جمع آوری شده از روی اسناد و نوشته های پژوهشگران

نگارشی از جمشید آریافر

شجره نامه آیت ......الله.....هندی (خمینی ).......

بخش یکم

برآورده شده از اسناد وکتاب های مختلف  که همگی بصورت زیادی چاپ و در اختیار ملت همیشه حاضر در صحنه قرار گرفته است.

از نوشته ها وتحقیقات عده ای از افراد واقع بین و پژوهشگر که همیشه بر آنند که پرده از حقیقتها  برداشته و واقعیت وماهیت افراد و چگونگی آنها را برای همگان آشکار سازند ، بر آن شدند که بدانند که خمینی و دار ودسته و اقوامش چه کسانی بوده اند واز کجا آمده اند.

بخاطر این ، بد نیست  کمی بعقب ترهای  د ور برگردیم . زمانیکه مغولها بر قسمت بزرگی از آسیا تسلط داشته     وگروه هائی از آنها در گوشه و کنار سرزمین های مختلفی همچون هند وکشمیر زندگی میکرده اند و بخصوص که   عدهَ  زیادی از آنهادر خدمت ویا زیر پوشش افراد صلاحیتدار دربار و یا سفارتخانه هائی در کشورهای مشترک المنافع   دولت فخیمه انگلیس و یا در خدمت شرکت هند شرقی قرار داشتند . از گزارشات محرمانه ایکه از سفارتخانه های دولت انگلیس در هندوستان ومخصوصا کشمیر بر حسب اتفاق ، بدست بعضی از کاوشگران افتاده و در ضمن      پرونده های موجود در بعضی از دادگاه های کشور عزیزمان ایران بر میاید: در زمانی که هنوز کمپانی هند شرقی پا بر جا بود و دولت انگلیس و انگلیسیها قدرت زیادی در کلیه امور کشوری  بعضی از کشور ها از جمله کشور هندوستان داشتند ،  شخصی بود بنام  سر جان تامسون ( بنا به سرشت تمام انگلیسیها و سوء استفاده از موقعیتها و از عواطف مذهبی وروحی دیگران) که بنا به مصلحت زمانی ، چنانکه قبلا نیزدرباره افکار انگلیسیها تذکر داده شد  نامبرده  به دین اسلام  به مذهب حقه شیعه گرویده بود  یعنی  بظاهر مسلمان شده بود البته باید قبول کرد ایشان اجازه داشتند بدون وضو هم نماز بخوانند .ودر ضمن برای دین اسلام هم خیلی شور میزدند و دلواپس بودند ( البته ضرب المثلی است معروف که میگوید ایشان کاسه داغ تر از آش  بودند) و همیشه سعی برآن  داشته  که در ترویج دین اسلام بکوشد. ( البته در درجه اول بخاطر امیال وپیشرفت ونفوذ از دست رفته دولت انگلیس در هندوستان وپاکستان و در ضمن نفوذ جدید در کشورهای دیگر مخصوصا کشورهای اسلامی و پائین نگاه داشتن سطح سواد آموزی  وجداکردن آنها از پیشرفت فکری ومشغول کردن افکار ودید مردم را ، فقط بروی قسمتهائی از بدن انسان )

این جناب  برای نفوذ بیشتر و عوام فریبی حتی نا مش را تغییر داده و خود را بنام حسن علی جعفر نامیده بود .        در قصر این جناب شخصی از طایفه مغول  بنام تولاخ خان بشغل سرایداری مشغول بود ( سیرهَ مبارکه حضرت امام خمینی نوشته هوشنگ فرهنگ آئین  صفحه 51 ) البته بنا بنوشته ها و ضمائم ، ارتباط خیلی نزدیک بین  خانواده تولاخ خان و  تامسون ( حضرت حسن علی جعفر ) وجود داشته است که البته امریست خصوصی و به هیچ کس ارتباطی ندارد .

جناب تولاخ خان دارای فرزندی بوده 16 ساله بنام هاموت که در نوشته های باقی مانده از تامسون ودیگران که باین خانواده نزدیکی داشته اند، آمده است  که بچه زرنگی بوده و خدمات شایسته ای نسبت به ولی نعمت خود سر  جان تامسون ( باید خیلی ببخشید حسن علی جعفر مسلمان البته ختنه نشده ) انجام داده واز خود گذ شتگی های لازم را روا می داشته یعنی بطور کلی هرگز از هیچگونه نوع ، خوش خدمتی کوتاهی نمیکرده بهمین علت نیز مورد سخاوت و مد نظر خواسته حضرت سر کنسول بوده  وحتی زیر نظر آن عالی جناب انگلیسی نیز می آموخته بعد از دوسال خدمت وفرا گیری زبان انگلیسی و خوش خدمتی های لازمه بنا به خواسته سر تامسون جناب هاموت در محضر حضرت عبدالرحمن بن مولوی عبدالغنی مفتی،  دردارالحکمه  سری ناگار  به دین اسلام شیعه جعفری می پیوندد .

بنا به نوشته های این مرکز الهیات  هاموت بقدری در کار های محوله ورزیدگی وزرنگی از خود نشان میدهد که جناب سر تامسون او را برای تحصیلات بالاتربرای فرا گیری  علوم الهیات اسلامی به عتبات می فرستد  و در ضمن با خرج چندین اشرفی ( سکه های طلا )  و مقداری  پول  ، عنوان  سید را برای نور چشمی خود میخرد تا از مزایای آن نیز  بهره مند گردد. در ضمن نا گفته نماند بنا بدستور جناب سر کنسول سر جان تامسون ( حسن علی جعفر مسلمان ) هاموت به  حامد   تغییرنام داده میشود  و در زمان نامبرده بنام

سید حامد 

                                                                        پاینده ایران