|
جمع آوری شده از نوشتهها و كتابهای پژوهشگران نگارشی از جمشيد آريافر شجرهنامه ....آيت ....الله ....هندی ....(خمینی) بخش سوم بنابر پيشنهاد جناب سفير به آقای يوسف كمرهاي كه از پرونده خانواده تولاخ خان باخبر بود، او را با خود به خمين ميبرد . يوسف خان كمرهای دارای دختر بود بنام صفيه خانم كه متأسفانه از يك چشم نابينا بود. بنا بموقعيت زماني و نداشتن خواستگار او را بعقد و ازدواج شيخ سيد احمد در می آورد و بعنوان جهيزيه دخترش كاروانسرائی را بمساحت ۸۰۰ مترمربع به او میدهد. نامبرده آنجا را كمی تعمير نموده و بنام خانه هند نامگذاری می نمايد و يا مشهور ميشود . بعلت اينكه اين كاروانسرا در حاشيه كوير قرار داشت محل عبور و مرور كاروانها میگردد. كار سيد احمد بتدريج رونق گرفته چنانكه زندگی او و خانوادهاش در سالهای خشكسالي بعلت گرفتن خمس و ذكات از مردم بيچاره بينهايت خوب می شود و بتدريج صاحب ملك و آباد میگردد. در سال ۱۳۲۰ جاده شوسهای در حاشيه كوير كشيده ميشود اين كاروانسرا را از سيد احمد خريداري و به گاراژی برای تعمير اتومبيلها تبديل و از اين به بعد نام خانه هندی به گاراژ هندی تبديل ميشود . از سيد احمد هندی و صفيه خانم هشت فرزند بوجود میآيد كه چهارمين فرزند ايشان شخصی بوده بنام سيد مصطفی هندی پدر بزرگوار خمينی . نامبرده زياد به شغل شريف آخوندی علاقهای نشان نميداد و بيشتر وقت شريفشان را به چوپانی ميگذراند و فقط در مواقع لازم يعني در زمانيكه محصول بدست می آمد و يا مواقع عزاداری مثل تاسوعا و عاشورا و غيره دستار بسر و شال سبز بكمر می بست و براي گرفتن حق سيدی (؟) به اطراف خمين سفر میفرمودند . در آن زمان حضرت سيد مصطفی فقط ۲۷ سال داشتند، در اطراف خمين، خورده مالك ديگری زندگی می كرد بفكر آن میافتد كه اولاً ثوابي كرده باشد و نيز دختر خود را بنام صديقه خانم كه بيش از شانزده سال نداشت به يك سيد اولاد پيغمبر (؟) بدهد زيرا كه در آن زمان كلمه سيد و از اعقاب پيغمبر بودن اجر و منزلتی بسی بسيار داشت. دوماً: اينكه خود را از دست دختر سر بهوايش خلاص نمايد . در آغاز كار همه چيز بخوبی و خوشی میگذشت ولی متأسفانه بعلت اينكه سيد مصطفی به كارش بيش از امور خانوادگی اهميت ميداد بتدريج ناراحتیهای صديقه خانم ظهور ميكند و چون سيد مصطفی بهيچوجه گوشش بدهكار اين حرفها نبود و صديقه خانم هم دختری شاداب و زنده دل بود بتدريج با فرزند خورده مالك ديگری بنام بهادر خان آشنا میشود و مابين آنها نيز بتدريج انقلابات ايدئولوژيكی بوجود ميآيد. چون اين انقلابات بتدريج بالا میگيرد و در بين مردم بسر زبانها ميافتد و بالاخره بگوش جناب سيد مصطفی ميرسد. نامبرده وارد مبارزه با بهادر خان ميشود ولی بعدها كار به زد و خورد و دعواهای متعدد میكشد (شماره پرونده ج ـ ۶۵۷۸۳سنه ۱۳۲۰ هجري قمری كه در بايگانی دادگاههای دادگستری اراك موجود ميباشد) (كتاب هيچی صفحه ۶۲). و بالاخره سيد مصطفی در سن ۴۵ سالگی بدست افراد بهادر خان به ضرب چند گلوله و چاقو بقتل ميرسد و بدين ترتيب به زندگی پر رنج و مشقت ايشان پايان میدهند. ولي عدهاي از سود جويان و دشمنان ملت و آزادی ايران همچون تودهایهای عامل روسيه (نورالدين كيانوري) و اعمال جبهه ملی قتل نامبرده را به رضا شاه بزرگ نسبت میدهند البته بدون اينكه حداقل حسابی كنند و زمانها را با هم بسنجند كه رضا شاه در آن زمان فقط يك سرباز ساده گمنامی بيش نبود و در بريگارد قزاق بعنوان خدمه توپخانه انجام وظيفه می نمود و تازه بعد از بيست و سه سال به درجه ميرپنجی میرسد. چگونه میتوانسته به خمين برود و شخص خورده مالكی را بقتل برساند (اين سؤال پيش میآيد براي چی ) ؟) (البته شما خوانندگان عزيز هستيد كه بايد كلاه خود را قاضی كنيد و ببينيد اين حرفها تا چه حد میتواند صحت داشته باشد) آيت الله حاجی آقا سيد مرتضی پسنديده فرزند ارشد سيد مصطفی در كتاب خود مینويسد كه پدر او بوسيله مأمورين مالياتی در زمان قاجارها بقتل رسيده ولی هيچ دليل و برهانی براي نوشتههاي خود نياورده است. از وصلت صديقه خانم و سيد مصطفی هندی هفت فرزند بدنيا ميآيد كه بترتيب عبارتند از سيد مرتضی معروف به آيت الله حاجی سيد مرتضی پسنديده گوهر السادات فخرالسادات بعد از ايشان دو فرزند پسر بدنيا ميآيند كه متأسفانه درگذرند روحالله معروف به امام خمينی و بالاخره سيد محمد هندی زاده روحالله بعلت نا آرامیهائيكه در ايام كودكی از خود نشان ميداده و در ضمن مشكوك بودن سيد مصطفی (پدر بزرگوار روحالله) از اينكه نامبرده اصلاً از خون پاك خانواده محترم هندیزادهها باشد هم پدرش و هم مادرش زياد راغب نبودند ايشان را ببينند و در همين زمان است چنانكه قبلاً نيز گفته شد سيد مصطفی (پدر روحالله) بضرب گلوله و چاقوي افراد بهادر خان از پاي درمیآيد . بالاخره صديقه خانم تصميم ميگيرد بچه ششماه بیپدر (روحالله) را به دست رقيه سلطان، مردهشوی خمين میسپارد. علت اينكه، صديقه خانم خود نيز حامله بوده و احتياج مبرم به استراحت داشت . !11 |