چرا خط ونشان ؟

اینروزها ما ملت ایران میرویم تا در تاریخ معاصر کشور قدیمی و بزرگمان  تحولی بس بزرگ  بعد از فتنه وشورش خمینی را رقم زنیم.

 ما ملت بر سر یک دوراهی جهت تعین استراتژی سرنگونی جمهوری اسلامی قرار گرفته ایم؛ منظورم این است که کدامین راه را ما باید بر گذریم ، تا این فاجعه ملی ( جمهوری اسلامی ) را پشت سر گذارده که در واقع برای  رسیدن و برخورداری از یک جامعهَ آزاد با  دمکراسی کامل و یک حکومت ملی و ایرانی  میباشد ؟؟؟؟

ما در این میان دو گونه دیدگاه داریم :

 ۱) آنهائیکه طالب خشونت می باشند و فکرمیکند مشت را با مشت و گلوله را با گلوله باید پاسخ داد !

۲) از دیدگاه غالب بیشترین آحاد ملت  در ایران و نیز در بین نیروهای ملی در درون و برون مرز شامل میشوند ؛ یعنی طرفداران نافرمانیهای مدنی و قیام به دور از خشونت .   

اما حامیان نظریه اول چه کسانی را شامل میشوند که خوشبختانه کمترین قشرهاما ملت را شامل می گردند ! ؟

این گروه بیشتر همان ورشکستگان سیاسی را شامل میگردند که عمری را بر طبل خشونت کوبیده اند و حاصل آن شد فاجعه ای به نام حکومت حمهوری اسلامی  که نتیجه آن بر همگان روشن است .  

حامیان خط خشونت در این شرایط با خود می اندیشند؛ رژیم بر لب پرتگاه قرار گرفته است و فقط به یک تلنگر جهت فرو ریختن نیاز دارد؛ پس بنا به دیدگاه ایدئولوژیشان؛ یک « یا علی » و یا « یا لنین » مددی سر میدهند و میگویند پیش به سوی جنگ مسلحانه !  

اینان بازماندگان همان گروهائی هستند که همین اشتباه استراتژیک را در ده شصت هم کرده و حاصل آن دادن تیغی بود که بدست استالین؛ مائو؛ هیتلر و در زمانهای دیرین به اسکندر؛ چنگیز داده شد و نتیجه آن همان  گاف سیاسی بود که تا آن  کند که در تاریخ ایران با حمله مغولان؛ اعراب تازی و ترکان متجاوز قابل قیاس است و بس!  

در این میان شخصی به نام کوروش عرفانی بسیار جالب و قابل توجه است؛ نه به آن جهت که به گفته ها  و نظریات نو مسلح هستند؛ خیر بلکه از آن جهت که نگارنده ارزش خاصی برای اشیاء و عناصر عتیقه قائل هستم ؛ من فکر میکنم اگر ما در این شرایط بخواهیم موزه ای از انسانهائی با نظریات عتیقه بگشائیم در بدو ورود آن موزه باید جناب آقای کوروش خان عرفانی را در یک ویترین بزرگ گذاشت و یک نفر هم مقالات ایشان را به  سبک نهج البلاغه خوانی با صدای بلند برای بازدید کنندگان موزه به لهجه عربی چینی روسی تلاوت کند؛ چون از این طریق توجه بازدیکنندگان بیشتری را بدانجا جلب خواهند نمود !

در سلسله مقالاتی که در این یکی دو سال اخیر بنده از ایشان در تارنماهای اینترنتی خوانده ام؛ با شور و حرارت بسیار از جنگ مسلحانه سخن گفته اند به قول پیر دیر حافظ : سخن گفتنی و در سفتی بیا و خوش بخوان کوروش خان عرفانی؛ که بر نام تو بنشاند فلک عقد ثریا را

اما شاه بیت غزل کوروش خان مقاله ایست در تارنمای گویا آمده است !

http://news.gooya.com/2003/07/16/pdf/1607-k-22.pdf

ایشان به تلویزیونهای لوس آنجلس حمله میکند که چرا آنها مامورین  بریده  از دستگاههای  امنیتی نظامی جمهوری اسلامی را در این رسانه ها می آورند و آنها برای دیگر مامورین و کادرهائیکه هنوز با رژیم همکاری میکنند پیام میدهند و خواهان جدا شدن آنها میشوند !

حتما کوروش خان انتظار دارند رسانه ها هم همچون مجاهدین لیستی از نیروهای اطلاعاتی نظامی جمهوری اسلامی تهیه نمایند و سپس آنها را در بوق و کرنا کرده و برای آنها خط ونشان بکشند که وای به حال شما اگر جمهوری اسلامی سرنگون گردد؛ همه شما را به دادگاههای خلقی خواهیم سپرد و یا بر هر درختی  یک آخوند را به دار خواهیم آویخت و این همان چیزیست که آخوندها در این شرایط منتظر شنیدن آن میباشند تا به نیرویهای اینها مخالفین ما هستند و سرکوب گر خود بگویند می بینید روزی که ما سرنگون بشویم سر و کار  نه تنها ما آخوندها بلکه شما هم با این جماعت است !

حال اگر شما جای این مامورین باشید چه خواهید کرد ! آیا تا آخرین لحطه و با تمام توان در مقابل مردم نخواهید ایستاد ؛ و به قول معروف بکش تا تا کشته نشوید را پیشه نخواهید کردد؟؟؟؟

 

البته ما در اسناد و کتب تاریخی خوانده ایم که پس از جنگ جهانی دوم پس از سکست آلمان نازیست و مطرح شدن مسئله نازیستها و اینکه با آنها چه باید کرد ، و همچنین وااقفیم به این مسئله که رفیق استالین فتوی دادند اینها که پنجاه هزارنفر بیش نیستند وهمه آنها را اعدام کنید و مسئله را فیصله دهید. اما آمریکائیان با این مسئله مخالف بودند و دادگاه نورنبرگ را تشکیل دادند و بسیاری از فجایعهَ را که آن جانیان مرتکب شده بودند را به اطلاع جهانیان رسانیدند و دیدیم که در آلمان غربی با مسئله دور تسلسل خشونت به صورت ریشهَ و اساسی برخورد شد و نه تنها کشورشان را از نو ساختند بلکه قویترین کشور صنعتی اروپا را دوباره بر آن ویرانه ! های به جای مانده از جنگ بنا کردند .

اما در مدل انقلابی که کوروش خان چریک مد نظر دارند ؛ یعنی در آلمان شرقی که دهه ها با مشت آهنین همفکرانکوروش خان حکومت کردند و زمانی هم که مردم به ستوه آمده از آن حکومت جهنمی قصد فرار از آن خفقان کمونیستی را داشتند توسط ماموران کمونیست آلمان شرقی به گلوله بسته شدند؛ خوب حال باید از کوروش چریک پرسید کدام روش موفق بوده است؛ روش بین المللی یا روش انقلابی!؟؟؟

 

ما راهی جزء آن نداریم که دست از خشونت برداریم؛ و این مسئله را باید از خودمان شروع کنیم؛ خشونت منفور است و از طرف هر کس هم که اعمال گردد محکوم و قابل پیگرد قانونیست !

زمانی بر پائی دادگاههای خلقی و اعدامهای انقلابی از نو کمونیستی اسلامی که همفکران کوروش خان میلیونها انسان را در اتحاد جماهیر ی کمونیستی  شوروی ؛ کامبوج؛ ایران؛ عراق تنها به جرم مخالف بودن با حکومتهای ضد بشری آنها مرتکب شدند خوشبختانه به سر آمده است .

 در این دورانی که ما به سر میبریم حتی اگر حکومت آینده ایران قصد آن داشته باشد که تئوریهای رفیق کوروش را پیاده کنند خوشبختانه جهانیان به آن درجه از رشد رسیده اند که اجازه این چنین کاری را به آنها ندهند؛ و ما حتی همین الان هم شاهدیم که سران جمهوری اسلامی هم علیرغم میل باطنیشان جرات به گلوله بستن مردم را ندارند؛ اما اگر مردم به سخنان و رهنمودهای چه گوارا معابانه رفیق کوروش گوش فرادهند و به عملیات مسلحانه روی آورند جمهوری انقلابی اسلامی به بهانه برخورد با خرابکاران و تروریستها چنان حمام خونی به راه خواهند انداخت که هیچ انسان شریفی که جان انسانها  برایش قابل احترام است حتی نمی خواهد که فکرش را هم به ذهن خود خطور دهد!

این مسئله که این روزها ما مدام شاهد اخباری در تارنمای بازتاب متعلق به برادر محس رضائی هستیم که در آن اخبار سخن از کشف بمب در نقاط مختلف ایران؛ و یا از پرتب کردن نارنجک به سوی پمپ بنزینها و بانکها توسط موتور سوارانی که شبها در خیابانها شعارهائی را علیه سران رژیم سر میدهند حکایت میکند آیا تارنمای بازناب سحوا این اخبار کذب را منتشر میکند یا اینکه این اخبار را جهت خراب کردن مخالفین و سپس به گلوله بستن آنها عمدا منتشر میکنن !؟؟؟؟

سئوالی که اینجا در مقابل تک تک ماست این میباشد که چه طرح و برنامه ای را برای برخورد با کسانی که در طول این سالهای سیاه جنایت بسیاری را بر ملت ایران تحمیل کرده اند مد نظر داریم؛ یقینا با توجه به فرهنگ امروزی جهان و ملل متمدن اعدام و کشتن خاطیان و جنایتکاران در حق بشریت بعنوان بهترین شیوه برخورد با آنها تجویز نمیگردد! و همچنین عدم اعدام آن جانیان و جایگزین کردن مجازاتدیگری به جای اعدام هم به مثابه بدون کیفر گذاشتن آن جانیان تلقی نمیگردد .

بطور مثال اساس قانون جزاء در حکومت متمدن پادشاهی مشروطه هلند که از دمکرات و لیبرالترین نظامهای امروزی بشری به شمار میرود بر اساس انتقام بنا گذاشته نشده است بلکه قوانین جزائی تنها به منظور این است که دولت جهت اجرای برنامه هایش قوانینی را که به تصویب رسیده اند را به اجراء میگذارد و آن هم در صورتی که این قوانین باعث برقراری امنیت و در جهت ثبات و رفاع جامعه باشد و فقط پرونده هائی مورد  تعقیب  قضائی و کیفری  واقع میگردند که عدم پیگیری آنها باعث هرج ومرج و بی ثباتی  جامعه میشود و در صورتی که پیگیری یک پرونده قضائی باعث تشنج در جامعه گردد دولت و دستگاه قضائیه از پیگیری آن پروند خوداری میکنند؛ و ما می بینیم که این اصل یک صد و هشتاد درجه با اصل پیشین که میگفت همه جرائم باید مورد پیگرد قانونی واقع شوند به غیر از جرائمی که پیگیری آنها باعث اغتشاش و ناآرامی در سطح جامعه میشوند در تضاد است  .

اما ما گروه دیگری از هموطنان را داریم چه در درون و چه در برون مرز که خوشبختانه اکثریت  ما ایرانیان را هم تمکیل میدهند که از خشونت بیزارند و را نجات میهن و ملت را در نافرمانیهای مدنی و قیام به دور از خشونت میدانند؛ و در میان رهبران اپوزیسیون جمهوری اسلامی هم شاهزاده رضا پهلوی ( رضا شاه دوم) بیشتریت تلاش و سعی را جهت مبدل کردن این استراتژی غالب این قیام نوین ملی تاکنون متحمل شده اند که در مورد تاثیر و بعد آن تاریخ قضاوت خواهد کرد همانگونه که امروز تاریخ قضاوتی که نسبت به استلین ؛ هیتلر؛ خمینی دارد بسیار متفاوت با قضاوتیست که نسبت به گاندی و نلسون ماندلا دارد.                                        پاینده ایران