|
نگارشی از جمشید آریافر از روی مدارک اصلی در ایران و کتابهای پژوهشگران شجره نامه آیت........الله......هندی (خمینی )......
بخش ششم
روح الله بود که در این زمان بوسیله شیخ محسن بدرجه شیخیت ارتقاء داده شده بود و بهمین مناسبت از او دعوتی بعمل آمد و این بزرگترین مژده ای میتوانست برای شیخ روح الله باشد بعللی که بطور اختصار قبلا گذشت . نامبرده در دهم شعبان ۱۳۳۷ اراک ترک و به قم عزیمت مینماید . این عمل بسیار افرادی را خوشحال و عده ای را نیز ناراحت میکند (کتاب کشتار ۶۷ ). شیخ روح الله هندی از بدو ورود به قم بکارهای مختلفی دست میزد و چون دارای خصایصی مربوط بخودش را دارا بود . او دارای روحی بود مثل همیشه ناآرام مبارز طلبی وشاید هم سیاسی از همه مهمتر او خوب میدانست چگونه با روش بزرگ کردن وبالا بردن افرادی همچون شیخ حائری که سردمدار همه بودهم وجه خود در نظراوبالا میبرد و هم اوست که مشاغل نان و آبدار را باو محول خواهد کرد .بهمین خاطر بود باو اجازه داده شده بود که زنان و دختران را برای مردم صیغه نماید واین خود سبب میشد که از این راه بتدریج پولی هم بدستش برسد . بتدریج کار شیخ روخ الله بالا میگیرد و در این زمان است که او بفکر آن میفتد از پولهای بدست آمده استفاده دیگری نیز بنماید بهمین خاطر پولهای باد آورده اش را در راه خرید و فروش زمین و منقول و غیر منقول بکار میاندازد و بزودی صاحب چند پارچه آبادی میشود این موضوع وقتی بحد اعلاء خود میرسد که او با دختر بنام بتول دختر یکی از مالکان بزرگ در همین دستگاه آخوندی ازدواج مینماید و بعنوان جهیزیه دختر هفت پارچه آبادی بدست میآورد .وبعده ها می بینیم که این خود در موقع تقسیم اراضی (انقلاب سفید شاه و ملت ) بین کشاورزان سبب دشمنی بیشتر او با رژیم پهلوی میشود . قم در اثر تلاشهای افرادی همچون روح الله هندی و دیگران بخصوص شیخ حائری نتدریج مقام والائی در جهان شیعه پیدا مینماید و در نتیجه در مقام دوم بعد از عتبات قرار میگیرد و چون همیشه دولت فجیمه انگلیس برای پیش برد مقاصد خود در ایران احتیاج بپایگاههای مردم فریبده و محکمی احتیاج داشت و دارد راه خود را باین مرکز پیشرفته در جهان تشیع ونوپا باز میکند. در این حال است که سفیر انگلیس در ایران بتوسط نواب صفوی (که یکی از افرادی بود که مستقیما با دولت انگلیس کار میکرد ، درباره او بطور اختصار بعدا سخن گفته خواهد شد) برای روح الله هندی یک رادیو پال موج کوتاه بعنوان هدیه میفرسد و از میخواهد بدیدن او برود در این دیدار است که لازما به شیخ روح الله وعدهائی هم داده میشود و بهمین خاطر باید باشد که روح الله شیفته بزرگواری سفیر انگلیس میشود که لازم می بیند از سفیر درخواست نماید که او کاری کند که او مقداری زبان انگلیسی یاد بگیرد که در آینده احتیاجی بشخص واسط نباشد . ولی با وارد شدن رضا خان میر پنج( سرتیپ ) وبعدها رضاشاه بزرگ بصحنه سیاست همه ورقها برگشت و همه آقایان روحانیون ؟ از جمله شیخ حائری ودار ودسته اش و مخصوصا روح الله که تا آن زمان درمدح و ثنای شاهان قاجارسخن میرا دند حال میخواستند نان را بنرخ روز بخورند بنا بر این شروع روضه خوانی در باره شاه جدید کردند ولی رضا شاه نه از خاندان قاجار بود و نه از مردانی بود که با گفتارهای آنها رفتار و کردار خود را عوض نماید و بجرگه آنها بپیوندد زیرا که او مردی بود باثبات و مخالف افراد مفتخور و بخصوص افراد روحانی نما .
در این زمان بود که روح الله هندی بمقام و یا درجه حجت السلام ارتقاء دست یافته بود ولی این موضوع برای او چیزی بارمقام نیاورد بلکه چنانچه گذشت کار وبار همه این افراد تخته شد و این در آن بود که رضا شاه هرگز اجازه نمی داد یک مشت عمامه بسر مفت بخورند و از مردم سوءاستفاده نمایند . او عرصه را چنان به آخوندها تنگ کرده بود که حتی آنها می بایستی بسربازی بروند که تا آن زمان هرگز چنین چیزی رواج نداشت . ولی متاسفانه بعلت . بقیه در بخش بعد
پاینده ایران
|