گفتاری از جمشيد آريا فر

چرا پادشاهی ؟

 

هميشه افراد وگروه های مختلف و نا باور سئوال ميکنند چرا پادشاهی وچرا رژيم ديگری نه ؟

سعی من بر آن است که کمی درباره اين باور سخن برانم .

 

1) ما بر آن باوريم که نظام پادشاهی در آغاز تمدن فلات ايرانزمين چه در بين قوم ماد و چه در ميان پارسها بر اثر ضرورت زمان و مکان ونيازهای اجتماعی از درون توده های ايرانی مايه گرفته و مشروعيت خود را از ارادهَ مردم و همبستگی اقوام و طوايف ايرانی بدست آورده است  .

 

 2)به گواهی مورخين سراسر جهان براين باوريم که کورش بزرگ آن رادمرد انساندوست بلند آوازهُ جهان بمنظور يکپارچه کردن ملت ايران و همبستگی بخشيدن اقوام ماد وپارس و ايجاد يک ستاد فرماندهی مشترک و در نتيجه نيرومند شدن ايران و ايرانی در مقابل متجاوزين خارجی و تشکيل کشوری آزاد و آباد بنام ايران و پايان بخشيدن به دوران ملوک الطوايفی آسيب پذير،  نظام شاهنشاهی يعنی اتحاديهُ پادشاهی محلی فلات را برای اولين بار در ايرانزمين پايه گذاری کرده و بد ينوسيله توانسته است اقوام و طوايف  مختلف  مقيم در فلات ايران( آريائی و غير آريائی) را بزير يک پرچم گرد آورده و نام کشور ايران را بعنوان کشور آزادگان در تاريخ جهان ثبت نمايد واز آن تاريخ اقوام مختلف ايرانی بعنوان يک ملت قدم به عرصهُ تاريخ گذاشته اند.

 

3) بر اساس بند 1و 2 اين گفتار، ما چنين باور داريم و بر اين باور پای میفشاريم که  رژيم شاهنشاهی ايران نظامی است منطقی و طبعی و لازمه جامعهُ ايرانی، و شخص پادشاه مظهر ارادهُ مردم و نماينده همبستگی وهماهنگی و يکپارچگی ملت ايران است .

 

4)درست است که ملت ايران از اقوام مختلف آريائی و غيرآريائی تشکيل يافته ولی چون همه اين افراد در طول تاريخ دوهزاروپانصد ساله ما برای حفظ استقلال وتماميت ارضی و پاسداری از فرهنگ ملی ايران به يکسا ن جانفشانی کرده اند بنا بر اين وجب به وجب خاک اين سرزمين به همه اين اقوام تعلق دارد و هيچ قومی را به قوم ديگر امتيازی نيست و يک فرد بلوچ بهمان ميزان ايرانی است که يک فرد تهرانی و يا شيرازی و يک فرد ترکمان بهمان اندازه ايرانی است که يک کرد يا خراسانی و آذربايجانی و يا يک خوزستانی به همان ميزان  ايرانی است که يک مازندرانی وگيلانی و همه افراد ملت به يکسان در سرنوشت ملی شريک و سهيم هستند

5)    در طول تاريخ پر نشيب و فراز ما ديده شده است که  گاهی بعضی از پادشاهان  ( بندرت در زمان باستان و بيشتر بعد از اسلام) از راه و روش انسانی کورش بزرگ و فرهنگ مردمی و معنوی منحرف شده و سلطنت خود کامه بوجود آورده اند  چون اين نوع حکومت با خوی و خصلت ايرانی و روحيه آزادمنشی  وآزاد اند يشی ملت ما سازگار نبوده است در نتيجه پيوند تاريخی ميان پادشاه و مردم از هم گسيخته و حوادثی را ببار آورده است ( البته گاهی مواقع  در تاريخ ما شايد هم بارها بوقوع پيوسته که ملت ما گول اجانب را خورده و سبب گسستن اين رشته محبت گرديده اند) که اين حوادث گاهی مثبت و گاهی منفی بوده اند زيرا گسيختگی رشته دوستی و الفت ميان شاه و ملت همانند کدورتی است ما بين پدر و فرزند که گاهی مواقع پيش ميآيد که برای هر دو طرف تاسف بار و بد فرجام است که بار ها باثبات رسيده است .

گسيختگی پيوند ميان شاه و ملت در وجدان عمومی ملت ايران خلاء خاصی ايجاد ميکند که هيچ عامل ديگری نميتواند جايگزين آن شود بنا براين همواره بازتاب های شديد عاطفی را در جامعه ايرانی موجب شده  در نتيجه نظم عمومی بهم خورده و دگرگونی های بنيادی گاهی منفی و گاهی مثبت در جامعه ايرانی بوجود آمده که شکستهای نظامی بی علت در تاريخ کشور ما از قبايلی که به مراتب ضعيف تر از ما بوده اند از نوع منفی اين دگرگونی ها و قيام ها و جنبش های ملی پر بار تاريخ ما از نوع مثبت اين بازتاب های اجتماعی آن است.

به جرات ميتوان گفت که قيام کاوه آهنگر اولين، و انقلاب مشروطه ايران  آخرين بازتاب اجتماعی ما ملت ايران از نوع مثبت بوده زيرا که هر دو از درون جامعه برخاسته و در پی فداکاری ،  وجانبازی فرد فرد ملت ايران به ثمر رسيده و آزادی و استقلال ملت مارا به ارمغان آورده است . و در اين ميان توطئه خمينی نه قيام بوده ونه انقلاب ونه بازتاب اجتماعی بلکه يک توطئه جهانی است عليه ملت ما که بوسيله فريب ونيرنگ توسط شعبده بازان حرفه ای جهانی بر ملت ما تحميل شده است وهمانطوريکه وقتی يک انسان ساده دل و نيک انديش تصادفاً به دام گروه مافيای بين المللی ميافتد چاره ای جز تسليم و يا خودکشی ندارد .ملت ما نيز در چنگال اهريمنان بين المللی  از اين دو راه ، دومی را برگزيد و دست به خودکشی دسته جمعی زد و مسئوليت اين خودکشی با ابر قدرتها و کارتلهای نفتی واهريمنان بين المللی است.

6) قانون اساسی مشروطه ايران را فرزند خلف انقلاب مشروطه ايران ميشناسيم ولی تذکر اين نکته را نيز ضروری ميدانيم که مطالعه آگاهانه و همه جانبهُ تاريخ مشروطيت و ديگر منابعی که در اينمورد نوشته شده از طرفی، و توطئه خمينی و حکومت تحميلی اسلامی، از جانب ديگر، اين مطلب را ثابت ميکند  که نوشته شدن قانون اساسی مشروطه به ملاحظه شرايط زمان و برای قبولاندن ميوه انقلاب تا اندازه زيادی به  دست اندر کاران  هيئت حاکمه وقت و جهت خنثی کردن توطئه های فاجعه بار آخوندهائی همچون شيخ فضل الله نوری و برای جلو گيری از خونريزی و برادرکشی بيشتر ناگزير به تصويب يکی دو مورد نامناسب در متن قانون اساسی و متمم آن تن در داده اند که تا حدزيادی مخالف با روح مشروطه مبتنی بر حکومت مردم بر مردم است .

بنا بر اين پيشنهاد ميشود که بعد از بپايان رسيدن اين دوران ترورو وحشت وبعد از يک رفراندم کاملا آزاد و بازگشت رژيم شاهنشاهی دمکراسی وحکومت ملی وميهنی، اين موارد تحميلی از طرف دولتهای خارجی و  دست نشانده های آنها( اين دستار بسرها ونعلين بپا وعبا بدوشان از قانون اساسی  و متممهای آن و هر موردی که مخالف با اصل حاکميت ملی باشد توسط نمايندگان ملت در مجلس موسسان که بموجب همان قانون تشکيل خواهد شد مورد تجديد نظر قرار گرفته و اصلاح شوند تا بدينوسيله تامين دمکراسی و حق حاکميت ملی که مورد نظر همه گروه های سياسی و ما ملت ايران است در نظام پادشاهی تعيين و تامين گردد خلافکاران از راه کورش وکج انديشان و گمراهان  بايد بدانند که نام وعنوان نظام سياسی يک مملکت به تنهائی مشکلی را حل نميکند و اين مردم هستند که بايد ازآزادی و استقلال ملی خودشان  پاسداری نمايند

ما چنين میانديشيم که شرايط خاصی که در آغاز تاريخ فلات ايران موجب پيدايش رژيم پادشاهی و سپس نظام شاهنشاهی در کشور ما شده است هنوز هم موجود و پای بر جا ميباشد و هنوز هم همبستگی قومی و طايفی در گرو اين اصل است که يک مقام صد در صد ملی و ميهنی ، رهبری کننده ای بعنوان شاهنشاه تکيه گاه جامعهُ ايران و ايرانی باشد و در مقام بالای وجدان ملی اين کشور يعنی بسی بالاتر از مقام يک حاکم نبض ملت را بدست بگيرد و ضربان قلب ملت را بشمارد البته بدور از هر گونه گرايش قومی و يا طبقاتی و فارغ از هر گونه تعلق خاطر به دسته و گروه و يا طبقهُ خاصی به اجرای صحيح قوانين کشوری توسط دولت انتخاب شده ملت نظارت داشته تا همانطوريکه بارها و بارها رضاشاه دوم ( کورش رضا) در سخنرانی هايشان گفته اند که در جامعهُ آزاد ايران آينده هيچ اقليتی نتواند منافع اکثريتی را به خطر بياندازد و همينطور اکثريت نتواند به اقليت های جامعه تحميل اراده نمايد .  باميد آنروز و باميد تجديد حيات ايران بيمار امروز.

  پاينده ايران

 هم ميهنان عزيز .

خواهشمنديم نظرات خودتان را حتی اگر مخالف باورهای ما باشد برای ما بنويسيد .

ايميل موجود در ستاد هماهنگی مشروطه خواهان ايران .

setad@setad.org