نگارشي از جمشيد آريافر                                                                        خارج شده از روي مدارك وكتابهاو نوشتهاي پژوهشگران

شجره نامه آيت ..الله.هندي ( خميني )

بخش پنجم

1)    او ميديد قاتلان پدرش همگي در اراك برسر ميبرند و هيچكس نيز با آنها كاري ندارد (البته شرح آن قبلا بطور اختصار گذشت در رابطه بهادر خان و مادر والاتبار ايشان صديقه خانم) بلكه هر موقع اورا ميديدند از مسخره كردنش هم ابائي نداشته و در ناراحت كردن او در هر موقعيتي موضوع مادرش را برخ او ميكشيدند.

2)    ارتباط مستقيم روح الله با پدر اصغر بروجردي ( معروف به اصغر قاتل ) بنام اكبر بروجردي كه داراي كارگاه باميه سازي و فروشي در كاروانسراي مشهدي باقر قاطرچي نزديك طلبه خانه شيخ محسن ميبود .اكبر بروجردي داراي روابط بسيار نزديكي با روح الله ميداشته بطوريكه در مدت سه سالي كه او در اراك مشغول فراگرفتن دروس آخوندي ميبود همه هفته روزهاي پنجشنبه با چند بسته باميه و ديگر هدايا به نزد شيخ محسن ميرفته و با چرب كردن ريش و سبيل آخوندهاي ديگر اين نوجوان را با خود تا روز شنبه ميبرده ( خواهشمند است براي اثبات اين گفتار به صفحه 170 كتاب سيره حضرت امام خميني مراجعه فرمائيد‌ )  و اين خود نام و نشان روح الله را خراب و سر زبانها انداخته بود و قاتلين پدرش هم از اين موضوع سوء  استفاده کرده از او درخواستهائی داشتنداند ( البته خدا دادند ) در اين زمان بود که آخوند روح الله هندی بوسيله شيخ محسن به درجه شيخی ارتقاء ميابد.

 در اين زمان شيخ عبداكريم حائري يزدي ( يكي از مراجع تقليد در اراك )تصميم گرفته بود‏ مكان ديگري  در مقابل اراك ومشهد و ديگر حوزه هاي ديني موجود در ايران بعنوان پايگاه اخوان المسلمين كه از زمان شيخ فضل الله نوري ( ايشان همان شخص جيره خوار دولت انگليس ميباشند كه در زمان محمد علي شاه قاجار بر ضد مشروطه خواهان بر خواست وبالاخرو متمم هاي قانون اساسي را با بلوا و آشوب به كمك دولت فخيمه انگليس به مشروطه خواهان تحميل نمايد كه هم اكنون بار سنگين آنرا ملت كشور ما تحمل ميكند ) از بين رفته و يا  ميرفت که به دست فراموشي سپرده شودرا بار ديگر بنا بتوصيه دولت انگليس داير نمايد .

شيخ عبدالكريم حائري يزدي در ميان شهر هاي مختلف ايران شهر قم را كه از هر لحاظ در آنزمان عقب مانده ترين شهر ايران بود و لي در مقابل از موقعيت خاصي برخوردار بود ‏ زيرا كه در اين شهر گورستانهاي بزرگ و زيادي وجود داشت كه اين خود ميتوانست براي آخوندها بزرگترين منبع درآمد و همچنين بعلت وجود مردم زياديكه به اين شهر رفت و آمد ميكردند ‏ محل بسيار خوبي براي اختلال و آشوبها ديني سياسي كه البته سر نخ همه آنها در اختيار كشورهاي بيگانه از جمله انگليس و روسيه بود براي حفظ منافع خود و بتاراج بردن ثروتهاي ملي اين كشور بوسيله عمال دست نشانده شان‌ كه هميشه 90درصد آنها در ميان همين عمامه بسران بوده وهستند ( البته در اين باره بكرات سخن رانده شده )ومهمترين عامل ديگر وبرتري اين شهر نسبت به ديگر شهرها آنهم وجود  آرامگاه خواهر امام هشتم شيعيان ( كه البته از طرف مادري ايراني ميباشد)  كه اين خود سبب آمدو شد زواران زيادي را باين مكان را ميداد .

حائري يزدي پس از ششماه كه به قم آمد ‏ مبادرت به دعوت عده ائي از آخوندهاي مورد نظر خود  كه ميدانست براي اجراي مقاصدش در درجه بالائي قرار دارند كرد ( نظر نامبرده براي اين اقدام در درجه اول براي پاگيري اين مكان نوپا بود و ميبايستي  افرادي انتخاب ودعوت شوند كه از هر لحاظ با مباني و منويات نامبرده برابری نمايند ‏ بنا براين خصوصيات اين افراد ميبايستي مطابق با موارد زير باشد . در علم چاپلوسي و نابكاري و در عين حال داراي قدرت تشخيص موقعيتها و سوء استفاده از آن از نظر زماني و مكاني را دارا باشند براي مثال براي بزرگ كردن يك شخصيتي بمثل شيخ حائري در موقع ورودش بپا خواسته و صلوات بفرستند ويا اينكه بمردم بياموزند كه بوسيدن دست  آخوندها ويا مصرف پس مانده آب و يا غذاي آنها بعنوان تبرك بودن و يا براي بالا بردن مقام منزلت هر بي سر وپائي با بوجود آوردن شايعات و خواب نماها اين گونه افراد را بمقام مرجع تقليد و حتی  تا امامت بالا بردن و غيره .

يكي از همين افراد كه ميتوانست مقاصد شيخ حائري يزدي را لباس عمل بپوشاند عبارت بود از......

                                                                                 پاينده ايران