|
|
|
رویدادها از کهن تا پگاه گاه شمارمان
اول فروردینماه : روزیست که جمشید شاه بتخت نشست و آن روز را روز نو نام نهاد .
در این روز بسال ۱۱۱۷ برابر با در غروب بیست ویکم مارس سال۱۷۳۹ محمد شاه گورکانی با تقاضای قبلی برای عرض تبریک نوروزی بحضور نادرشاه افشار آمده و هدیا بییکرانی از جمله تخت طاوس و دو بزرگترین الماس جهان که نور و دریا نور را جزَء هدیا بیشمار دیگر تقدیم شاه ایران مینماید و شاه ایران نیز بزرگواری کرده و دستور میدهد که پادشاهی در خاندان محمد گورکان باقی بماند. سوم فروردیماه: بسال۱۱۰۷ خورشیدی نادر سپهسالار بزرگ و دوراندیش ایران برای خاتمه دادن بکار افغانها با بیست و پنجهزار سوار و پیاده و توپخانه نادری از مشهد بقصد هرات حرکت مینماید. در این روز بسال ۱۳۰۴خورشیدی ، هشت دستگاه بی سیم بود بهمت رضا شاه بزرگ در جاده قدیم شمیران بنام بی سیم پهلوی نصب گردید. این روز سرآغازایجاد رادیو صدای ایران شد و در ضمن در همین روز نیز کار بتن ریزی ساختمانهای مربوط به رادیو صدای ایران شروع گردید. پنجم فروردینماه :مطابق با ۲۶ مارس ۵۲۷ پ.ت.ت در این روز کوروش بزرگ برای سرکوبی قبایل نیمه وحشی ماساژتها روانه شد . در این روز بخواست کوروش بزرگ کمبوجیه فرزند بزرگش را،که هشت سالی بود در بابل حکومت میکرد (از سال ۵۳۰ تا ۵۳۸ پ.ت.ت )و بومیان آنجا او را بعنوان فرمانروا و پادشاه خود میدانستند ، بجای خود گزارد و چون از هوش سرشار و درایت و مردم داری او واقف بود باو اجازه داد تا خود را بعنوان پادشاه بابل بنامد . ششم فروردینماه: بروز(خورداد ) زادروز اشو زرتشت نام آورایرانی بنیانگزار سرشت بهی و آورنده پیام گفتار نیک، پندار نیک ،کردار نیک . او از کودکی سعی بر آن داشت که با بدیها بجنگ رود و این پیام را در همین روزو در سی سال بعد بمرحله اجرا در آورد . در این روز بسال ۱۳۱۶: در راه عزیمت رضا شاه به تخت جمشید در مرودشت کارخانه قند را افتتاح کردند. توان بازدهی یک سوم احتیاجات کشور را بر آورد میکرد. هفتم فروردینماه :این روز زادروز شاهنشاه بزرگ ایرانزمین کوروش بزرگ میباشد. بهمین مناسبت این روز در تمام جهان بنام کوروش بزرگ نامگزاری کرده اند. بیست و هشتم مارس سال ۵۳۸ پ.ت.ت پور کوروش بزرگ به پرستشگاه (نیو) در بابل میرود و بهنگام ورود کمبوجیه بجاده مقدس عشتار که منتهی میشد به پرستشگاه ، سرپرست خادمین معبد نیو بهمراهی عده زیادی از خدمه دیگر بپیشوازش آمدند و هدایا نوروزی از دست پادشاه اشان ( کمبوجیه ) دریافت کردند و آنها نیز لباس زربفتی که همرا داشتند بتن کمبوجیه پوشانیدند . گویند : کمبوجیه پس از ورود به پرستشگاه دست نیو را بگرفت و او نیز چوبدستی راستکاری و درستکاری را باو هدیه میکند . گویند : کمبوجیه پس از ورود به پرستشگاه دست نیو را بگرفت و او نیز چوبدستی راستکاری و درستکاری را باو هدیه میکند. یازدهم فروردین ماه ۱۳۰۴خورشیدی: بفرمان سردارسپه ، رئیس الوزراء مقر شد که بجای تقویمهای ترکی و یا تازی و یا سال قمری، از تقویم ایرانی با نامهای فارسی از نخستین روز بهار در فروردین ماه تا اسفند ماه معمول شود. سیزدهم فروردینماه : جشن سیزده و پایان چشنهای نوروزی که با چهارشنبه سوری آغاز و با سیزده فروردینماه هر سال بپایان میرسد. در بعضی از نهادها آمده که جشنهای نوروزی از سده شروع و با سیزده فروردین ماه ( سیزده بدر) بپایان میرسد . بسیاری از مراسم کهن این روز هم اکنون در ایران و کشورهائیکه سابقا جزء قلمروی این آریابوم بودند اجرا میشود .این روز بچم بیرون راندن اندیشه های پلید و تیره آوردن شادی و خنده میباشد . در اوستا آمده است که این روز روزیستکه سبزه سبز شده در خانه ها به آب افکنده میشود و این نشانه هدیه ایست به ایزدان آب اناهیتا ، کره زدن به سبزه بچم پیوند زنان و مردان برای ادامه حیات نسلهای آینده. شاید هم نخستین دوازده روز جشن نوروزی نشانهَ زایش انسانهاست و آورده اند که با آغاز روز سیزدهم رهائی انسانی از جهان مادی . هفدهم فروردینماه : روز سروش و یا باژو یا روز زمزمه : همانطوریکه از چم آن پیداست روزیست مقدس و روز نیایش بدرگاه اهورامزدا . البته شوربختانه جشنها و کارهائی که در این روز انجام میگرفته بتدریج از خاطرها بیرون شده ولی باین حال در این روز آتشکده ها شستوشو میشود ومردمان به نیایش میپردازند . هجدهم فروردینماه سال ۱۳۰۳خورشیدی: در روز دوشنبه استعفای سردار سپه به عنوان اعتراض از مقام خود استعفا نمودند و تهران را بسوی ملک شخصی خود در رود هن ترک نمودند. نوزدهم فروردینماه : یکی از بزرگترین و مقدسترین جشنهای کهن می باشند ، این روز را روز فروردیگان ( فروردگان) می نامند : این جشن همیشه در روز نوزدهم فروردین ( بروز فروردین در گاه شمار ایران باستان می باشد ) . این جشن بویژه برای فروهر ( یا روان پاک درگذشتکان ) می باشد . در این روز مردمان خانه ها پاک و پاکیزه میکنند و گل و گیاه ، نقل ونبات، چراغهای روشن، سفره های گسترده میکنند بچم اینکه روان درگذشتگان را خشنود شوند . زیرا که ایرانیان کهن بر این باور بودند که در این روز روح گذشتگانشان بار دیگر برای کنترل زندگی باقی گزارده خود باز میگردند. بیست وسوم فروردینماه : ۱۲ آپریل سال ۲۴۴پ.ت.ت تاجگزاری شاپور اول ساسانی فرزند اردشیر اول. او بر خلاف پدرش که فقط بکلمه شاهنشاه ایران راضی نبوده زیرا که بروی سنگ نبشته ها کلمه شاهنشاه ایران و انیران کنده شده . مراسم تاجگزاریش بصورت برجسته بر روی سنگواره های نقش رجب در حالیکه بر اسبی سوارو در حال گرفتن حلقه پادشاهی از دست ایزدان بزرگ ( اهورامزد ) که او نیز بر اسبی سوار است ، نشان داده میشود. بیست وپنجم فروردینماه :۱۴ آپریل سال ۲۱۶ در این روز فرزند پسر بنام مانی از بانوئی نجیب زاده ازدودمان پادشاهان اشکانی و از مردی بنام فتک و یا ماتک ( درباره او نوشتارهائی بدست آمده که او نیز میتواند از همین دومان باشد ) دربابل زاده شد . پدر از اهالی همدان بود که به بابل مهاجرت کرده بود . مانی اولین کسی میباشد که بوجود آورنده مرام اشتراکی را مطرح نموده وبا قدرت نقاشی که داشت توانسته بود عده ای را بدور خود جمع نماید . آغاز دعوت او از مردمان در زمان پادشاهی شاپور اول ساسانی بود، آغاز کرد . شاپور اول در آغاز نسبت باواحساسی پیدا کرده بود و حتی برای گسترش عقاید او راه هائی را باز گزارده و از او نیز از هیچ کمکی دریق نکرده بود . و مانی حتی یکی از نوشته هایش را بنام او ( شاپرگان ) نام نهاده بود . شاپور مدت ده سال باو ایمان آورده بود . مانی بعد از اینکه در امور کشوری و امور دینی کشوری دخالتهائی کرد و سعی در براندازی شاپور کرده بود از ایران اخراج گردید . او سرگردان مدت ده سال دیگر در آسیا صغیر و در نوشتارها آمده که تا هند و چین پیشرفته بود و سعی بر آن داشت که کیشی را که آورده بود گسترش دهد .بعد از فوت شاپور اول در سال ۲۷۱ پ.ت.ت و بعد از او نیز فرزندش هرمز اول در سال ۲۷۲ نیز در گذشت در این زمان بود که مانی توانست به ایران باز گردد و در سال ۲۷۲ با بپادشاهی رسیدن بهرام اول برادر هرمز اول فشار بر مانیویان زیاد شد و بهرام اول ناچار مانی را بدست موبد بزرگ زرتشتیان سپرد. یکی از شاگردان او( سلمان فارسی ) می باشد . اول اردیبهشت ماه بسال ۱۳۰۵خورشیدی :( روز پنجشنبه) که قرارداد دوستی ایران وترکیه که در قبل از سلسله پهلوی بوسیله دولتهای مربوطه با دولتین انگلیس و سلسله قاجاربه امضاء رسید قرار ملغی اعلام شد و سپس قبل از بسته شدن قرار داد دوستی بین ایران و دولت روسیه صحبت از الغاء این قراد نیز بعمل آمده بود و با تاسیس دادگستری در سال ۱۳۰۶ بطور کلی کاپیتولاسیون در ایران از درجه اعتبار ساقط گردید و فصل جدید اختیارات ایران بثبت رسید. دوم اردیبهشت ماه: جشن اردیبهشگان : سومین روز از هرماه نام اردیبهشت را دارا میباشد و این روز در ماه اردیبهشت را ایرانیان کهن آنرا در گاه شمار خود روزجشن وسرور میدانستند زیرا که آنرا آریائیان ( ایرانیان روز فرشته نور و آتش دانسته ) و اوست که از طرف اهورامزد برگزیده شده تا بکمک ادویه و داروهای گیاهی بجنگ بیماریهائی رفته و انسانی را مداوا نماید . در این روز مردمان بخصوص پادشاهان به آتشکده ها رفته و این روز در تاریخ کهن بعنوان روز میمون و مبارک برای جنگ با پلیدیها و دفع دشمنان بوده است . سوم اردیبهشت ماه سال ۱۳۰۵: کار ساختمانی رادیو صدای ایران در جاده قدیم تهران به شمیران ( خیابان پهلوی بپایان رسید و از همین روز شروع بهره برداری از آن آغاز گردید چهارم اردیبهشت ماه( روز یکشنبه) بسال۱۳۰۵: روز تاجگذاری رضا شاه پهلوی در کاخ گلستان انجام گردید . هفتم اردیبهشت ماه ۱۳۰۰ خورشیدی رضاخان سردار سپه از زمان کودتا تا همین روز تمام وقت خود را در و تنظیم مقدماتی سپاه نمود و و در بدو این کار بود که او بابنیان وزارت جنگ توانست ارتش حقیقی و نوین ایران را پایه ریزی نماید . هشتم اردیبهشت ماه:۲۸ آپریل پ.ت.ت. روزیست که اردشیر بابکان اولین پادشاه ساسانی ( چون از از نسل کوروش بود خواهان بازگردانیدن نام هخامنشی شد، ولی با مخالفت سران کشوری شد ) در جنگ بر اردوان پنجم چیره شد و بدین ترتیب سلسله اشکانی را برچید. اردوان پنجم پس از اینکه از سرپیچی اردشیر باخبر شد دستور داد تا فرماندار خوزستان او را گوشمالی دهد ولی در این جنگ فرماندار خوزستان شکست خورد و بزنجیر کشیده شد و به تیسفون فرستاده شد بعد از آن اردشیر بفوریت به اصفهان حمله کرد و شاز شاهپور را که شهریار آنجا بود شکست داده و در این جنگ شاز شاهپور بهلاکت میرسد و اردشیر بطرف خوزستان حرکت کرده و شهریار آنجا را در جنگ شکست داده او نیز بقتل میرسد . سرانجام در جلگه هرمزگان جنگ سختی بین اردوان و اردشیر در گیر میشود و در نتیجه جنگ تن به تن مابین دو شهریار اردوان بدست اردشیر کشته میشود و بدین ترتیب در هشتم اردیبهشت سلسله اشکانیان برچیده میشود . یازدهم اردیبهشت ماه: سال ۱۲۷۵ برابر با جمعه روز اول سال ۱۸۹۶ ترسائی ناصرالدین شاه در شهر ری بدست میرزا رضا کرمانی بضرب گلوله بقتل میرسد . نامبرده از گروه فراماسیونرها وگروه اخوان المسلمین و از حامیان سید اسد آبادی بوده. چهاردهم اردیبهشت ماه ۱۳۰۴خورشیدی: ماه نخستین بانک ایرانی بدستور سردارسپه رئیس الوزراء بنام پهلوی قشون( بانک سپه ) تشکیل گردید. برای مبارزه با بانک استقراضی متعلق به دولت روسیه و بانک شاهنشاهی متعلق به دولت انگلیس. شانزدهم اردیبهست ماه:۶ ماه مه ۵۳ پ.ت.ت حمله رومیان به ایران بسر کردگی کراسوس ( سردار شکست ناپزیر رومی که داستانهای نبردهای او را با اسپارتاکوس در بسیاری از کتابهای اروپائی آمده در ضمن این سردار جزء اعضاء حکومتی و شورای روم بوده و از اختیارات بخصوصی نیز برخوردار بوده است بدون اینکه درباره سرنوشتش نوشتاری شود) در زمان حکومت اشکانیان اتفاق افتاده ، در آن زمان ایران به را سرزمین پارت می نامیدند) مقابله این دو سپاه در محلی بنام حران( شهر حران ) بوده است . در جنگی که درگرفت کراسوس بنا بر نقشه های جنگیش سپاهش را همیشه بصورت چهارگوش در می آورد تا هم از نظر دشمن صفوف آراسته داشته باشد و هم از لحاظ استراژکی برتری بیشتر و در نتیجه قدرت عمل بیشتری داشته باشد . در این زمان ارود اول ( اشک سیزدهم) پادشاه ایران بود او بعد از دیداری از صحنه جنگ فورا سپاهش را بدو دسته تقسیم میکند یکی برای حمله بفرماندهی سورن سردار نامی ایران و دیگری را برای گریز و حمله آخر بفرماندهی خودش . پس از این تقسیمات سورن با گروه اول بدون کوچکترین استراحتی به سپاه کراسوس حمله کرده و اطراف چهارگوشه های سپاه روم را گرفته شدیدا آنها را بزیر تیرهای آتشین ایرانیان قرار میدهدو در ضمن گروه دوم سپاه ایران از مقابل گروه دوم سپاه دوم سپاه روم که بسرکردگی فرزند کراسوس بنام پوبلیوس بود شروع بعقب نشینی کرده و در حال جنگ و گریز او را از سپاه اصلی دور مینماید و بعد از آنست که در گردنه ها عمل را بعکس کرده و حمله اصلی را انجام داده و سپاه دوم روم را بطورکلی از بین برده و بکمک گروه اول سپاه ایران می شتابد . وبدین ترتیب کراسوس شکست خورده . کراسوس در جنگ تن بتن بوسیله سردار بزرک ایرانی سورن باو تحمیل شده بود بهلاکت میرسد. بیست ودوم اردیبهشت ماه :۱۲ ماه مه سال۲۰ پ.ت.ت. در این روز است که بنا درخواستهای وپیامهای پی در پی اوکتاویس اوگوست (امپراتور روم) برای استرداد پرچمها و اسیران رومی که در اثر حمله کراسوس به ایران در ایران بسر میبردند از پادشاه ایران فرهاد چهارم پادشاه اشکانی از یکطرف و از طرف دیگر باصرار تقاضای کنیز زیبا روی رومی بنام تئاموزا که در دربار فرهاد بود سبب شد که پادشاه ایران دستور آزادی و برگرداندن اسیران رومی داده شود . در این روزیست که اوکتاویس امپراتور روم بخاطر اینکه این افتخار نصیبش شده بود و رومیان آزادشده بودند، و این خود سبب آن شد که او در سنای روم دارای اعتبار و قدرت بیشتری شد . اوبهمین خاطر دستور میدهد در تمام روم جشن بگیرند و حتی بنامش سکه بزنند . دوازدهم ماه مه سال ۵۹۰ ت.ت سالیست که بوذرجمهر بزرگ بروایتی بدستور خسرو پرویز پادشاه ساسانی بقتل رسید و ایران از داشتن بزرگ مردی قبل از یورش تازیان به ایران بی بهره ماند. چهارم خرداد ( خورداد) ماه : نام چهارمین روز ماه در گاهشماری ایرانیان میباشد و جشن خوردادگان در چنین روزی گرفته میشود . ایرانیان باستان در این روز بسر چشمه زارها و یا بکنار رودخانه ها و یا دریا میرفتند ونیایش اهورا مزدا را میکردند و به پایکوبی و جشن وسور می پرداختند، زیراکه این روز بنام فرشته نگاهبان آب میباشد. ششم خردادماه: سال ۱۳۰۲ بفرمان رضاشاه بزرگ نخستین گروه محصلین جوان را که پنجاه تن از افسران جوان انتخاب شده بودند بکشور فرانسه فرستاد شدند و بهمراهی همین گروه، گروه جند افسرارشد دیگری را برای مطالعه درباره اسلحه های مدرن و خرید آنها روانه آن دیار میکند در موقع بدرقه این جوانان در فردگاه مهرآباد قدیم نه جدید رضا شاه بزرگ سخنانی ایراد مینماید که عینا در زیر نقل خواهد شد: فرزندان رشیدم: امروز یکی از بهترین ایام تاریخی دوره حیات شما وقشون بشمار میرود. دولت شما را برای تحصیل به سرزمینی میفرستد که علاوه بر دارا بودن نظم و منظم ترین قشونهای عالم از نقطه نظر عرق ملیت، حس فداکاری، پرستش و پاسبانی وطن، عملیات خود را سرمشق سایر ممالک قرار داده اند و در راه استقلال وتمامیت خویش در همین جنگ بین الملل اخیر با دادن هزاران قربانی حق حیات و موجودیت خود را یکمرتبه دیگر به عالم ثابت نمودند . شما در آن محیط که موظف به تکمیل معلومات علمی و فنی خود هستید باید قوای دماغی و روحی خویش را نیز تغییر داده و همان احساسات عالیه و فنا ناپذیر رابا خود بوطن بارمغان آورید. شما نباید تصور کنید که اعزام پنجاه نفر صاحب منصب محصل به اروپا برای دولت برایگان تمام شده! بلکه باید بخاطر بیاورید که تا چندی پیش دولت حتی به جمع آوری پنجاه نفر سرباز برای جلوگیری از کوچک ترین سرقت های پشت دروازه قادر و توانا نبود. فقط در نتیجه عملیات دلیرانه و فداکاری شما بود که در اندک مدتی قشون جوان بخت ایران نخستین وظیفه خود را که عبارت از قطع ریشه کهن سال شرارت، استتقرار امنیت، انقیاد ایلات بود، انجام داد و اینک در صدد تکمیل تشکیلات بر آمده و شما را برای انجام این ماموریت معین ، نامزد نموده است . فرزندان عزیزم ، البته میدانید که مملکت ما فاقد وسائل مولد ثروت از قبیل راه آهن و کارخانه و غیره بوده و یگانه محل عایدات آن منحصر به منابع زراعتی است . این وجوهی که دولت برای مخارج مسافرت و دوره تحصیل شما می پردازد از قرضه های کمرشکن که سابقا بهمین عناوین از خارجه بعمل آمد و صرف لهو ولعب و هوسرانی عده معدودی میگردید فراهم نشده، بلکه از قیمت گندم و جو حاصل دسترنج زارعین آن طبقهَ زحمتکش و رنجبر ایرانی تهیه گردیده است، پس باید همیشه بخاطر آورید که برای فراهم نمودن هریک قران آن زارعین غیرتمند ایرانی روزهای متمادی دقایق عمر عزیز خود را در مقابل اشعه سوزان آفتاب صرف زیر و زبر کردن زمین و کشت زرع نموده اند، اینک برزگران ایرانی ثمره سعی و عمل خود را بشما میدهند که در مقابل بدون فوت دقیقه از وقت ، با کمال جدیت به تحصیل و تکمیل معلومات نظامی پرداخته و با یک توشه و سرمایه بزرگ علمی بوطن خود مراجعت و با تمام قوا و معلومات خود به نگاهبانی و حراست جان و مال و ناموس انها اشتغال ورزید. بروید شما را بخدا می سپارم
هفتم خردادماه : ۲۸ ماه مه بسال ۵۸۵ پ.ت.ت روزیست که بسته شدن قرارداد صلح ما بین هووخشتره پادشاه ماد پدربزرگ کوروش بزرگ با آلیات پادشاه لیدیمنجر میگردد. این در زمانی اتفاق افتاد که هووخشتره سرزمین آسیای صغیر را به فتوحاتش اضافه کرده بود و مرز کشورش را به کرانه های رود هالیس رسانیده بود و جنگ ما بین دو کشور ماد و لیدی اجتناب پذیر شده بود و هووخشتره پی بهانهَ میگشت که جنگ با کشور لیدی را بپا نماید و این موقعیت ، بنا بنوشتارهای باقی مانده از هرودوت، زمانی بدستش می افتد که چند نفرمتهمانیکه مادی بدرگاه پادشاه لیدی پناهنده میشوند و هووخشتره دستور استرداد آنها را میدهد و چون پادشاه لیدی از آن سرباز میزند جنک مابین آنها بوجود می آید که مدت پنچ سال بطول می انجامد و در این پنچساله هیچ یک پیش بردی در امور جنگی نداشتند ، تا اینکه در یکی از روزها کسوف شدیدی رخ میدهد و چون هر دوکشور بر این عقیده بودند که این موضوع خشم خدایان آنها از نتیجه جنگ بیحاصل آنها میباشد . بنا بر این بود که هر دو طرف راضی ببستن قرارداد صلح گردیدند و مرز دو کشور همان رودخانه هالیس ( قذل ایرماق کنونی در ترکیه میباشد) معین شد . نهم خرداد ۱۳۰۴خورشیدی: قانون انحصار قند و شکر و چای برای تامین هزینه ساختمان راه آهن سراسری ایران بتصویب مجلس شورای ملی رسید. یازدهم خردادماه ۱۳۰۳ خورشیدی: بفرمان سردارسپه شالوده نیروی هوائی ایران با ایجاد نخستین واحد هواپیمائی نظامی ریخته شد. دوازدهم خردادماه : ۲ یونی بسال ۲۶۱ پ.ت.ت : در این روز آنتیوخوس یکم پادشاه سلوکی فوت میکند. او فرزند سلوکوس اول میباشد که پس از کشته شدن پدرش بتخت نشست. مادر او اپامه از خاندان پارسی و ایرانی بوده است . سیزدهم خردادماه: سال ۱۱۷۳ برابر با ۳ یونی ۱۷۹۷ ترسائی بعلت مرگ کاترین پادشاه روسیه تزاری و جانشینی پل به پادشاهی روسیه برای جلوگیری از بروزجنگ در آغاز سلطنتش دستور فراخوانی سپاه روسیه را که بمرزهای ایران رسوخ کرده بودند و در مقابل سپاه بیکران و قوی ایران قرار گرفته بودند ، میدهد. نوزدهم خردادماه :۹ یونی بسال ۵۳ پ.ت. : در این روز است که شکست کراسوس رومی در جنگ ما بین ایران و روم محرز میگردد و قوایش بکلی از بین رفته و یا پراکنده میشود . کراسوس آن سردار بزرگ رومی که روزگاری حتی آوردن نامش سبب آن میشد که موی بر تن دشمنان روم راست میکرد بینایت سرشکسته سعی در یک چاره جوئی صحیح بود و درخواست مذاکره با سورن را میکند و بون اینکه زخمیها و یا کشته هایش را جمع آوری کند دست از جنگ برداشته در صورتیکه در میان سربازان ایرانی احاطه شده بود بطرف سرا پرده سورن از میان باتلاق و کودالها میگذرد و سورن هم دستور میده که ایرانیان نیز دست از جنگ بردارند و لی سربازان باقی مانده رومی که سردار خود را در میان سربازان ایرانی میدیدند بخیال او در تنکنا قرار گرفته و برای اینکه او را از خطر نجات دهند به ایرانیان حمله میکنند و در این برخورد بود که کراسوس بدستسربازان ایرانی کشته شد و سر و دستش را سورن به ارمنستان بنزد ارد اول میفرستد . در این جنگ حدود بیست هزار نفر کشته و حدود ده هزار نفر رومی اسیر شدند . بیست وسوم خردادماه :۱۳ یونی بسال ۳۲۳ پ.ت.ت : روز درگذشت اسکندر مقدونی میباشد . در اثر لشکرکشیهای پیاپی و سختگیریهای او سبب خستگی سربازنش شده بود و دیگر فرمانش در موارد مختلف اجرا نمی شد و او هر کسی که دستورش را اجرا نمیکرد چه سرباز و چه افسرانش یا با دست خودش و یا بوسیله دژخیمانش گردن میزد و همین امر باعث جدائی بیش از حد او از همپمانش میشد . آورده اند که در میان معشوقه هایش خوبروئی بود بنام هفائیتون که در اثر تیفوس در میگزرد و اسکندر دستور میده پزشک معالجش را در دم گردن زنند . شب زنداریها و بیخوابیها مکرر و بادهکساریهایش و شهوترانیهای بی اندازه اش و در ضمن بیماریهای مقاربتی از جمله سوزاک و سفلیس که او بدان مبتلا گردیده بود او را در اواخر عمر بسرحد جنون کشانیده بود و سرپیچیهای سران سپاهش نیز مزید بر علت گردیده بود .باو پیشنهاد میشود برای استراحت به بابل برگردد . در بازگشت ببابل بعلت بیماریهای مختلفی که در نهان داشت بسختی بیمار میشود واین بیمار فقط ده روز بطول می انجامد و او در قصر باشکوه بختنصر در سن ۳۱ سالگی در میگذرد و جهانی را از ستم و کشتار و آتشسوزیها و خرابکاری و تجاوزاتش راحت و آزاد میکند . بیست وهفتم خردادماه :۱۸ یونی بسال ۳۲۵ پ.ت.ت : اثر خیانتهای بعضی از ساترابها، اسکندر توانست تخت جمشید را بتصرف درآورد. در این روز اسکندر بباده گساری میپردازد و بنا بخواسته زن روسپی که همیشه بهمراهش بود بنام تائیس در حالیکه سواربر شانه اسکندر بود و هر دو با در دست داشتن یک مشعل با خندهای مستانه تخت جمشید آن مرکز تمدن جهانی را به آتش کشیدند . البته همانطوریکه همیشه هرودوت تمام جنایات اسکندر چه در بین راه و چه درایران مرتکب شده پرده پوشی نموده و آنرا با دیده اغماض برگزار نموده ، در اینجا نیز مینویسد که بعدها از این عمل خود افسوس خورده که قابل قبول نمی باشد زیرا این عمل او کاملا با روحیات اسکندر مطابقت ندارد زیرا که بعد از آنهم بهر مکانی از ایران میرسید که در آنجا آثار تاریخی موجود بود بغارت میبرد و دستور با خاک یکسان کردن آنرا میداد . بیست و هفتم خرداد سال ۱۱۷۴ :برابر با سیزدهم یونی ۱۷۹۵ترسائی قلعه شوشا بتصرف قوای ایران درآمد و آغا محمد خان آماده حمله بخاک روسیه شد. بیست وهشت خردادماه: بسال۱۱۱۴ خورشیدی برابر با یولی سال ۱۷۳۵ ترسائی حرکت ارتش عثمانی از باغ آورد بخیال تصرف قطعی ایران بمقابله ارتش نادری بر آمد. در این نبرد سخت ارتش عثمانی بیش از پنجاه هزار کشته دادو در مقابل ایرانیان فقط حدود پنجهزار . در این نبرد مرادتپه از دشمنان بطور کلی پاک میشود این موضوع مورد تحصین شاهزاده ( کولیتسین فرستاده شخصی کاترین پادشاه روسه تزاری برای جلو گیری حمله نادر شاه به روسیه ) قرار میگیرد.این موضوع خود سبب میشود که شاهزاده نامه ای برای کاترین می فرستد و گوشزد مینماید که هرگز با نادر درگیر نبرد نشود و بخواسته های ایران درباره قسمتهای اشغالی فورا گردن نهد. سی خرداد ماه: ۲۰ یونی بسال ۳۶۳ پ.ت.ت : در این روز است که امپراتور روم بنام یولیانوس بضرب زوبین یک سرباز رشید ایرانی ، در جنگی که ما بین روم و ایران در زمان شاپور دوم ساسانی در گرفته بود از پای درآمد . یولیانس برای انتقام گیری شکست از شکستهای پی در پی رومیان از ایرانیان با لشگری گران روانه سرحدات ایران میشود و حتی تا بابل و تیسفون پیشروی میکند . در نزدیکی تیسفون سپاه ایران راه را بر او سد مینماید و از حرکت بیشتر او جلوگیری میکند .در این در گیری ایست که یک سربازان ایرانی با حمله رشادت آمیزی سپاه روم را شکافته و رو در روی یولیانوس قرار میگیرد و با او در گیر میشود و بوسیله ضربه زوبین خود او را از پای در می آورد . وبدین ترتیب باردیگر رومیان از ایرانیان شکست خورد بسرزمینشان گسیل داده میشوند . بیست و پنجم امردادماه: کودتای نا فرجام مصدق السلطنه با کمک توده ایها ( مزدوران دولت روسیه) وجبهه باصطلاح ملی ( مزدوران دولت انگلیس) بیست وهشتم امردادماه : قیام خود جوش مردم و براندازی مصدق السلطنه و فرار توده ایها و مخفی شده سران جبهه ملی شانزدهم امردادماه: (۷آگوست ۱۶۹۴ت.ت) شاه سلطان حسين صفوي در ۲۶سالگي به تخت سلطنت نشست یکم تیرماه : ۲۲ یونی بسال ۲۱۷ پ.ت.ت : آغاز نبرد ما بین آنتیوخوس سوم پادشاه سلوکی با سوسی بی سردار بطلمیوس چهارم پادشاه مصر در بهار سال ۲۱۹ پ.ت.ت آنتیوخوس سوم با حمله به سلوکیه در بیه ریا توانست به آسانی فنیقیه را مطیع خود نماید ، ولی در قلعه دورا در شمال اسرئیل با مقاومت شدید مواجه شد . در این زمان یکی از ماموران عالی مقام بطلمیوس که سوسی بی نام داشت از این موقعیت استفاده کرده و با سپاه گرانی که تهیه کرده بود از پشت به پادشاه سلوکی حمله میکند و این سبب شکست آنتیوخوس سوم میشود . پادشاه سلوکی از بیم اینکه خبر شکست او برایش در آسیای صغیر ناراحتیهای ببار نیآورد بناچار به انطاکیه رفته و با مذاکراتی با سوسی بی انجام میدهد قرار داد صلحی با بتوافق میرساند و بطلمیوس جنوب سوریه و فینقیه و سر زمین اسرائیل را باز پس میگیرد ولی شهر سلوکیه در بیه ریا همچنان در اختیار و تصرف آنیوخوس سوم باقی میماند . ده تیرماه : اول یونی بسال ۵۲۲ پ.ت.ت: روزیست که مغ کئوماته( بردیای دروغین) ( بردیا برادر کمبوجیه و فرزند کوچک کوروش بزرگ بود) خود را بعنوان پادشاه ایران معرفی و در خفا بتخت می نشیند . او در ۱۱ مارس برابر با بیست اسفند ماه همام سال پیکی بتمام ایالات و ایران فرستاده خود را بنام پادشاه ایران معرفی و امریهَ باین صورت صادر نموده که بر طبق آن خدمت نظام وظیفه و بخشش مالیات سه سال را بمردم نوید میداد و همین امریه بود که سبب شده بود در سطح ایران بسرعت او را پزیرا شوند . بیست و هفتم تیر : سال ۱۱۷۶برابر با ۳۱ اکتبر ۱۷۹۷آغامحمد خان بوسیله ۳ نفری محکوم بمرگ کرده بود و میبایستی فردای آنروز گردن زده شوند در چادرش بوسیله کارد و قدراره بقتل میرسد و ملتی را از ظلم و جور و ترس خلاص مینماید. سی تیرماه : بسال ۱۳۳۱ بار دیگر مصدق السلطنه با احساسات ملی ملت استفاده نموده و بار دیگر توانست پا بصحنه سیاست ایران راه یابد که بعده ها به نمایشنامه نفت تبدیل شد و این زمامداری حدود دوسال بطول انجامید و تا بالاخره ملت از حیله های سیاسی و خود خواهی مصدق آگاهی یافت و با قیام خود جوش ۲۸ مرداد بزمامداری و نقشه های سوء او پایان داد. سوم شهریورماه :۲۵ آگوست بسال ۱۸۴۶ ترسائی (ت) : در این روز بروایتی راوالینسون، نامهَ در جف فهرستی از الفبای بی صدای زبان فارسی باستان را به خط میخی و طرز خواندن و نوشتن آنرا که به دو طریقه قبلی اختلاف داشت به لندن میفرستد. سوم شهریورماه : ۱۳۲۰روز شومی دیگر در تاریخ ایران: نقض بیطرفی ایران دو قدرت بزرگ جهانی آن زمان یعنی انگلیس و روسیه سال۱۳۲۰ در سحرگاه سوم شهریور بدون اعلام قبلی از زمین، هوا و دریا به میهن مان حمله کردند تا انتقام سپه خیزی سردار و قهرمان ملی ایران رضا شاه بزرگ در سوم اسفند ۱۲۹۹ را از پادشاه وقت و از ملت تازه رها شده ایران از یوغ استبداد و استعمار را بگیرند. روز شوم سوم شهریور رضا شاه در سفر اصفهان بودند؛ سرلشگری خائن بنام احمد نخجوان که ریاست ستاد را به عهده داشت دو اعلامیه مشترک آرتش نو پای شاهنشاهی ایران را صادر کرد. اعلامیه نخست خبر حمله نیروی متفقین به ایران بود؛ و در اعلامیه دوم آرتش را منحل و از سربازان خواسته شده بود که پادگان ها را تخلیه و به خانه هایشان بروند. چهارم شهریورماه: بسال ۱۱۷۳ برابر با ۶۲ اکتبر سال ۴۹۱۷ ترسائی پایان مقاومت لطفعلی خان زند با سپاه سیصد نفریش در مقابل سپاه ششهزار نفری آغا مجمد خان که مدت ششماه شهر کرمان را در محاصره داشت و مردم را در تنگنای گرسنگی و بیمار قرار داده بود. از این تاریخ لطفعلی خان آوراره شده و بطرف بم میرود. چهارم شهریور ماه بسال ۱۳۱۷: روز پایان ساختمان راه آهن سراسری و پیوند دو خط شمال وجنوب و با پیوند دو دریا شمال وجنوب بزرگترین آرزوی قلبی شاهنشاه رضا شاه بزرگ و ملت ایران برآورده میشود. ششم شهریورماه: در اواسط سال ۱۳۰۲ بود که در ناحیه خراسان شرقی بوسیله زمین لرزه بسیار شدید و هورناکی بخود لرزید . این زمین لرزه تعدادی تلفات و خرابی فراوانی ببار آورد . همزمان باین بدبختی بعلت بارندگیهای سیل آسا در منطقه مازندران و گیلان نیز سیهای فروانی در قصبات و روستائیها آمد ، که ان هم خسارات و کشته زیادی بجای گزارد . بفرمان سردار سپه و فرمانده کل قوا نیروی ارتش (قشون) کادر امدادی تشکیل داده و بکمک آسیب دیدگان شتافتند. واز آن ببعد علاوه بر آن در سراسر ایران برای کمک به زلزله زدگان و سیل آسیب دیدگان اعانه جمع آوری شد ، در همین هنگام بود که بدستور سردار سپه سازمانی بنام سازمان امدادی شیر وخورشید سرخ تاسیس گردید. دوازدهم شهریورماه : ۳ سپتامبر بسال ۴۰۱ پ.ت.ت : در این روز نبرد رویاروئی اردشیر دوم هخامنشی با برادرش کوروش کوچک (صغیر) در گرفت . در همان روزی که اردشیر دوم بتخت نشست مورد سوء قصد نافرجام برادر کوچکترش کوروش کوچک قرار میگیرد . ولی با پادر میانی مادرش پروزاتس ، اردشیر برادر را مورد بخشش قرار میدهد و حتی فرمانی برای حکمرانی او در آسیای صغیر مینویسد .کوروش با پشتیبانی مادر و شایدهم در اثر تشویق او کوروش در باز گشت به آسیا صغیر در لیدیه شروع به جمع آوری سپاهی مرکب از ده هزار سپاهی یونان کرده و بطرف بابل حرکت میکند . در راه بابل درمحلی به نام کوناکسا نزدیک کناره اروند رود نبردی ما بین دو برادر درمیگیرد و با اینکه کوروش رشادتهای از خود نشان میدهد و حتی اردشیر را در یک برخورد تن بتن مجروح میکند ولی سرانجام کار با پیروزی اردشیر تمام و کوروش کشته و سپاه یونانیش که بفرماندهی شخصی به نام گزنفون بود متلاشی میشود ، ولی اردشیر اجازه میدهد که او و باقی مانده سپاهیانش به یونان باز گردند. سیزدهم شهریورماه:۴ سپتامبر ۱۸۰۲ ت برای اولین بار گزارشی درباره کتیبه های تخت جمشید بوسیله مردی بنام گئورگ فردیش گروته فند در آکادمی گوگن باطلاع دانشمندان دیگررسید . او اولین کسی بود که توانست رمز خواندن خط میخی را عرضه نماید و آنرا بصورت علمی بدیگران بیآموزد . گروته فند توانسته بود با مقایسه نوشته های داریوش بزرگ شاهنشاه هخامنشی و نوشتارهای یونانی درباره او و همجنین نوشته های که در تورات درباره داریوش نقل شده ۹ علامت از خط میخی را بخواند. او برای آغاز کار از سنگ نبشته های تخت جمشید استفاده کرد که ترجمه آن میشود داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان ، شاه کشورها، پسر ویشتاسب هخامنشی که این تجر (کاخ ) را بنا کرد . بیست ویکم شهریورماه : ۱۲ سپتامبر بسال ۴۹۰ پ.ت. : جنگ ماراتون( نبرد میان داریوش بزرگ و یونانیان). در اثر برخوردهای بی نتیجه که میان دو لشگر ایران و یونان بوجود آمده بود ، داریوش بزرگ صلاح بر آن دید که برای جلوگیریوصرف وقت بیهود که از راه شمال برای رسیدن به آتن احتیاج بود ، صلاح را در آن دید که قوا خود را بفرماندهی مردونیوس از راه دریای اژه به یونان برساند . بنا براین او از طریق آسیا صغیر سپاهش را بوسیله کشتی از راه دریا در محلی بنام ماراتون پیاده می نماید . در آغاز کار تمام نیروهای یونانی از هم متلاشی میشود و چون یونانیان راهی بجز دریا نداشتند و عبور از آن هم برایشان مقدور نبود ، دست بیک حمله انتحاری میزنند و این سبب شکست قوای ایران میشود و در نتیجه آن داریوش تصمیم به بازگشت میگیرد . بیست و هفتم شهریورماه: بسال ۱۱۰۵ خورشیدی سپاه شاه تهماسب از قوچان بسوی مشهد حرکت میکند . در محل کوه سنگی و نزدیکی دروازه ارک بسوی خواجه ربیع در مقابل نیروی ملک محمود افغان قرار میگیرد. پنجم مهرماه :۲۷ سپتامبر بسال ۴۸۰ پ.ت.ت : نبرد سالامیس : این نبرد دومین جنگی است که ما بین ایرانیان و یونانیان رخ میدهد . خشایارشاه فرزند داریوش بزرگ برای تلافی شکست جنگ ماراتون لشگری منظم تهیه و بعد از اینکه در محلی بنام ترموپیل نیروهای یونانی را شکست میدهد و باتصرف فسمت مرکزی یونان به آتن وارد میشود . از آنچه که از نوشتارهای هرودوت بر می آید خشایارشاه دستور آتش زدن آکروپلیس را میدهد . ولی از قرائنی که تازگی بدست آمده هرگز خشایار شاه چنین دستوری نداده بلکه او دستور مرمت آنجا میدهد و خرابی آکروپلیس بعدها انجام گرفته است . ولی در پیشرفتهای بعدی و آنهم در دریا بود که شکستهائی در پی داشت . علل شکست خشایارشا : یک ) کشتیهای ایران بسبب حمل اسلحه و سرباز و دوری مسافت بینایت بزرگ ساخته شده بود و دارای قدرت منانور کمی بود و برعکس کشتیهای یونانی از لحاظ اندازه بی نهایت کوچک و دارای قدرت مانور خوبی بودند و همین امر باعث آن میشد که آنها میتوانستندببدنه این کشتیهای قولپیکر صدمه زده و آنرا از پائین به آتش بکشنتد . دو) در این مکانی که جنگ بعلت اینکه جریان دومسیر آبی قرار دارد همیشه طوفانها سهمگین وجود دارد و کشتیهای بزرگ ایران قدرت مهار کردن آنرا نداشتند و در نتیجه قسمتی از کشتیها ایران از بین میرود . از این حالتها خشایار شاه خسته شده و خود به سارد باز میگردد و دنباله نبرد را بعهده سردار معروفش مردونیه میگزارد . هفتم مهر ماه:۲۹ سپتامبر بسال ۵۲۲ پ.ت.ت : کشته شدن مغ گئوماته که خود را پادشاه ایران بنام بردیا برادر کوچک کمبوجیه معرفی کرد بود . مغ گئوماته توانسه بو با خدعه و نیرنگ مدت هفت تا هشت ماه بر اریکه تخت پادشاهی هخامنشی تکیه کند و با صادر کردن دستورات مردم پسند ولی کشور بر باد ده بتدریج در این مدت کوتاه هرج و مرجی در سراسر ایران بالامیگرفت . بظاهر در میان خاندان هخامنشی بعد از کمبوجیه که در مصر در موقع سوارشدن بر اسبش بوسیله شمشیرش از ناحیه ران بشدت مجروح شده بود و درگذشته بود ، فردیبا وجود و جوان موجود نبود که در این امر دخالت نماید . ولی از نسل پدری کوروش بزرگ جوان رشیدی بود بنام داریوش که فرزند ویشتاسب و نوه ارشام جد پدری کوروش بزرگ و هنوز در قید حیات بود و بخواسته او این امر بعد از شورهای متعد و موافقت خاندان هخامنش بعهده او قرار گرفت . داریوش با شش نفر یارانش ( بنام گروه هفت تنان)در این روز به کاخ گئوماته وارد شدند و بلافاصله او و دیگر مغهایکه در این دسیسه دست داشتند بکشتند .و این امر باعث شد که ملت که نسبت به مغها در طول زمان کینه و نفرت پیدا کرده بودند دست بکشتار مغها بزنند و حتی این روز تا مدتها جزء جشنها بحساب آمد و بنام روز مغ کشان معروف گردید . نهم مهرماه :اول اکتبر بسال ۳۳۱ پ.ت.ت : سومین و آخرین برخورد سپاه داریوش سوم آخرین پادشاه هخامنشی با اسکندر مغدونی ( نبرد گئوگانل) . پس از دو جنگ گرانیکوس در آن سوی تنگه داردانل و ایسوس واقع در انتهای شرقی آسیا صغیر و خلیج اسکندرون. این دو سپاه در مقابل یکدیگر قرار گرفتند. داریوش سوم با سپاهی منظم جنگی ( در این زمان است که اولین زره پوش و تانک مجهزا ب تیراندازان گارد جاویدان در تاریخ بکار رفته ) در مقابل یک مشت سپاه پا برهنه و غیره نظامی اسکندر ( اسکندر هرگز دارای سپاه منظمی نبود و همیشه با جنگ و گریز مقاصد خود را پیش میبرد) قرار گرفت . شوربختانه داریوش سوم هرگز این استراژدی جنگی را در نظر نگرفته بود . اسکندر که از راه مصر و سوریه راه بابل را درپیش گرفته بود ودر بین راه هر فردی و یا ایالتی در مقابل او ایستادگی میکرد با کشتارهای جمعی که او در در این مکانها براه انداخته بود ترسی مهیب در دل ایرانیان مدافع از آب خاک بوجود آورده بود و این خود ضمینه پیشرفتهای بعدی او شده بود او خود را به اردبیل و موصل که هم اکنون در کشور عراق قرار دارد در محلی بنام گئوکامل در مقابل لشگریان عظیم ایران قرار میگیرد و وحشت عجیبی بر اسکندر راه می آبد ولی باراهنمائیهای استادش همان نقشه جنگ و گریز را بار دیگر نیز در این مکان باجرا در می آورد . در این نبرد داریوش جندین بار خود را به اسکندر میرساند و با وی در گیر میشود و هر بار اسکندر از مقابلش میگریخته و خود را در پناه گارد محافظ خود قرار میداد در این میان شوربختانه در این میان زخم بر میدارد و در نتیجه آن سپاهش عقب نشینی مینماید . داریوش به ماد میرود و برای تجدید قوا و جمع آوری سپاه بیشتر . شوربختانه در بین راه در نزدیکی دامغان بوسیله یکی از فرماندهان ناخلفش که همیشه در بین ما ایرانیان وجود داشته در نیمه های شب به سراپرده او رفته و پادشاه مجروح رادر خواب بقتل میرساند و سر اورا بعنوان هدیه برای اسکندر میبرد و اسکندر ،هم طبق قانون اینکه تو برای ولی نعمت خود چه کردی که برای من خارجی چه کنی ، او را بقتل میرساند. وبدین ترتیب ایران بدون فرمانده و پادشاه تنها مانده و کشور محیط تاخت و تاز یونانیان میگردد. گویند که اسکندر مراسم احترام را در مقابل بدن پاره پاره این پادشاه بزرگ انجام داده و او را بخاک میسپارد که البته کاملا غلط میباشد زیرا که دو تن از پادشاهان هخامنشی بدون آرامگاه هستند : یک ) ورشا(ارشک دهم) و دیگری داریوش سوم . شانزدهم مهرماه: جشن مهرگان :برابر با ۷ اکتبر اين جشن هم اكنون در دهمين روز از ماه مهر واقع است . مهرگان يكي از جشنهاي بزرگ ايران باستان بوده كه تا به امروز زنده مانده است . در ايزان باستان اين جشن داراي همان ارزش و اعتبار نوروز بود و بسياري از آداب اين جشن را دربر داشت . اين جشن از روز مهر ايزد و مهر ماه آغاز ميشد و تا روز رام ادامه مييافت ، كه روز اول را مهرگان عامه و روز آخر را مهرگان خاصه ميناميدند . جشن مهرگان مربوط است به فرشته مهر كه در اوستا ميترا ناميده ميشود و به معني نور و خورشيد و مهر و محبت و عهد و پيمان مي باشد و آنرا در قديم ، ميترا كانا ميگفتند كه بعدها به تدريج مهرگان شد . روايت است كه در روز مهر از ماه مهر ايرانيان چون ار دست ستم ضحاك بستوه آمده بودند ، به سركردگي كاوه آهنگر بر وي شوريدند و ضحاك را دربند كرده ، فريدون پسر آبتين را كه از خانواده جمشيد بود بر تخت شاهي نشانيدند بیستم مهرماه :۱۲ اکتبر بسال ۵۲۹ پ.ت.ت : تسخیر بابل بدست توانای سردار کوروش بزرگ . کوروش سردار برخته خود را بنام گوبریاس برای محاصره و جنگ به بابل میفرستد . در این جنگ پادشاه بابل بنام نیونید شکست خورده و اسیر میشود . بعلت اینکه نیونید و پادشاه قبلی بابل بختنصر پادشاهانی بود بیرحم و مردم آزار و خون آشام بابلیان از او نفرت بسیار داشتند .در همین سال ۲۹ اکتبر یعنی بعد از هفت روز از پایان جنگ و شکست و اسیر شدن نبونید مردم بالب با پایکوبی و استقبال بینظیری به پیشواز کوروش بزرگ میروند و او را بعنوان پادشاه رسمی خود انتخاب نمودند . در این روز بسال ۱۳۰۲ برای یکپارچه کردن و پایان دادن بخود مختاری شیخ خزعل که تغریبا خوزستان را بکمک و پشتیبانی قوا و دولت انگلیس از ایران جدا کرده بود رضا خان سردار سپه فرمانده کل قوا دستور رسید که قوا مستقر شده در جنوب بسوی خوزستان حرکت کند و بخود مختاری شیخ خزعل پایان بخشد. که بااعتراض رسمی سفیر دولت انگلستان مواجه شد.
هفدهم مهرماه سال۱۳۰۴: رضا شاه در این روز که اولین فرصت بعد از رسیدن تاج وتخت ایران بود دستور داد که استخوان سر بریده شده شاه زند و استوانهای پادشاه بزرگ ایران نادر شاه افشار را با احترام وتشریفات خواصی از زیر پله ها کاخ گلستان بیرون آورده و در زاویه مقدسه بخاک بسپارد. این استخوانها در طول مدت یکصد وپنچاه سه سال سلطنت سلسله قاجاریه هر روزه لگد مان این افراد میشد. در همان روز بازماندگان کریمخان از شیراز به تهران آمده و درهنگام بیرون آوردن سر کریمخان شمشیر کریمخان که تا آنزمان در اختیار باقی مانده خاندان زند بود با عریضه ای تقدیم رضا شاه میکنند. نکاتی چند از عریضه خاندان زند که بحضور رضاشاه تقدیم کردند. بیست ودوم مهرماه: ۱۴ اکتبر تولد شهبانو فرح همسر با وفا پاکدامن شاهنشاه آریامهر محمد رضا پهلوی سی مهرماه :۲۲ اکتبر ۲۵۳ ت : به تخت نشستن والریانوس امپراتور روم . در زمان این فرمانروا جنگ هولناکی بین ایران و روم بر اثر تاخت و تازهای رومیان در مرزهای ایران در گرفت . بسال ۲۶۰ ترسائی در زمان زمامداری شاپور پادشاه ساسانی سپاه روم بسختی شکست میخورد و امپراتور والیانوس اسیر میگردد . نقش برجسته آن در نقش رسم در هنگام جشن پیروزی ایران دیده میشود که با اشاره شاهانه او را امان میدهد و حتی فرزند او را به امپراتوری روم برمیگزیند . سوم آبانماه ۱۳۰۲ خورشیدی : سردار سپه ( وزیر جنگ و فرمانده کل قوا ) از سوی احمد شاه قاجار به ریاست وزرا برگزیده شدند. در مقالهَ منتشره ۱۹ دسامبر ۱۹۲۳ نشریه تریبیون دوریان چاپ پاریس در مقاله مبسوطی درباره رئیس الوزرای جدید ایران از سجایای اخلاقی و میهن پرستی و شهامت و کاردانی سردار سپه ستایش کرده و او را منجی ( نجات دهنده ) ایران می نامد. چهارم ابانماه :۲۶ اکتبربسال ۱۲۹۸/ ۲۶اکتبر سال ۱۹۱۹ دو فرزند دوقلو از ملکه ایران تاج الملوک آیرملوو سردار سپه ( رضاشاه بزرگ) درخاندان پهلوی بدنیا آمد بنامهای اشرف و محمدرضا ( شاهنشاه آریامهر) . که در آینده ایران نقشهای بزرگی را عهد دارشدند. در چنین روزی بسال۱۳۰۵: برابر با ۵.۱۱.۱۹۳۲روز بنیانگزاری نیروی دریائی ایرانبدست توانای رضاشاه بزرگ می باشد. پنجم آبانماه : روز درگذشت ایران پدر رضا شاه بزرگ در تبعید ( بخاطر ایران دوستیش بوسیله انگلیسیها ) تنها در جزایر موریس ( آنچه مسلم است او بوسیله پزشک فرستاده از طرف دربار انگلیس بوسیله آمپول هوا بقتل رسید) هفتم آبانماه :۲۹ اکتبر بسال ۵۳۹ پ.ت.ت : ورود پیروزمندانه کوروش به بابل . کوروش با اینکه این کشور را تسخیر کرده بود هرگز با ورودش خود را بعنوان پادشاه این کشور معرفی نکرد بلکه این مردم بابل بودند که باو عنوان پادشاه بابل اهدا کردند و با پایکوبی و جشن و سرور مقدم او را گرامی داشتند . کوروش پادشاه اسیر شده بابل را مورد محبت قرار داد وچون در این جنگ فرزند نبونید بنام لشصر کشته شده بود دستور میدهد مجلس غزاداری برایش تهیه ببینند و او را با احترام بخاک میسپارد . کوروش یهودیان را که بوسیله پادشاه فبلی بابل بختنصر اسیر شده بودند و به بابل آورده بود آزاد نموده و آنها را به اورشلیم مکان اصلیشان برمیگرداند. نهم ابانماه : ۳۱ اکتبر بسال ۱۳۳۹ ساعاتی پیش ازظهردر تهران از شهبانو ایرانزمین و شاهنشاه آریامهر فرزند پسری در بیمارستان مادر در جنوب شهر تهران بنام رضا چشم بدینا گشود. در سال ۱۲۰۷برابر با ۳۱ اکتبر بسال ۱۸۲۸ بر اثر تحریکات مداوم یک مشت ملایان باصطلاح مجتهدین که جیره خوار دربار انگلیس و روسیه بودند . با دادن فتوا جهاد بر علیه کافران روسی ( همچون مجتهد تبریزی و محمد مجاهد درست بعد از چهارده سال( بسته شده اولین قرارداد ننگین گلستان تحت فشار و میانجیگری دولت انگلیس تحمیل ایران گردید) سبب جنگ دیگری ما بین دولت ایران و روسیه شدند و در چنین روزی سپاه روسی بسرکردگی ژنرال باسکویج پس از شکست سپاه ایران بسرکردگی عباس میرزا فرزند ارشد فتحعلی شاه وارد تبریز میشود و سبب سبب بسته شدن قرارداد ننگین ترکمن چای میشود . در همین میان همان روحانیون بپیشواز ژنرال روسی رفته حتی جلوی پایش گاو قربانی میکنند. پانزدهم بهمن ماه سال۱۳۱۳:رضا شاه بزرگ نخستین سنگ بنای دانشگاه ایران را بدست خود بنیاد نهاد گفت : مملکتی که دارای معارفی باستانی بوده باید امروز دارای دانشگاهی باشد که در خور شان آن است و ایجاد دانشگاه بصورت امروز کاری است که باید دولتهای پیش از ما خیلی قبل از این ها شروع کرده باشند و ما حالا انرا تکمیل کنیم نه اینکه تازه از پایه بنای آنرا درست کنیم . بهر حال کازی است که از امروز شروع شده است و خیلی هم دیر است و باید با جدیت هرچه زودتر درست بشود . انجام بگیرد. ما بدانشگاه خیلی احتیاج داریم اگر دانشگاه و مدارس عالیه خوب داشتیم چه احتیاج داشتیم که فرزندان خود را باروپا بفرستیم. . کوشش کنید تا این دانشگاه زودتر تکمیل بشود... بیست و سوم آبانماه ۱۳۰۳ خورشیدی: سفارت انگلیس در تهران یادداشتی اعتراض آمیز به دولت ایران تسلیم میدارد و طی آن متذکر میشود که حمله سپاه ایران به قوای شیخ خزعل مغایر منافع دولت انگلستان میباشد ، و با توجه به اینکه در نوامبر ۱۹۱۴ ترسائی ، دولت انگلستان تعهد کرده است که از جان و مال شیخ خزعل و اتباع او حمایت نماید و در صورت ادامه عملیات نظامی، دولت بریتانیا برای دفاع از شیخ از هیچ اقدامی خود داری نخواهد نمود .
در بیست و چهارم آبانماه ۱۳۰۳ خورشیدی: سردار سپه بدون اعتنا به این یادداشت اعتراضی، از چهار جبهه برای سرکوبی متمردین حرکت کردند. هجدهم آبانماه: بسال ۱۱۱۱خورشیدی ( نبرد سورتاش) آغاز نبرد تاریخی ما بین سپاه نادری و توپال پاشا عثمانی. با اینکه درتمام جبهه ها سپاه ایران بپیروزی رسید ولی شوربختانه در پایان کار بعلت توفان شن در جبهه اصلی جنگ سبب عقب نشینی سپاه ایران گردید. بیست و ششم آبان ماه: بسال ۱۱۱۷ برابر با نوامبر ۱۷۳ نادر شاه پس از تدارک نظامی لازم بطرف تنگه خیبر( که اتصال دهنده فلات ایران با شبه جزیره هند میباشد ) حرکت مینماید. در چنین روزی بسال۱۳۰۳ خورشیدی طوایف وطن پرستی همچون ( بنی طرف) و ( هریزه ) قیام کردند و با کمک مردم قصر حمیدیه را که متلق به عبدالحمید سردار اجل فرزند شیخ خزعل را در به آتش کشیدند. شتخ خزعل تقاضای تامین میکند و عملخود را تحریک مغرضین عنوان کرده و ادعا میکند که برای تسلیم حاضر ومهیا میباشد.
عین متن تلگراف خزعل بپیشگاه سردار سپه:
مقام منیع حضرت اشرف اعظم آقای رئیس الوزرا و فرمانده کل قوا دامت عظیمه بعضی ها فدوی را معتقدساخته بودند که حضرت اشرف نسبت باین بنده احساسات بی مهری و بی لطفی دارند ، ولی بحمدالله در این اواخر مطلع گردیدام که حقیقت حال چنین نیست و این مسئله موجب کمال امیدواری شد. البته برخاطر مبارک معلوم است که آن سوء تفاهم از دسایس و آنتریک های بعضی مغرضین و مفسدین غیر از بختیاری که نسبت بوجود ذیجود حضرتاشزف عداوت داشتند و میخواستند فدوی را آلت اغراض شخصیه و مقاصد دیرینه خود سازندتقویت وفزونی یافت ولی بالاخره از کجی و اعوجاح این مسلک مطلع شده و اینک بعرض تاسف مبادرت نموده از اعمال ناشایستی که در ظرف چندماه گذشته از طرف این بنده نسبت بدولت علیه سرزده معذرت میخواهم و در آینده نیز کمافی السابق نهایت آمال فدوی این است که نسبت بدولت متبوعهکمال خدمتگذاری را بعمل آورده تا آخرین درجه امکان با نهایتخلوص نیت و حسن عقیدت به اجرای اوامر مبارک اقدام کنم. امیدواری کامل دارم که حضرت اشرف نیز این تاسف را پذیرفته وباز هم فدوی را مورد اعتماد قرار داده از دولت خواهی فدوی اطمینان خواهند داشت از قرا معلوم موکب عظمی این روزهابجنوب تشریف فرما میشوند. اگر این مسئله صحیح است خیلی شایق هستم که بشرف ملاقات نایل شده و شخصا به آن وجود محترم که ریاست متبوعه را دارا هستید تاسفات خود را از ماضی و تامینات خدمتگذاری و خلوص نیت را در آینده عرض کنم . منتظر اظهار نظر و مرحمت و تعیین محل و موعد شرفیابی هستم خزعل دوم آذرماه: برابر با ۲۳ سال ۱۷۲۲ ت.ت شاه سلطان حسین دروازه های شهر اصفهان را بروی محمد افغان گشود. دواردهم آذرماه: بسال ۱۷۲۹ درست هفت سال پس از اینکه شاه سلطان حسین دروازه های اصفهان را برویافغانه باز نمود ، در این روز سپاه نادری از همان دروازه ها افغانها را بیرون نمود. شانزدهم آذرماه :۷ سپتامبر بسال ۴۲۴ پ.ت.ت : کشته شدن سفدیان هفتمین پادشاه هخامنشی : پس از اینکه سفدیان بکمک درباریان برادرش خشایارشای دوم را بقتل رسانید از طرف درباریان عنوان پادشاهی را برای خود کسب کرد . بسال آپریل ۴۲۴ پ.ت.ت سفدیان بعلت خشونت و سختگیریهای بی موردش، سبب گریز همانهائی شد که او را بپادشاهی رسانیدن . در همین زمان اخس برادر دیگرش از این موقعیت استفاده کرده و بخون خواهی برادر کشته شده اش برخواست . سفدیان در میدان جنگ تنها ماند و در نتیجه شکست میخورد برادرش اخس او را اسیر کرده و در اتاقی بدون روزنه و پر از خاکستر زندانی میکند . بدین ترتیب بحکومت هفت و هشت ماه اش پایان میدهد . بیست وسوم آذر ماه ۱۳۰۶:بعد از ظهر روز یکشنبه بود ، و باد موسمی سردی میوزید که بیست و یک تیر توپ فضای تهران را پرکرد . در این حال بود که وزیر فوائد عامه در چند کیلومتری دروازه گمرک تهران که بیابان وسیعی بود در آن بیابانهای جنوب تهران محل کنونی ایستگاه راه تهران کلنگ نقره ای کوچکی را تقدیم شاهنشاه رضاشاه پهلوی کرد و شاهنشاه اولین اثر بزرگ آبادانی این کشور را بزمین زدندوو بدین ترتیب ساختن راه آهن سراسری ایران آغاز گردید. دوم دیماه : بسال ۱۱۱۴ خورشیدی روز تجگزاری نادر در دشت مغان بنا بتقاضای نمایندگان ملت در یک گردهمائی تاریخی در دشت مغان پنجم دیماه :درگذشت اشو زرتشت در سن ۷۷ سالگی که ناشناخته بوسیله ضربه شمشیر یکی از سربازان گارد مجروح و در اثر زخمهای وارده بدرود زندگی میگوید . یازدهم دیماه: شروع مذاکرات صلح بدرخواست شاه تهماسب ما بین سفرای سپاه شکستخورده ایران و احمد پاشا سردار سپاه عثمانی در بیست وششم همان ماه بسال ۱۱۱۱خورشیدی پایان یافت. متن این معاهده ننگین بزبان فرانسه بود و ترجمه آن که در ماههای اکتبر و سپتامبر سال ۱۷۳۲ ترسائی در جراید اروپا با آب و تاب درج گردید که باعث برآشفتگی نادر بعنوان نایب السلطنه ایران شد. چهاردهم دیماه ۱۳۱۴خورشیدی: بمناسبت روز آزادی زن رضاشاه بیانات خطاب بزنان ایرانی بی نهایت مسرورم که می بینم خانمها در نتیجهَ دانائی و معرفت بوضعیت خود آشنا شده و پی بحقوق و مزایای خود برده اند. ما نباید از نظر دور بداریم که در سابق نصف جمعیت کشور ما بحساب نمآمد و نصف قوای عامله کشور باطل بود. هیچوقت احصائیه از زنها برداشته نمیشد مثل اینکه زنها افراد دیگری بودند، و جزو جمعیت ایران بشمار نمی آمدند، فقط در یک مورد از زنها احصائیه برداشته میشد و آن موقعی بود که وضعیت ارزاق مشکل میشد و برای تامین آذوقه سرشماری میکردند. شما خانمها این روز را یک روز بزرگ بدانید و از فرصت هائی که دارید برای ترقی کشور استفاده نمائید شما خواهران و دختران من تربیت کنندهَ نسل آینده خواهید بود که میتوانید آموزگاران خوبی باشید و افراد خوبی از زیر دست شما بیرون بیآیند، از تجمل و اسراف بپرهیزید سادگی را پیشه خود سازید و یار مردها باشید باقتصاد و مصرفه جوئی در زندگی عادت نمائید و بتمام معنی مفید بحال مملکت باشید ..... هجدهم بهمن ماه: بسال ۱۱۱۷برابر با هفتم فوریه سال ۱۷۳۹ نادر با عزمی جزم و روحی سالم با ارتش هفتادهزارنفری خود از لاهور بسمت مرکز هندوستان حرکت مینماید. بیست و دوم بهمن ماه : بسال ۱۳۵۷ فتنه دوباره خمینی با همکاری کشورهای اروپائی و دستیار دولت کارتر بثمر رسید.که سبب بهم پاشیدگی اوضاع ایران شد وبا بوقوع پیوستن این فتنه که بیشتر بوسیله دولت انگلیس و دستیاران ملایانش سبب برگشت ایران به ۱۴۰۰ پیش شد که همجنان ادامه دارد . نتیجه اش میلیونها کشته و معلول و انهدام ارتش مقتدر ایران و در نتیجه ایران مترقی که در زمان پادشاهی شاهنشاه آریامهر از لحاظ پیشرفت در ردیف یکی از مترقی ترین کشورها قرار گرفته بود با سیر نوزلی در جرگه کشورها پائین تر از جهان چهار قرار گرفت . با بتاراج رفتن تمام سرمایه های ملی و انبار شدن مبالغ هنکفتی از سرمایه این کشور در بانکها خارحی بنامها ملایان بسرکردگی هاشمی رفسنجانی و خامنه ای و خاتمی و هزاران نفر از آغازاده ها و هم اکنون بجرگهاین شیادان فردگمنام و تیر خلاصزن این رژیم احمدی نژاد نیز افزوده شده. بیست وپنجم بهمن ماه :۱۴ فوریه۲۷۶ ترسائی : درگذشت مانی : بهرام اول تحت فشارهای مملکتی و در ضمن فشار زرتشتیان (درسال۲۷۲ به تخت نشست و در سال ۲۷۶ ترسائی بدرود حیات گفت ) مانی را بدست روحانیون زرتشتی سپرد . آمده است ( البته در درست بودن آن شک بسیار میباشد ) این روحانیون او را بعنوان فردی که از دین خارج شده بزندان افکندند و گویند او را بسیار زجر دادن و زندن زنده پوست او را کندند و داخلش کاه کردند و به دوازه های شهر شاهپور آویختند و این دروازه را بنام او باب مانی نام گزاری کردند . ( تکرار میشود که این آمده فقط گفتار است و هیچ جا بصورت رسمی نوشتار نشده) . سوم اسفند ماه سال ۱۲۹۹: در این روز رضا خان میرپنج با دوهزارپانصد قزاق تحت فرکاندهیش وارد تهران شده و تمام مرکز قزاقهای که تحت فرماندهی انگلیسیها بود با مقاومت بسیار اندک که در مقابلش نشاندادند بتصرف درآورد و قزاقان مقیم قزاقخانه تهران بطورکلی باو پیوسته و با همین نیروونیرو که از تیپ همدان از راه قزوین با خود آورده بود که دیگر نقاط حساس نظامی را بدون خونریزی بتصرف در آورد و بعد از آن کلیه دوایر دولتی وبدون هیچ خونریزی و مقاومت اساسی تسلیم شدند . بدین ترتیب تهران تسلیم کودتاچیان گردید. پنجم اسفندماه: ( سپندارمذ) روز زن در تاریخ کهن ایران. در این روز بسال ۱۱۱۷ برابر با بیست و چهارم فوریه سال۱۷۳۹ دو سپاه هفتادهزارنفری نادری و محمدشاه گورکانی در منطقهَ بنام کرنال در مقابل هم قرار گرفتنکه میبینیم در نتیجه یک حمله سریع و نقشه های مدبرانه نادرشاه افشار بسرعت نتیجه نبرد عیان میگردد. هفتم اسفند ماه. ۱۳۰۲: هیئت وزیران. بخواست رشا خان رئیس الوزرا توانستند قرارداد۱۹۱۹ وثوق الدوله را که با انگلستان بسته بود از درجه اعتبار ساقط وانرا لغو می نماید. نوزدهم اسفندماه : بسال ۱۱۱۷ برابر با در غروب دهم مارس سال۱۷۳۹ نبرد کرنال بپایان میرسد و محمد شاه گورکانی با دادن تلفات سنگین از مقابل نادرشاه افشار میگریزد و سپاه هند بطور کلی تار ومار میگردد. و ارتش ایران از کرنال بقصد پایتخت هند حرکت مینماید. بیستم اسفندماه : ۱۱ مارس سال ۵۲۲ پ.ت.ت : شورش گئوماته برضد کمبوجیه دومین پادشاه هخامنشی . کویند و بیشتر این نوشتارها از هرودوت سرچشمه میگیرد : که کمبوجیه قبل از حرکت به مصر بعلت اینکه امکان آنرا میداد که سفرش بطول انجامد و برادر کوچکش تخت و تاج او را از آن خود کند در پنهان او را بوسیله شخصی بنام پرکساپس از بین میبرد . باز بنا بنبشتهای هرودوت این غائله بوسیله دو برادر که هر دو آنها نیز مغ بودند و یکی از آنها تا اندازه ای شباهت به بردیا داشت خود را بنام شاهزاده هخامنشی معرفی کرده و دیگری بنام پاتیزوتیس که باعث و بانی این توطئه شده بود . ولی بر خلاف نوشته های هرودوت فقط در سنگ نوشتهای فقط نام کئوماته آمده و فقط بنام بردیا دروغین . طبق این سنگ نبشتها بردیا دروغین یا همان گئوماته در دژ پی شیاواد – برکه آرکادویش ظاهر شد. بردیا دروغین به آسانی موفق شد مردم تمام نواحی شاهنشاهی وسیع را با دستورات مردم پسند گول بزند ، تا وی را به شاهی شناخته و مطیع وی شدند.
|