هرودوت تاریخ نویس یونانی ، درباره  کمبوجیه فرزند و جانشین کوروش  بد گویهای بسیار میکند ، ولی هر آنچه از کتیبه ها و نوشته های مصری ، که از زیر خروار ها خاک بدست آمده اند ، او را چون حاکمی دادگر می ستایند .

 

بطور کلی تاریخی که ما از آن صحبت میکنیم و در اینجا جمع آوری شده بطور حتم تاریخ اصلی و کامل این سرزمین نیست بلکه این ذره ایست در مقابل دریائی . و این بقایای باقی مانده ست که بعد از هجوم اسکندر مقدونی و تجاوزات تازیان وحمله مغولان وبه آتش کشیدن تمام کتابخانه های این سرزمین برجای مانده که دنیای کنونی را افسون میکند واین باقی مانده هاست که خود بخود سبب میشود که سر بزرگان و دانشوران و سخنوران دنیا رادر مفابلش وادر به فرود آمدن میکند .

البته باید بگویم که من ذره هستم در مقابل استادانی که کتابه نوشته اند و پژوهشها کرده اند تا ما بتوانیم این ذره ها را بشناسیم.

امیدوارم که من هم بتوانم با این نوشتارها کمی دین خود را نسبت به ایران و ایرانیت ادا نمایم .  

 

زمان میلادی

زمان هجری

سلسله

پادشاه

رویدادها

پایتخت

حدود ٧٢٠ تا ٥٥٠ (پیش از میلاد)

پ.ت.ت.

 

مادها

دیا اکو

در ابتدا از چه که باقی مانده حکم فرمائی منطقه در دست مادها بوده است .

دیااکو هفت قبیله آریایی را در شهر هگمتانه متحد میکند.

هگمتانه

(همدان)

فره ورتیش

 

هوخشتره

 

آژی دهاگ

هوخشتره پدر بزرگ مادری کوروش بزرگ می باشد . که قصد از بین بردن نوه خود را میکند .

 

 کوروش بزرگ( کوروش سوم) 

 

 

از نوشتار های کهن وهرودت تاریخ نویس یونانی درباره کورش سوم ( کوروش بزرگ ) و چگونگی به سلطنت رسیدن او چنین بر میآید .

کوروش بزرگ پنحمین پادشاه سلسله هخامنشی بوده و در بین سالهای ۵۲۹ تا ۵۸۰ (قبل از میلاد مسیح) پ.ت.ت میزیسته.

 

شجره نامه کوروش بزرگ

 

هخامنش

چیش پش اول

کمبوجیه اول

کوروش اول

چیش یش دوم

آریا ینا                                             کوروش دوم

ارشام                                              کمبوجیه دوم

ویشتاسب                                       کوروش سوم(یزرگ

داریوش اول                          کمبوجیه سوم( فاتح مصر)

 

سرگذشت کورش بزرگ

 

هر  آنچه که از نوشته ها و کتابهای باقی مانده از گزند آتش سوزیهای دستیابی اسکندر مقدونی وآب شوئی مسلمانان ازحمله

 

تازیان به این سر زمین بر می آید.

در آن زمان هم ایران باستان بصورت ملک الطوایفی اداره میشده ولی در هرصورت زیر فرمای پر قدرت تری و در این زمان ماده ها حکومت اصلی را در اختیار داشتند .

 

مادر کوروش ماندانا فرزند پادشاه ماد آستیا ک ( فرزندهوخشتره ) همسر کمبوجیه پادشاه پارس بود .

شبی پدر ماندانا (پدر بزرگ کوروش) در خواب می بیند که از شکم دخترش درخت تاکی ( درخت انگور ) میروید و همه جهان را در بر میگیرد. آستیاک با ناراحتی از خواب بیدار میشود و از خوابگزاران تعبیر آن طلب میکند. باو میگویند از دختر تو و کمبوجیه فرزند پسری بدنیا خواهد آمد که سرزمین تو را نیزتصاحب خواهد کرد .

آستیاک بر آشفته دستور میدهد دخترش را از همدان بیآورند و او را بصورت یک زندانی نگاهداری میکند تا بروزیکه فرزند  پسری از ماندانا بنام کوروش بدنیا میآورد. آستیاک اورا بدست یکی از نزدیکانش بنام هارپاک میسپارد تا او را از بین ببرد و به ماندانا گفته میشود که فرزندش مرده بدنیا آمده . و اما هارپاک کوروش را بدست یکی از چوپانان خود بنام مهرداد که پارسی بود می سپارد تا اورا از بین ببرد. همسر مهرداد در همین زمان پسری مرده بدنیا آورده بود . مهرداد لباسهای کورش را بتن فرزند مرده خود میکند و او را بنزد آستیاک میبرد و بدین ترتیب کوروش از مرگ حتمی نجات میآید ودر نزد مهرداد بزرگ میشود. در نوشته ها آمده کوروش بعلت هوش و درایتی که همیشه از خود نشان میداد در میان بچه ها منزلتی دیگر داشت و همیشه او را بعنوان سرکرده انتخاب میکردند . در یکی از روزها در اثنای بازی یکی از زیر دستانش از دستور او سرپیچی میکند . کوروش دستور میدهد او را که فرزند  یکی از نجیب زادگان دربار بود تنبیه نمایند. بچه ائیکه تنبیه شده بود بنزد پدر رفته و جریان تنبیه شدنش را بوسیله یک  پارسی بیان میکند.

آن بزرگ بنزد پادشاه ( آستیاک ) رفته و ماجرای تنبیه شدن فرزندش را با او در میان میگذارد .

 

گویند آستیاک فرمان میدهد که کوروش را بیآورند ، پادشاه از او میپرسد با چه جراتی این بچه نجیب زاده را تنبیه کرده ای .

 

کوروش با گستاخی و همان متانت  بسی والای همیشگی خود جواب میدهد . چون او از دستور من سرپیچی کرده بود و این نه آنست که  طبق قوانین دربار کسی که از دستور ما فوق خود سرپیچی کند باید تنبیه شود . پادشاه از گفتار او در شگفت میشود و با خود میاندیشد که این بچه پارسی ساده  نمی تواند باشد که از چنین گستاخی برخوردار باشد، ولی وقتی بطور دقیق به چهره کوچک و جذاب کوروش دقیق میشود بخود میلرزد، چونکه

 چهره خود و خانواده و دخترش را در او می بیند.

 

 پس با تهدید ازمهرداد راستی جریان را جویا میشود وبدین ترتیب به حقیقت پی میبرد. پس پادشاه بار دیگر خوابگزاران را طلب میکند و از آنها کسب تکلیف میکند ، آنها باو اطمینان میدهند که خواب او تعبیر شده او میبایستی شاه شود و الان  می بینید که او شاه شده ولی شاه کودکان،  پس از آن پدر بزرگ آسوده خاطر میشود . بدین ترتیب بار دیگر کورش از خطر مرگ نجات پیدا کرده و بنزد پدر و مادرش به همدان فرستاده میشود .

 

آستیاک در 35 سال حکومت خود یکی از پر قدرت ترین پادشاهان ماد بود . وی همیشه بر آن بود که بیک صورتی خود را به آسیا صغیر برساند ولی بعلت اینکه پدرش با کشور لیدی قرداد صلحی بسته بود نمی توانست، بهمین جهت سعی بر آن گذارد و سپاهیان خود را به بین النهرین و سوریه فرستاد و سرحدات متصرفات خود را به خلیج فارس رسانید و هم مرز پارسیان شد.

 

او با قدرت اشراف زادگان که در زمان پدرش در دربار داشتند مخالف بود ولی بجای آن به مغ ها و روحانیون میدان میداد و این خود سبب آن شده بود که در میان ارتشش و سردگانش مخالفان زیادی پیدا کند. در این میان یکی از سرکردگانش بنام کارپاگا با شاه ایران کورش دوم نوه آستیاک تماسهائی میگیرد و این خود سبب آن میشود که آستیاک بهانه ائی بدست میآورد و به پارس لشگرکشی می نماید.

 

در همین میان عده زیادی از لشگریانش که از جوانمردی و بزرگی کورش که شهره آفاق شده بود از آستیاک جدا شده و به  سپاهان کورش میپیوندند ود رنبرد سختی که بین این دو دست میدهد مادها شکست میخورند و آستیاک کشته میشود و باین ترتیب سلسله هخامنشی جانشین مادها میشود

چنانکه گذشت امپراطوری هخامنشی با تدبیر کورش بزرگ و با یکی شدن دو قوم بزرگ آریائی،  پارس و ماد بزرگترین امپرطوری جهان را بوجود می آورد .

 

گرچه نام کورش بزرگ همیشه ببزرگی شناخته شده بود البته نه بخاطر کشور گشایش بلکه از نقطه نظر کنترل و هدایت امپراطوری و رسیدگی بیسابقه  بکارهای مردم زیر فرمانش و کشورهای شکست خورده و افراد مغلوب ، و این خود سبب پیروزیهای بی حد او در آسیای صغیرشد . او ارتشش را بسوی مرزهای شرقی هدایت کرد . پارتها و هرسینیا  که جزو تصرفات مادها بود بتصرف در آورد . او بعد از تصرف آرخوزیا و مارگیا و باختریا متوجه غرب گردید . بعد از آن متوجه سرزمین بابل و مصر شد، زیرا که مردم آن دیار در زیر

 ظلم و ستم پادشاهان و حکام آن زمان رنح میبردند .

 با تصرف بابل توانست قوم یهود که بیش از 40000 تن بودندو  سالها در اسارت و مورد ظلم وجور بابلیان بودند آزادی نماید و آنها را به سرزمین خودشان فلسطین بفرستد . این گامی بود که او در راه بشردوستی و صلح و صفا برای بشر به ارمغان آورد و وزش نسیم تازه بود از شرق بوسیله کوروش بخاطر آنکه اوبرای حقوق بشر احترام خاصی قائل بودو نقشه  و تدابیر او بود که امپراطوران بعدی و حتی سلسله های بعد از هخامنشی تمام نقشه های کشوری و مملکتداری خود را ازروی کارهای او بطور حتم الگو گرفتند.  یهودیان باو نام شبان و فرستاده خدا  و یونانیان باو قانونگذار لغب داده اند. 

او برای جلوگیری تاخت و تاز    قبایل و همسایگان تجاوزکار در کشور استهکامات مختلفی بنا کرد و کشورپهناورش  را به استانها تبدیل و هر قسمت را به یک ساتراپ یا استاندار داد وبرای جلوگیری از  ظلم و ستم آنها بر مردم مقررات مهمی را بوجود آورد  و برای خبر داشتن از اقصاء نقاط کشور اولین پست و پستخانه را بنام چاپار را بوجود آورد.او قبل از مرگش پایتخت امپراطوری بزرگش را   در محلی بنام پاسارگاد بنا نهاد.

در اثر تجاوزاتی که بوسیله قبائل نیمه صحرانشین ماساژتها یکی از تیره های سکایی در طرف دیگر رود اُراکس بودند و مرزهای شمال شرقی ایران را مورد تجاوز قرار داده بودند مجبور به جنگ با آنها شد . در آغاز کار پیشرفتهائی هم نمود ولی ملکه تومیریی با وعده صلح و کنار گذاردن جنگ او را به داخل سرحدات خود میکشد  درجنگی سختی  که بین دو سپاه در میگیرد کوروش بزرگ شدیدا زخمی میشود که در اثر جراحات وارده بعد از سه روز بدرود حیات میگوید ودنیائی را از وجود خود بی بهره میگذارد .   

جسد او را داریوش بزرگ  به پاسارگارد آورد ودر محلی بنام مشهد مرغاب بخاک سپرد  .

 

 

یهودیان نام او را جزو مقدسین خود میدانند.او اولین قانون حقوق بشر را نوشت واجرا نمود .

کوروش بزرگ مردی است که در طول تاریخ کمتر نظیرش وجود داشته . کوروش اولین کسی بود که راه و روش درختکاری منظم را بوجود آورد و به کشاورزان آموخت ( یعنی به سان نظامیان ردیف بندی کرد ) و به دست خود به صاحبان زیبا ترین درختان  مدالهای جواهرنشان بخشید و همه ساله جایزه کشاورزی به کشاورزان میداد و چشن درختکاری را بوجود آورد.

 ا و دستورات خود را بر لوحه  استوانهَ از گل پخته بخط میخی نوشته  که در اواخر قرن نوزدهم پیدا شده که بر آن فرمان کوروش بزرگ به هنگام تسخیر شهر بابل نوشته که هماکنون نیز در یکی از موزه ها موجود میباشد .این نوشته   یکی ازکهن ترین اسناد کتبی است که از دادگستری و اجرا حقوق بشررا در تاریخ ایران نشان میدهد واین بزرگترین افتخاراتی است که هر ایرانی باید به آن ببالد .

 

او اولین شخصی است که حقوق بشر را به همنوعان خود و به جهانیان آموخت و اعلام کرد :

 

منم کوروش شاه شاهان، شاه بزرگ، شاه عادل، شاه بابل، شاه سرزمینهای سومر و آکاد، شاه چهار گوشه جهان، فرزند( پسر) کمبوجیه ( دوم )، شاه بزرگ، شاه آشور، نوهَ  کورش ( دوم )، شاه بزرگ، شاه شاهان، نتیحهَ جیپش ( دوم ) شاه مقتدر، شاه آشور که سرحد سرزمینش بی انتها بود

منم کوروش، شاه جهان، شاه دادگر، آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم همه مردم بابل گامهای مرا با شادمانی پذیرا شدند، ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد، نگذاشتم رنج وآزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید، من برای صلح کوشیدم، من برده  داری را برانداختم، به بدبختیهای آنانها پایان دادم .

فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدایان خود آزاد باشند، من همه شهرهائی که ویران شده بود از نو ساختم، فرمان دادم تمام نیایشگاه هائی را که بسته شده بود بگشایند وهمه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگردانیدم، همه مردمی را که پراکنده و آواره شده بودند به جایگاه خود برگرداندم و خانه هایشان را که ویران شده بود آباد کردم، من برای همه مردم جامعه ای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم هدیه کردم

 

٦٧٥ تا ٣٣٠ قبل از میلاد

 

هخامنشیان

کوروش

با تسلط بر مادها - فتح بابل وآزادی یهودیان که بی از ۴۰۰۰۰نفر بودند و دادن اجازه به کوچ آنها بسرزمین اصلیشلن ( فلسطین ) و اجازه برای ساخت معبد به یهودیان و دیگر معابد –تعمیر معابد بالیان که در زمان پادشاه وقت بویرانهَ تبدیل شده بود – آزادی زبان و مذهب  -یهودیان او را در ردیف پیامبر خود میدانند و اورا آزادکننده و یونانیان اورا قانونگزار مینامیدند - فتح لیدی – استقرار حکومت بزرگ پارسی – برادری و برابری ایرانیان با همه افراد کشورهای تصرف شده که خود سبب شد بسیاری از کشورهای آن زمان خود تقاضا بزیر پرچم ایران رفتن را بکنند –اجباری کردن ورزش و سوارکاری برای کودکان -  انتشار منشور حقوق بشر که هماکنون سر لوحه سازمان ملل متحد میباشد - شورش و دست اندازی قبیله ماساژتها ( نیمه وحشی صحرا نشین ) یکی از تیره های  ساکها در شمال ایران وبرداشتن زخمهای شدید که در اثر همین جراحات بدرود حیات میگوید . 

شوش، هگمتانه، سارد، تخت جمشید

کمبوجیه

کمبوجیه پسر کورش به سلطنت می رسد، فتح مصر

گئومات

در نبود کمبوجیه، گئومات مغ خود را به جای بردیا برادر کمبوجیه معرفی می کند و به حکومت می رسد و کمبوجیه نیز دور از وطن در اثر یک تصادف و عجله ایکه داشت در موقع سوار شدن بر اسب بوسیله شمشیر خودش از ناحیه ران زخم عمیقی بر میدار و در اثر همین امر می میرد. گئومات از شباهتی که به بردیا داشت استفاده کرده و در ضمن با کمتر هویدا شدن در انظار عمومی  و وعیده های مختلف بمردم حکومت خود را می قبولاند.

داریوش

فتنه گئومات توسط داریوش و متحدان خاموش می شود، شورش های مختلف در کشور فرو نشانده می شوند، داریوش دستور شروع به ساخت تخت جمشید را می دهد، ایران در زمان داریوش قدرتمند می شود و سیستم هایی مثل مثل تقسیم کشور به چند استان متفاوت و پست (چاپار) برای اولین بار به کار می افتند

ایجاد سیستم صحیح مالیاتی –و ایجاد خزانه شاهنشاهی – ایجاد نقشه های شهرسازی و ایجاد جاده های سوسه ما بین شهرها – ایجاد آبیاری صحیح برای شهرها و کشاورزی - ایجاد ورزشگاه ها و صدها پروزه دیگر .

خشایارشاه

ایران به یونان حمله می کند و یونانیان برای به دست آوردن فرصت بیشتر برای ساخت یک نیروی دریایی بزرگ، سپاهی را به تنگه ترموفیل می فرستند تا سپاه بزرگ خشایارشاه را معطل کند. سپاه خشایار شاه پس از صرف وقت برای شکست دادن آن سپاه در کنار جزیره سالامیس به جنگ یونانیان می رود اما در جنگ دریایی سالامیس بعلت بزرگی کشتیها ایران و در ضمن طوفانهای دریائی و درهمسکسته شدن بسیاری از کشتیها  شکست میخورد.

اردشیر درازدست، خشایارشاه دوم، سغدیان، داریوش دوم، اردشیر دوم، اردشیر سوم، ارشک

هخامنشیان به تدریج ضعیف می شوند

داریوش سوم

علی رغم مقاومت هایی مانند مقاومت آریوبرزن در نقاط مختلف کشورو شوربختانه با همکاری عدهَ از ایرانیان دو رگه و ایرانیان وقتشناس و سودجو و خیانت پیشه که همیشه در تاریخ کهن ما پیش آمده ، سرانجام اسکندر مقدونی به کمک یونانی ها و مقدونی ها ایران را فتح می کند و تخت جمشید را آتش می زند، پایان کار هخامنشیان تمام کتاخانه ها به آتش کشیده شد و خزانه بتاراج رفت .اسکندر شاگرد ارسطو بود . گویند و در بسیاری از نوشتارها آمده که ارسطو با دیدن پیشرفتهای ایران و ایرانیان در شگرف شده بود و از روی حسادت وانتقام روسپی که اسکندر همواره بهمراه داشت تشویق به آتش زدن تخت جمشید میشود .اسکندر بعد از چیره شدن بر قسمتی از ایران آن زمان بباده کساری دست میزند . اومردی بود بسیار خود خواه واین خودخواهی نیز بوسیله استادش ارسطو تهحیج میشد . او هرگز از اشتباه کسی نمی گذشت چنانکه بعلت فشارهائی و بداخلاقیهائی که بر افسران ارشدش روا میداشت بطوریکه عرصه را بر آنها تنگ کرده بود که سر انجام  سر از فرمانش برداشنتد و او دستور داد همه آنها را در دم گردن زدند . در نوشتارها و حتی برای اثبات موضوع همجنس بازی اسکندر و بخصوص سربازان مقدونی رامیتوان از فیلم اسکندر که بتازگی بروی پرده سینما آمده بخوبی تشخیص داد .او در سن حدود سی و یک سالگی در اثر بیماریهای مختلف مقاربتی و غیره در میگذرد .

٣٣٤ تا ١٢٦ قبل از میلاد

 

سلوکیان

سلوکوس اول، دوم و...، آنتیوخوس اول، دوم و... و...

سلوکیان، یونانیان جانشین اسکندر بودند که مردم ایران را وادار به قبول فرهنگ یونانی و استفاده از زبان یونانی می کردند ولی خوشبختانه ایرانیان هرگز بدین کارتن در ندادند چنانکه در تمام دوران تاریخ مدون ایران این امر باثبات رسیده برای مثال حمله تازیان .

سلوکیه

٢٤٨ قبل از میلاد تا ٢٢٦ میلادی

 

اشکانیان

اشک اول

پارت ها به رهبری اشک اول حکومت کوچکی را در مقابل سلوکیان یونانی تشکیل می دهند . 

نیسا، صد دروازه

اشک دوم، سوم و...

بالاخره به همت اشکهای بعدی سلوکیان به طور کامل از ایران پاک می شوند - در این دوران جنگ هایی میان ایران و روم صورت می گیرد که اکثرا به سود ایران به پایان می رسند. در یکی از معروف ترین این جنگ ها کراسوس سردار رومی که برای فتح کل ایران به راه افتاده بود، شکست سختی از سورنا سردار ایرانی می خورد. مرزهای ایران در زمان اشک نهم به بیشترین حدود خود در طول تاریخ اشکانی رسیدند. سواران پارتی در تیراندازی مشهور بودند و می توانستند بر روی اسب، به هر جهتی تیراندازی کنند.

 

 

 

 

اردشیر بابکان

اردشیر از نوادگان ساسان از نوادگان کوروش هخامنش بر پایه َ تعالیم زردشت و ایرانیت و مردم دوستی  شورش می کند و آخرین اشک را در جنگهای متعدی که میکند از پا در می آورد و سلسله ساسانی را تشکیل می دهد. اردشیر ساسانیان بر آن بود که سلسله هخامنشی را بار دیگر بسر زمین ایران باز گرداند زیرا که خود را از خود را از اولاد کوروش میدانست .

 

 

 

 

شاپور اول

شاپور اول، در مقابل والریانوس امپراتور روم به پیروزی بزرگی می رسد و سردار معروف تاریخ روم بنام کراسوس را که در جنک با اسپارتاکوس شهره آفاق شده بود در جنگ بقتل میرساند و والریان که فردی قصیالقلب بود خلع نموده و به ایران می آورد  و و فرزند او را بتخت مینشاند . نقشی از او در نقش رستم وجود دارد که والریان در مقابل جلال و عظمتش بزمین زانو زده است   .

 

 

 

 

هرمز اول، بهرام اول، بهرام دوم، بهرام سوم، نرسی، هرمز دوم

 

 

 

 

 

شاپور دوم (ذوالاکتاف)

در حمله ای سخت اعراب را شکست می دهد و به روایتی کتف آنان را سوراخ می کند.ولی این گفتار غرض ورزانه تازیان است در حقیقت بخاطر داشتن هیکلی تنومند و دارا بودن شانه های پهن و سینهَ ستبر او را باین نام میخواندند 

 

٢٢٦ تا ٦٤٢ میلادی

 

ساسانیان

اردشیر دوم، شاپور سوم، بهرام چهارم، یزدگرد، بهرام پنجم (بهرام گور)، یزدگرد دوم، هرمز سوم، پیروز، بلاش

انقراض روم غربی بر اثر حمله قبایل وحشی

تیسفون

 

 

 

قباد اول      (دوره اول)

در زمان قباد آئین مزدک گسترش زیادی پیدا می کند. تا جایی که خود قباد نیز به آیین مزدکی در می آید و مزدکی را آئین کشور اعلام می کند. آیین مزدکی توسط مزدک پسر بامداد گسترش پیدا می کند. تعالیم مزدکی آئین ها و دستورات مشکلی داشته اند و شبیه به تعالیم کمونیستی بوده اند.

 

زاماسب

برای مدتی سلطنت از دست قباد به زامسب منتقل می شود. گفته می شود که زاماسب مرد عادلی بوده است.

 

قباد اول      (دوره دوم)

در این دوران وقتی قباد دوباره به سلطنت رسید به خاطر ترس از قدرت موبدان علاقه چندانی به آئین مزدکی نشان نداد

 

خسرواول (انوشیروان)

پس از قباد، انوشیروان، معروف به انوشیروان دادگر که وزیر دانایش بوزرجمهر (بوذرجمهر) یا بزرگمهر نام داشت به سلطنت رسید. در زمان انوشیروان کتاب کلیله و دمنه از هند به ایران آورده و ترجمه شد.از بوزجمهر بزرگ نوشتارهای زیادی بجای مانده که متاسفانه هم اکنون هرچه از وی باقیمانده بنام نهج البلاغه بنام علی درج میشود . او تخته نرد را در مقابل شطرنج هندیان بوجود آورد .

انوشیروان همچنین مزدکیان را قلع و قمع کرد و آنان را اعدام و یا زندانی کرد.

محمد ابن عبدالله قریشی در این دوران متولد می شود.

 محمد شخصی بود بینهایت کینه توز وخود خواه ، جاه طلب ، او در ضمن بمرض سرع مبتلا بود.اوتا سن هفده سالگی چوپان شترهای زنی چهل ساله بنام خدیجه بود و بخاطر ثروت زیاد که زن داشت و از طایفه قریش بنام خدیجه بود ازدواج میکند.

 

پدر محمد بنام عبدالله از خادم بت خانه کعبه بود و بهمین دلیل هم است که نام اورا خادم الله ( عبدالله) که بزرگترین بت کعبه بود نامیده بودند.

 محمد مدت بیست وسه سال بوسیله سلمان فارسی که از مریدان مانی و یکی از فراریان دربار قباد بود و در عین حال از ترس او به عربستان گریخته بود دروس ادیان دیگررا آموخت و سلمان بود که باو اموخت که میتواند خود را پیامبر معرفی نماید واز خواسته بود که با بردن پدیده به ایران انتقام او را از ایرانیان بگیرد .

 

هرمز چهارم

 

 

خسروپرویز

باربد موسیقیدان ایرانی در این دوره زندگی می کرد. رفتن محمد قریشی از مکه به مدینه در دوران خسروپرویز بود. بنا بتوسیعه سلمان فارسی و عایشه  نامهَ به  خسروپرویز مینویسد و او به اسلام دعوت کرده بود. نامه او بوسیله خسرو پرویز  پاره میشود و جواب خیر از اومیشنود تا آن زمان محمد فقط سعی بر آن داشت قبایل اطراف خود را مطیع نماید ولی عایشه که تحت تاثیر سلمان فارسی بود و محمد هم از شاگردان او بحساب می آمد او را متقاعد نمودند بهترین کار برای دستیابی به ثروت و شهرت آنست که با بزرگان در افتد. بهمین خاطر بود که محمد بر آن شد نامهَ به خسرو پرویز بنویسد . در دوران خسرو بهرام ششم یا بهرام چوبین که یک ژنرال ارتش بود حکومت را از شاه گرفت و خسروپرویز به روم شرقی گریخت و امپراتور روم، به او کمک کرد و حکومت را از بهرام باز پس گرفت. پس از این که شاه جدید روم شاه قبلی را کشت وبه حکومت رسید،خسروپرویز به خونخواهی از امپراتوری که به او کمک کرده بود، قسمتهایی از روم را اشغال کرد اما دوباره آنها را از دست داد.

 

 

 

 

 

قباد دوم، اردشیر سوم، شیرویه، ملکه پوراندخت، هرمز پنجم

 

 

 

 

 

یزدگرد سوم

یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی بود که در سن جوانی به حکومت رسید. زمانی که او به حکومت رسید، ایران در وضعیت آشفته ای قرار داشت. اعراب نیز پس از مدتی حمله به ایران را شروع کردند.البته در چهار جنگ سرحدی که مابین قوای تازیان و مرزنشینان در گرفت اغلب با پیروزی ایرانیان تمام شد ولی تازیان خبر از ثروت بیکران ایرانیان و زیبارویان ایرانی را شنیده و سعی همگان بر آن بود بهر ترتیبی شده بر ایران غلبه کنند و بخاطر همین موضوع در هر جنگی که تازیان برنده بودند همه مردم آن سامان را از پیر تا جوان و کودک قتل عام میکردند و زنان و دختران را بکنیزی (بردگی ) میبردن و از تجاوز نیز هرگز رویگردان نبودند و این خود سبب رعب و ترس در دیگر سامان میشد .و مردم برای رهائی از کشته شدن سعی میکردند از جلوی تازیان بگریزند و اینخود سبب پیروزی تازان در آخر کار شد.بچه های بدنیا آمده از طریق تجاوزات تازیان از آن ببعد بنام سید معروف شدند.

بین یزدگرد و عمر در این دوران نامه هایی نیز رد و بدل شد و سرانجام سپاه ایران به فرماندهی رستم فرخزاد در محل قادسیه در اثر طوفان شن و زخمی شدن سردار ایرانی در اثر نداشتن دید و کشته شدنش، یزدگرد برای سرکشی به سپاه بتنهائی از سرا پرده  بیرون  رفته بود مثل همیشه بوسیله افراد موقع شناس و ناشناس در نواحی مرو کشته میشود و بدین ترتیب سپاه ایران بدون سرپرست می ماند وایران

از یک مشت  تازی وحشی وبیابان گرد که جز غارت و تجاوز وکشتار چیزی در فکر نداشتند  شکست میخورد. به باین ترتیب تیسفون بدست تازیان افتاد و قتل عامها بدستور علی وعمر در ایران شروع میشود و ایرانیان به زور شمشیر و تجاوزات در خانواده ها مجبور کردند به اسلام بپیوندند در غیر این صورت سرشان بریده میشد و دخترانشان به کنیزی و پسرانشان ببردگی در می آمدند.

 کلیه کتابخانه ها و اماکن تحصیلی به آتش کشیده شد ، و با پند و استدلالی که علی  داماد محمد و امام اول شعیان داده بود : ببینید اگر در این کتابها که در کتابخانه هایش موجود میباشد چیزهای موافق  قران وجود دارد  ( چون به آنها طوری اموخته بودند که قران کتابیست کامل و همه چیز در آن هست که متاسفانه هماکنون تروریستهای اسلامی نیز همانطور فکر میکنند ) بنا بر این به آنها نیازی نیست آنها را بسوزانید و اگر مخالف قران است که حتما باید آنرا سوزانید  و یاآنرا  با آب بشوئید زیرا هرچه درآن نوشتار شده کفر است و فقط با شستوشو میشود آنرا پاک کرد

 

 

قرن اول و دوم هجری قمری

امویان و عباسیان

خلفای اموی و عباسی

پس از عمر، عثمان خلافت به علی رسید نامبرده بعلت شقاوت قلب کشتارهای زیادی که از مردم بنی اسرائیل چه در زمان محمد قریشی( محمد ابن عبدالله ) (چنانکه یکی از افتخاراتش این بوده که همیشه بوسیله بسیاری از روزه خوانهای شیعه ( از جمله خمینی ) ذکر شده و میشود ( سربریدن هفتصد نفر از افراد بنی اسرائیل در یکروز وبتاراج بردن اموال و ببردگی کشیدن خانوادهایشان ))  .

پس از وارد شدن تازیان پابرهنه به ایرا ن و بتارج بردن نفایس و ثروتهای ملی همچون فرش بهارستان که بدستور علی بچهار قسمت پاره شد که سهمیه علی از فروش این فرش معادل ۱۰ هزار درهم آنزمان بود بتاراج بردن تقسیم جواهرات درفش کاویانی بزرگترین نهاد بشریت بدستور علی و عمر . علی بدست مرد پاک نهادایرانی که از ظلم ایشان بتنگ آمده بود بنام بهمن جازویه رامهرمزی  معروف به ابن ملجم بقتل رسید و حسن بتقاص خون پدر علی او را تکه تکه کرد . بعد از او امویان حکومت کرده و پس از چندی بعلت مشگلاتی که ایرانیان میهن دوست و در ضمن بعلت عیاشیهای باز ماندگان محمد ضعیف شدند، با کمک ابومسلم خراسانی (بهزادان) سردار نامی ایران ولی متاسفانه او مردی متعصب دینی بود. ایرانیان همیار او را بنام (سیاه جامگان) معروف بودند، او عباسیان را بخلافت رسانیدند، اما بعد همین افراد ابومسلم خراسانی را بوضع فجیعی کشتند و حکومتی ظالم تر از امویان را به وجود آوردند. بعدها قیام هایی از جمله قیام المقنع نیز علیه عباسیان صورت گرفت که سرکوب شد.

دمشق، بغداد

 

نیمه اول قرن سوم هجری

طاهریان

طاهر ذوالیمینین

طاهر از سرداران مامون بود که در خراسان حکومتی مستقل تشکیل داد. طاهر در چند جنگ خوارج را شکست داد. طاهر به تدریج سیستان و ماورا النهر را نیز تصرف کرد و آن مناطق را امن و آرام کرد. قیام سرخ جامگان به رهبری بابک خرمدین در آذربایجان علیه خلافت عباسی در همان زمان صورت گرفت. هنچنین مازیار نیز در این دوران در طبرستان قیام کرد که توسط طاهریان سرکوب شد.

نیشابور

امیران دیگر تا محمدبن طاهر

حکومت طاهریان در زمان محمد بن طاهر توسط یعقوب لیث صفاری سرکوب شد.یعغوب لیث صفاری یکی دیگر از سرداران ایرانیست که بر علیه ظلم و ستم تازیان برخواست وچندین بار سپاه تازیان را درهم شکست و خلیفه های عباسیان در مقابلش سر تعظیم فرود آوردند ولی شوربختانه در اثر مریضی بدرود حیات گفت و نتوانست نسل تازیان را از این مرزوبوم برچیند .

 

اواسط قرن سوم هجری

علویان

داعی کبیر

علویان از نسل حسن امام دوم شیعیان بودند و در طبرستان و دیلم  حکومت تشکیل دادند. حسین فرزند کوچک علی و امام سوم شیعیان در طبرستان قتل عامهای زیادی کرد و حتی خود را قهرمان طبرستان می نامید او بیش از چهارده هزار ایرانی را در این مکان بقتل رسانید .

 علویان به دست سامانیان نابود می شوند

آمل

ناصر کبیر

 

نیمه دوم قرن سوم هجری

صفاریان

یعقوب لیث صفاری

انقراض طاهریان توسط یعقوب- سرکوب خوارج – جنگ یعقوب با خلیفه عباسی

زرنگ یا زرند

عمرولیث

جنگ با امیر اسماعیل سامانی بر اثر توطئه خلیفه – اسارت عمرولیث توسط خلیفه و قتل او در زندان بغداد – پس از او صفاریان به طور ضعیفی حکومت کوچکی در اختیار داشتند.

 

قرن چهارم هجری

سامانیان

امیران سامانی

وزیرانی چون جیهانی و بلعمی –در این زمان است که شکوفائی علم و دانش بوسیله

 بزرگانی چون رودکی، ابوعلی سینا، ابوریحان بیرونی

در دانشگاه های بوجود آمده بوسیله ایرانیان بحد اعلی خود رسید .

 قدرت گرفتن تدریجی سپهسالاران

بخارا

اسماعیل

امیران سامانی

 

قرن چهارم هجری

آل زیار

مرداویج

 

اصفهان

وشمگیر

حمله سامانیان به آل زیار – آل زیار به جز گرگان همه متصرفات خود را از دست می دهند.

آل بویه

علی، حسن، احمد

شکست دادن خلیفه عباسی و به زندان افکندن او

 

عضد الدوله

کمک به عمران و آبادانی کشور و ساخت و ساز و کمک به کشاورزان

سایر امیران آل بویه

تجزیه و ضعف حکومت آل بویه

 

اواسط قرن چهارم تا اواسط قرن پنجم هجری

غزنویان

آلپتکین

 

غزنین

سبکتکین

گسترش حکومت غزنوی –

در این زمانست که بابا طاهر عریان شاعریکه نه سواد خواندن داشت و سواد نوشتن ولی یک نابغه بود واثار او همیشه زینت بخش ادبیات ایران استپا بعرصه وجود میگزارد.

سلطان محمود غزنوی

فتح سرزمین های بازماندگان صفاریان – تصرف قسمتی از قلمرو آل بویه – حمله محمود به هند – وزارت حسنک وزیر –

در این زمان است که  ابوالقاسم فردوسی توسی سراینده شاهنامه پدر زبان پارسی جدید و پاسدار زبان واحیا کننده ایران و ایرانیت زندگی میکرده

سلطان مسعود

قتل حسنک وزیر – شکست از سلجوقیان در جنگ دندانقان

١٠٥٥ تا ١١٩٤ میلادی

اواسط قرن پنجم تا اواخر قرن ششم هجری

سلجوقیان

طغرل

پیروزی بر مسعود غزنوی در جنگ دندانقان - براندازی بقایای آل زیار - براندازی آل بویه - تایید توسط خلیفه بغداد – وزارت عمید الملک و ابوالقاسم جوینی – زمان  زندگی ناصرخسرو قبادیانی

نیشابور، اصفهان، بغداد

آلب ارسلان

پیروزی بر روم شرقی (بیزانس) در جنگ ملازگرد و اسیر کردن امپراتور روم –

 وزارت خواجه نظام الملک

ملکشاه

مرزهای سلجوقی از چین تا ترکیه امروزی پیش

 می رود - وزارت خواجه نظام الملک –

 تاسیس مدارس نظامیه – در این زمان است که بر اثر فشارهای درباریان و معمول کردن زبان ترکی آذری کنونی زبان آذرآبادگان بصورت کنونی در آمد .

دوران قدرت حسن صباح سردسته اسماعیلیان آن زمان در غرب در قلعه الموت –

 تهیه گاه شمار جلالی توسط خیام وبا کمال تاسف  رسمی شدن تاریخ هجری شمسی .البته او بر آن بود که اولین قدم برای جدا کردن تاریخ ایران را از تاریخ تازیان و نیز قدمی بود بخاطر باز یافته ایرانیان بتاریخ گذشته خود و در ضمن جدا کردن قسمتهای اساسی و تاریخی ایران از زیر سلطه تازیان در کشور در کنار تاریخ هجری قمری که بعدها دوباره تا زمان رضاشاه بزرگ ایران پدر فراموش شده بود ، که بار دیگر بوسیله آن رادمرد بزرگ باز سازی شد  

سلطان سنجر

سرکوب سرکشی های داخلی

شاهان دیگر سلجوقی

قدرت گرفتن اتابکان – تجزیه حکومت سلجوقیان – تهاجم قراختاییان، غزها و خوارزمشاهیان – زندگی شهاب الدین سهروردی، شیخ اشراق

١٠٩٤ تا ١٢٣١ میلادی

قرن ششم و اوایل قرن هفتم

خوارزمشاهیان

قطب الدین محمد

 

سمرقند، گرگانج

اتسز، ارسلان، سلطانشاه،

تکش

زندگی نظامی گنجوی (گنجه ای)

سلطان محمد

تصرف سرزمین قراختاییان و همسایه شدن با مغولان – غارت کاروان مغول در شهر مرزی اترار، مطالبه قاتلین از طرف چنگیز، مخالفت سلطان محمد به خواست ترکان خاتون مادرش – حمله مغولان به ایران، فرار سلطان محمد به جزیره آبسکون در دریای مازندران – زندگی عطار نیشابوری

جلال الدین

جنگ ها و تعقیب و گریز های طولانی جلال الدین با سپاهیان مغول و مقاومت در برابر چنگیز در شهرهای مختلف

١٢٥٩ تا ١٣٣٥ میلادی

نیمه اول قرن هفتم تا نیمه اول قرن هشتم

اشغال مغولان

چنگیز خان

حمله به نواحی مختلف ایران و قتل و کشتار فراوان و آتش زدن کتابخانه ها و... – چنگیز در پایان عمر متصرفاتش را به فرزندانش جوچی، تولوی، اکتای و جغتای می سپارد

تبریز، سلطانیه

ایلخانان

هلاکو

سرکوب اسماعیلیان، انقراض عباسیان، ساخت رصدخانه مراغه

اباقا، تکودار، ارغون، گیخاتو، بایدو

زندگی سعدی – زندگی مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی مشهور به مولوی

غازان

مسلمان شدن غازان– وزارت خواجه رشید الدین فضل الله همدانی در دربار غازان

الجایتو (محمد خدابنده)

گرایش مغولان به تشیع – زندگی عبید زاکانی

ابوسعید

قتل خواجه رشید الدین فضل الله – سقوط ایلخانیان

 

اواسط قرن هشتم

دولت های محلی و هرج و مرج

حکام محلی

حکومت سربداران در این دوره بود که تعالیم اولیه آن به وسیله شیخ خلیفه گسترش یافت و پس از آن که او را به دار آویختند و گفتند او خود، خود را به دار آویخته، شیخ حسن جوری، شاگردش، راهش را ادامه داد. پس از آن، قیام مردم باشتین رخ داد و مردم به رهبری وجیه الدین مسعود و عبدالرزاق، شیخ حسن جوری را از زندان آزاد و حکومت سربداران را تشکیل دادند. سربداران بعدا به دست تیمور از بین رفتند.

 

 

 ١٣٨٤ تا ١٥٠٠ میلادی

اواخر قرن هشتم و قرن نهم هجری

تیموریان

تیمور لنگ

تیمور که خود را از بستگان چنگیز معرفی می کرد، در سه یورش سه ساله و پنج ساله و هفت ساله به ایران حمله کرد و ایران را تصرف کرد –مصادف با زمان زندگانی خواجه حافظ شیرازی

هرات    (از زمان شاهرخ)

شاهرخ

بنای مسجد گوهرشاد به سفارش همسر شاهرخ، گوهرشاد آغا – زندگی بایسنقر فرزند شاهرخ

الغ بیک

ساخت رصدخانه سمرقند – زندگی عبدالرحمان جامی شاعر فارسی گوی – قیام مارتین لوتر و رنسانس و به وجود آمدن فرقه پروتستان در مسیحیت و آغاز قرون جدید – زندگی افرادی چون لئوناردو داوینچی، نیوتون و پاسکال در اروپا

سلطان حسین بایقرا

اضمحلال تیموریان

 ١٥٠١ تا ١٧٢٢ میلادی

٩٠٧ تا ١١٣٥ هجری قمری

صفویان

اسماعیل

سلطنت شاه اسماعیل صفوی از نوادگان شیخ صفی اردبیلی با پشتیبانی ترکان قزلباش در تبریز- اعلام شیعه به عنوان مذهب رسمی – پایتختی تبریز -  پیروزی بر آق قویونلو ها که خود قبلا قراقویونلو ها را نابود کرده بودند – پیروزی بر ازبکان – جنگ چالدران با عثمانی دسیسه دولت انگلیس وبا دستیار روحانیون شیعه برای نجات کمپانی هند شرقی وجلوگیری خطر از حمله عثمانی به اروپا و پیشرفت آنها بطرف انگلیس .شکست ایران در آن به خاطر نداشتن توپ– مرگ اسماعیل بر اثر بیماری حصبه– اوج قدرت اسپانیا در اروپا

تبریز، قزوین، اصفهان

تهماسب اول

 پیروزی بر ازبکان – جنگ با عثمانی و سرانجام انعقاد قرارداد صلح آماسیه – گسترش مذهب پروتستان در اروپا

اسماعیل دوم

هرج و مرج در حکومت – سلطنت اسماعیل دوم پسر طهماسب و محمد خدابنده برادر اسماعیل دوم – زندگی محتشم کاشانی – حکومت اکبر شاه گورکانی در هند

محمد خدابنده

شاه عباس

سفر برادران شرلی به ایران و تاسیس کارخانه های توپ سازی به کمک آنها – پیروزی بر ازبکان – انتقال پایتخت ایران از قزوین به اصفهان - جنگهای بیست و سه ساله ایران و عثمانی و پیروزی ایران– رهایی بحرین و هرمز و گمبرون(بندرعباس) از دست پرتغالیا وباوجود پیروزی ایران در جنگ با عثمانیها با میانجیگری دولت انگلیس قسمت عمده ای از ایران یعنی از مرز کنونی تا سواحل دریای سیاه ازمیر بدولت عثمانی – ساخت عالی قاپو و سی و سه پل و...- زندگی میرعماد، کمال الدین بهزاد، رضا عباسی، شیخ بهایی، میرداماد، ملاصدرا، علامه مجلسی –تاسیس کمپانی هند شرقی و آغاز دست اندازی دولت انگلیس در همور داخلی و خارجی ایران بوسیله سر سپردگان عمامه بسران آملایان و آخوندها که بتدریخ کار دربار را بدست میگرفتند

شاه صفی، شاه عباس دوم، شاه سلیمان

کشفیات علمی گالیله – حکومت لوئی چهاردم و اوج اقتدار فرانسه – کشف قانون جاذبه توسط نیوتون در انگلستان – جنگ داخلی انگلستان و پیروزی الیور کرامول و تاسیس جمهوری که تنها تا زمان مرگ او پایدار بود – حکومت پتر کبیر در روسیه – آغاز به ساخت بنای تاج محل در هند به دستور شاه جهان بوسیله یک معمار ایرانی بنام محمود

شاه سلطان حسین

شورش افغانها در هرات – حمله محمود افغان به ایران – شکست سپاه عظیم صفوی از تعدادی انگشت شمار افغانی در نتیجه توصیه عدهَ آخوندهای شیعه درباری و رمل واستوراب و استخاره وخوب ندانستن زمان حمله و یا دفاع – محاصره اصفهان و قحطی شدید در اصفهان – تسلیم تاج سلطنت به محمود توسط شاه سلطان حسین و غارت اصفهان- صفویان سالها بعد تنها اسما حکومت می کردند یا نایب السلطنه بودند. شاههای بعدی صفوی، شاه تهماسب دوم، شاه عباس سوم، میر سید محمد و شاه اسماعیل سوم هستند

١٧٢٢ تا

١٧٢٩ میلادی

١١٣٥ تا ١١٤٢ هجری

افغان ها

محمود افغان

غارت کشور: تصرف قسمت های شمالی ایران توسط روس ها

غارت جنوب و مرکز مهم ایران بوسیله دولت انگلیس و تقسیم ایران بدو حوزه نفوذی بین روس و انگلیس

اصفهان

اشرف افغان

قتل محمود توسط اشرف پسرعمویش- شکست اشرف از نادر و کشته شدن در راه فرار در بلوچستان

 

(بخش دوم)