علل آزردگی وخفت تازی تباران

 نسبت به ایران و ایرانی

ضدیت و دشمنی این تازی تباران و عناد وحشیانه آنها با مراسمی چون چهارشنبه سوری، عید نوروز ، مهرگان, جشن سده, شب یلدا و غیره که نشانهَ از فرهنگ مردمی و بشر دوستانه ی ساکنان فلات ايران میباشد, ازسر آغاز حكومت ملایانِ و روحانيونی نمایان دروغین وابسته به لانه های جاسوسی اجانب ودست نشانده دولت فخیمه انگلیس و وابسته  به دستگاه خليفه گری شيعه يعنی بيگانگان و بیگانه پرستانی كه طی قرون متمادی فرهنگ و سنن تازیان دوران جاهليت و بيابانگردیو دوران بربریت را در سرزمین ما پاسداری و نگهیانی می كنند، با شدت و حدتی باور نكردنی آغاز گردید. بامخالفتها و تو دهنی هائی که بيگانه پرستانهَ که از سر آغاز حکومت مردم آزار جمهوری اسلامی بر خلاف مقاومت و پايداری توده های مردمی که سعی بر آن دارند از میراثهای کهن خود پاسداری نمایند زده میشد،  كماكان ادامهداشته وهمه روزه  با به کارو ترفندهای جدید و نيرنگ های مردم پسند وگاهی مواقع ابلهانه گوناگون همچنان ادامه دارد .

رژیم جنايتکار و فرهنگ ستيز خمینی و دار ودستهَ وابسته به آنها, در سالهای اوليه شورش و با انديشهَ ماليخوليائی صدور انقلاب اسلامی به ديگر کشورهای مسلمان با دولت بعثی عراق وارد جنگ شد. جنگی ويرانگر و مخرب كه با حمایت و پشتیبانی اربابان و حامیان بین المللی و صهيونيستی برای فروش اسلحهای و بکار انداختن کارخانجات وبوجود آوردن کار برای شهروندان خود دو رژيم ضد مردمی ايران و عراق به راه افتاد و برای مدت هشت سال تداوم يافت. اين جنگ علاوه بر اين که ثروت های مادی و معنوی دو کشور را بر باد داد بيش يک ميليون نفر شهيد و هزاران معلول در ميان فرزندان ايران بر جای گذاشت  .

در همهَ اين دوران کشتار و خرابی و ويرانی که خمينی آنرا دوران خير و برکت و رحمت الهی خواند,چنانکه در صدر اسلام بر بیشتر مردم ما مردم بدبخت خاور میانه گذشت،  رژيم جنايتکار و ضد مردمی جمهوری اسلامی که رهبرانش به نيرنگ و ريا دنيا کنونی این مردم را می ستانند و به گريه و اشک وعده آخرت وبهشت برین و حوریان ساق بلوری ومو طلائی و غلمان را میدادند،  می فروختند،  تلاش نمود تا با فاجعه آفرينی و فرستادن اجساد شهدا در روزهای آغازين سال به شهرها و روستاها از برپائی مراسم نوروزی و جشن و سرور مردم جلو گيری نمايد. بااین خدعه ونیرنگو باين اميد که شاید در اثر مرور زمان و گذشت ايام وبا تقديم اشک و خون اين سنت باستانی  پایان داده و آنرا از خاطرهَ ايرانيان بزدايند و به حافظهَ تاريخ بسپارند .

امروزه برهیچ کسی پوشيده نيست کهاین تاريک انديشان و کوته فکران وکوته نظران تازی تبار در پناه عوامفريبی و اوهام پراکنی های   وعده و وعیدهای سراپا دروغ و شيادانه ملت مارا  دراین سرزمين اهورائی را فريفته و بر سرنوشت آنان حاکم شدند. وعده هائی چون بر قراری حکومت عدل علی, امنيت فردی و اجتماعی شهروندان, آزادی بيان و عقيده, آزادی مطبوعات, عدالت و رفاه اجتماعی, آب و برق مجانی, بهداشت عمومی, تحصيل رايگان تا سطح دانشگاهی و بالاتر, تفسيم درآمد حاصله از فروش نفت و رسيدن به آنچه در طول تاريخ پر فراز و نشيب خود از آن محروم بوده اند ..

اين عوامفريبان حرفه ای و دنيا خواران که سابق بر این روزانه صدها بار علی و حسین را شهید میکردند و از این راه جیب خود را که همچون توبرهَ که ته ندارد،  پر میکردند به اين راحتی بر سرنوشت و مال و ناموس ملتی دردمند ما  حاکم کردند و آنها را بر خر مراد سوار  و ما ملت را بدنبال آنها پیاده براه انداختند, ولی غافل از درک پايداری و مقاومت طولانی ايرانيان در برابر نيروهای اهريمنی و فرهنگ ستيز غافل مانندند. آنان ندانسته و نمی دانند که با همهَ تلاشهای اهریمنی دشمنان ایران زمین و حملات و سیلابهای خونی كه سراسر اين خاک را بطور مداوم شسته و آبياری نموده, هیچ نیرو و قدرتی نتواسته تا کنون در این دوران دراز تاریخ کهنش   فرهنگ و سنن و آداب و رسوم مردمانش را از آنان باز ستاند یا آنها را بدلخواه خود دگرگون سازد. آنهم در جهانی كه دیگر ملت های کهن در روند زندگی تاريخی به هزاران بلا و دگرگونی گرفتار آمده اند و عده زیادی از آنها از بوته آزمایش خوب بیرون آمده همچون پولاد آبدیده شده اندچه برسد در اثر کوته زمانی همچون مردمانی را تا بدان جا برسانند  که  توجهی به سنن قومی ونژادی خود نکرده و  جذب فرهنگ و سنن مهاجمان قرار گرفته که در گذر زمان ملیت و قومیت خود را نیز فراموش كرده و از یاد ببرده اند .

با نگاهی به تاریخ جهان باستان و نقشه ی جغرافیایی جهان کهن که در آن روزگارانی می گذرد، در می یابیم كه كشورهایی چون مصر، الجزایر، لیبی، مراكش، تونس، عراق، سوریه، لبنان، اردن و غیره كه امروزه در شمار كشورهای عربی به حساب می آیند، در گذشته های تاریخی خود، نه تنها عرب نشین و عرب زبان نبوده و مردمانشان کوچکترين وابستگی با نژاد سامی و اعراب تازیان نداشته ، بلكه قبل و بعد از ظهور اسلام در محدوده َ جغرافيائی و اجتماعی جهان هر كدام دارای فرهنگ و تمدنی به مراتب غنی تر، پیشرفته تر و مترقیانه تر از تمدن چادر نشینی و صحراگردی اعراب بدوی و صحرا نشین شبه جزيره ی عربستان و حضرالموت بوده اند .

كشور گشایی اعراب بادیه نشین تحت پرچم اسلام و شعارهای برادری و برابری همهَ ملل جهان آنروز، بدون در نظر گرفتن رنگ پوست و زبان و قومیت  سبب  گسترش آنكه از چین تا شبه جزیرهَ بالكان و اسپانیا شد . بسط و گسترش این امپراطوری زمینه ای فراهم آورد تا فرهنگ و تمدن یونان، روم، مصر و ایران در يک انبيق و قرع اسلامی در هم آمیزند و در دسترس همگان قرار گیرند. در گستره و محدودهَ همان امپراطوری بود که در نتيجه تداوم و استمرار طولانی فرمانروائی خلفا و اميران عرب, سرزمین های نامبردهَ بالا به كشورهای عربی و مردمانشان به عرب زبانانی مبدل شوند كه امروزه شاهد و ناظرشان هستيم. اين ملتها چنان در فرهنگ و زبان عرب غرق شدند که نه تنها خود را از نژاد سامی و عرب می دانند بلكه بعرب بودن خود نیز می بالند و آنرا مایهَ افتخار و مباهات خود می دانند .

ایران نیز در زمرهَ كشورهاییست كه در مسیر تهاجم بشر ستیزانهَ تازیان بدوی و فرهنگ عقب ماندهَ بیابانی و چادر نشينی  شان قرار گرفت. به استیلای اعراب تن داد. سده های متوالی تحت فشار محرومیت و فرمانروایی آنان باقی ماند و خسارت های غیرقابل جبرانی را متحمل گردید. کتاب های موجود در كتابخانه هایش به آب شسته شدند و آثار فرهنگ و تمدنش در شعله های آتش خشم و کینه توزانه و  حیوانی این  بیابانگردان پا برهنه سوسمارخور گردید. طی هزار و چهارصد سال انديشمندان و دانشمندان و مبارزانش به اتهام هائی چون قرمطی, رافضی, شيعی, دهری, مجوس, خرابکار, مارکسيست, مارکسيست اسلامی, محارب با خدا و رسول خدا, مفسد فی الارض و غيره محکوم شدند, شکنجه شدند, زندانی شدند,گردن زده شدندو به جوخه های اعدام سپرده شدند,  بر طناب دار بوسه زدند, در گورهای دستجمعی مدفون شدند, نفی بلد شدند و در غربت تلخ جان سپردند و هزاران چیز دیگر.  روندی كه کماکان ادامه خوهد داشت تا بروزی که نه چندان دیر بدون شک تا برپایی یك رستاخیز و جنبش خدکننده برای این تازی تباران دستار بیر و نعلین بپا  و دادگسترانهَ مردمی که به حاکمیت  شوم این اهریمنان سیه دل و کوتاه نظر ورسواپایان خواهد داد و پیکره منحوسشان و اسم کثیفشان را به زباله دان تاریخ خواهد ریخت .

اگربا نگاهی تیزبه گذشته و تاريخ این سر زمین اهورائی بنگریم  در خواهیم یافت كه در همهَ ادوار تاریخی یاد شده، سرزمین و مردم ایران، امواج خون، آتش، سركوب و خفقان را پشت سر گذرده. پایداری نموده اند. قربانی داده اند. ولی بر خلاف ملتهای كشورو سرزمين های دیگر که نامبرده شد  نه تنها فرهنگ و تمدن بیگانگان را پذیرا نشدند، بلكه با گذشت زمان مهاجمین و فرهنگ و زبان آنان را نیز در فرهنگ و تمدن خود ذوب نمودند و آنان را واداشتند تا نه تنها در برابر فرهنگ و سنن این سرزمین كهنسال سر تسلیم  فرود آورند، بلكه خودرا غرق در این فرهنگ و تمدن مترقیانه و بشر دوستانه این سر زمینشوند و با همهَ كینه توزیها ودشمنی اهریمنانه خود، در پیش برد و ترويج این فرهنگ کهن با جان و دل بكوشند

پایداری و مقاومت ایرانیان در برابر آداب و رسوم تحمیلی بیگانگان، بویژه آیین های دینی و مذهبی نیز كه بیشتر از سوی دولتمردان و حكومتگرانی به ظاهر ایرانی، در فرهنگ ما راه یافته اند، زبانزد خاص و عام است! زیرا با گذشت زمان، چنان به ادیان و مذاهب وارداتی رنگ و جلای ایرانی داده و آنها را از شكل و قالب و محتوای اصلی خود خالی نموده اند كه دين و مذهب وارداتی پس از مدتی برای خودِ فرهنگ سازان، بدعت گذاران و تحمیل كنندگان اصلی نیز بصورت آداب و رسومی بیگانه و ناآشنا در آمده است.

از جمله آداب، رسوم و سننی كه با همه ی مخالفت های عنودانه ی دشمنان ایران زمین، بویژه پاسداران و مروجین فرهنگ و تمدن جاهلانهَ اعراب بادیه نشین، خود را در برابر همهَ دسایس دشمنان محفوظ نگاه داشته و توسط نیاكان و پدران خردمندمان به ما رسیده است و ما باید آنرا چون جان شیرین پاسداری کرده آنرا و سینه به سینه   به فرزندانمان داده تا ابدیت  .

 پاینده این سر زمین اهورائی

               ایران