خواسته مادران ایرانی
فرزندان وعزيزان ما را آزاد کنيد
يکي ديگر از فرزندان و
عزيزان ما زیر دست پای دژخیمان جمهوری اسلامی جان باخت. اکبر محمدي دانشجوي مبارز
را در زندان اوين کشتند. و خانواده آنها را با تهدید و ارعاب مجبور میکنند که حتی
در درباره او سخن نرانند . به آنها اجازه آنرا نیز نمیدهند که از مکان دفن جسدش با
خبر شوند ویادرسوگ و دوری او اشکی بریزند.چند روز پیش
بر اساس اخبار رسیده ُ جمعیتی حدود ۸۰ نفر در ساعت:۳۰.
۵ همزمان با شروع مراسم اعلام شده برای گرامی
داشت
شهادت
اکبر محمدی در مقابل مسجد النبی در خیابان امیر آباد شمالی حضور پیدا کردند. این
افراد که با وجود اعلام لغو این مراسم از سوی
دولت
جمهوری اسلامی
ُ در مقابل مسجد حاضر شده بودند با برخورد شدید نیروهای امنیتی حاضر در محل ُ
دقایقی پیش متفرق شدند.
به گفتهَ
شاهدان عینی حدود ۲۵ تن از این افراد بازداشت شده و به مکان نامعلومی منتقل گشته
اند که حدود۱۰ تن از بازداشت شدگان زن بوده اند.
همچنین از آمل خبر میرسد که مادر و
پدر
اکبر محمدی که صبح امروز به اداره اطلاعات آمل احضار شده
و
ساعتی پیش آزاد
گردیدند.
به نظر میرسد این اقدام وزارت اطلاعات در جهت جلوگیری از شرکت خانوادهَ
محمدی در مراسم گرامیداشت
فرزندشان
در تهران
میبوده
.پیش از این خانوادهَ
محمدی اعلام کرده بودند که با وجود تمامی تهدیدات ُ در مراسم گرامیداشت
فرزند برومند و شهیدشان
اکبر محمدی در تهران حضور پیدا
خواهند کرد.
شب گذشته نیز وزارت اطلاعات در تماس با تعدادی از فعالین دانشجویی و برگزار کنندگان
مراسم ُ آنها را تهدید کرد که در صورت برگزاری مراسم
با
شرکت کنندگان به شدت برخورد خواهد شد.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Komite_gozareshgar@yahoo.com
در این بیانیه مادران داغ دیده چنین مینویسند که:
ما فرزندانمان را با هزار و يک درد و غم و نداري بزرگ کرديم و تحويل جامعه داديم که تکامل و پيشرفت جامعه را باعث شوند.
ما فرزندانمان را تحويل جامعه داديم که همه نابسامانيهاي دوران ما را بزدايند و دنيا را براي زندگي قابل زيست تر کنند.
ما فرزاندانمان را تحويل جامعه داديم که زندگي را براي خود و ديگران لذت بحش کنند.
ما فرزندانمان را تحويل جامعه داديم که انسان را و انسانيت را در اين دنيا از هر قيدو بندي رها کنند.
ما فرزندانمان را براي رهايي همه انسانهاي اسير به جامعه تحويل داديم.
ولی شوربختانه تا چشم باز کرديم متوجه شديم که عزيزان ما، فرزندان دلبند ما اسير شدند و به پشت ديوارهاي وحشتناک زندانها شما دژخیمان عصر حجر گسیل داده شدند.
اکنون ما مادران اسير در چنگال فقر و نداري و ستم و تحقير، در پي آزادي فرزندانمان هستيم.
ما دلمان براي فرزندانمان تنگ شده. ما نگران جان آنها هستيم. زیرا که هر روزه عده ای از آنها را که دراین اسارتگاهاي درغل و زنجير میباشند قرباني ميکنید.
اما اسارتگاه ما به پهناي کره زمين بزرگ است. ما ميتوانيم در گوشه اي از اين اسارتگاه عليرغم تمام ناملايماتش مشغول نوع ديگري از تلاش باشيم.
ما اينجا ميتوانيم نقاشي بکشيم، ميتوانيم رمان بنويسيم، ميتوانيم در سوگ فرزندان از دست رفته مان گر چه اجازه نیست بنشینیم و یا حداقل خاطره هایمان بنويسيم ميتوانيم .... همه اينکارها را آشکارا يا دور از چشم نگهبانان سازمان ساوما و امنیتی جمهوری اسلامیتان و اوباشانتان انجام دهيم.
اما در اسارتگاه فرزندانمان حداقل کشیدن یک نفس راحت نیزممکن نيست.
برای مثال از وضعیت زندانیان عادی چه برسد به زندانیان سیاسی
|
چنانکه در گزارشهای پیشین نیز حاکی از آن بودیم که رژیم اسلامی به زندانیان عادی در زندانهای ایران که دارای محکومیتهای سنگین اعدام و حبس ابد هستند، پیشنهاد کرده است در صورت رفتن به لبنان برای شرکت در جنگ، آزاد خواهند شد. شرایط زندان های جمهوری اسلامی چنان هولناک است که تا کنون بیش از ۴۰۰ نفر از زندانیان، میدان جنگ را به زندانهای رژیم ترجیح داده و حاضر به رفتن به لبنان شده اند. ايران پرس نيوز |
ما هم انسانیم و اگر قبول کنید که ما هم احساس داریم و در ضمن اگر قبول نمائید که اسم مارا نیز مادرنهاده اند، دلمان براي عزيزانمان تنگ میشود. ما نگران آنها هستيم، نگراني ما واقعي است. زيرا ما شنيديم يکي از همين فرزندانمان به اسم اکبر محمدي را نگهبانان اسارتخانه اوين از بقيه اسيران جدا کرده اند. بعد شنيديم که بزیر زبانش قرصی گذاشته و مجبورش کرده اند که آنرا بخورد بدین ترتیب قلبش از کار باز ايستاده است. ما متوجه شديم باز هم بعد ازقتل عام زندانيان سياسي سالهاي ۶۰ و ۶۷ قرباني کردن فرزندان ما يک بار ديگر آغاز شده است.
اين بار نميخواهيم فقط زانوی غم در بغل بگيريم و اشک بريزيم. در سال ۶۷ اين کار را کرديم نتيجه اش قرباني شدن دسته جمعي فرزندان جوانمانمان بود.
ولی اين بار به دلايل وتجربیات قبلي و هم از ترس قرباني شدن فرزندانمان همچون اکبرها !!!!! ديگر ساکت نخواهيم نشست.
ما صداي بلند اعلام وتاکید کرده و میخواهیم به فوریت فرزندانمان را آزاد کنيد.
در اين هزاران اسارتگاه ها و مسلخگاه ها فرزندان ما نبايد قرباني شوند و صدایشان هم بهیچ جا نرسد. کجایند آن سازمانهای حقوق بشری که زمان شاه فقید مرتبا مینوشنتد و هر کاهی را کوه میکردند و بوسیله رسانهای خودشان همچون ب.ب.سی و تلویزیونهیشان وغیره بما بیچاره ها همه چیز وارانه نشاندادند و ما هم باورمان شد و بخیابانها ریختم. ، ولی ایبار ما درب اين اسارتگاهها را ميشکنيم و فرزندانمان را از زير تيغ بي رحم شما نگهبانان زندانها که همان اسارتگاه نجات خواهیم داد.
خبر رسیده حاکی است از:
اکبر محمدي در زندان اوين بدنبال ۹ روز اعتصاب غذا و در اثر قرصی که بزیر زبانش گزاردند ومجبورش کردن آنرا بخورد در گذشت. اکبر محمدي يکي از فعالين جنبش دانشجويي درتهران بود. اکبر محمدي در سال ۱۳۷۸ بدليل فعاليت در مبارزات دانشجويي در تهران دستگير و در همان ساال به اعدام محکوم شد. سپس حکم اعدام اکبر محمدي به ۱۵ سال زندان تغيير يافت.
بمثل او تعداد ديگري از فرزندان ما در اسارتگاه اوين و ... اسير هستند.
برای خاموش کردن ملت و جوانان غیور ایران که در تب وتاب آزادی مام وطن در خاک وخون میغلطتد بسیار زیاد در اسارتگاهاي کردستان، آذربايجان، خوزستان، و چهار گوشه ايران بسر میبرند و هر روز تعداد این زنداها در همه شهرهاي ايران زیادتر میشود.
نگهبانان به فرزندان ما در اين اسارتگاها میگویند در این دستگاه حاکمه می باید خفه شوید در غیر این صورت مکان زندگی شماها در همین مکانهاست و سرنوشتتان نیز همچون محمدیهاست . شماها بجرم حرف زدن و فکر کردن بايد اسير بمانید.
شوربختانه دستور جدیدی از طرف ولایت فقیه صادر شده است : که ما احتیاجی به زندانی سیاسی نداریم و تکلیف هر چه زودتر معین کنید
همین دستور نیز از طرف خمینی در سال ۶۷ صادر شد و در نتیجه آن ظرف چهار روز بیش از ده هزار نفر از نوجوانان ما بوسیله دژخیمان فلسطینی و ایرانیان تازی تبار قتل عام نمودند.
ملت بپا خیزید که بار دیگر دژخیمان در راهند و آنها از هیچ چیزی برای ثبات حکومت ترس و وحشت خودشان روگردان نیستند.
همه مادران داغديده این اسلام اجباری و همه مادراني که چشم به راه آزادي عزیزان اسيرشان هستند اعلام ميکنم در کنار فرزندانمان براي آزادي آنها سرود زندگي را هماهنگ و با ريتمي دلپذير ميخوانيم تا عزيزانمان بشنوند و بدانند ما قصد باز کردن غل و زنجيرهايشان را داريم که به پايهای نازنیشان زده شده .
ما مادران اين اسيران اعلام ميکنيم که فرزندانمان را باید آزاد کنيد.
اي نگهبانان و ای زندانبانها ی اسارتخانه ها، بگذاريد ما و عزيزانمان در کنار هم سرود زندگي را بخوانيم. ما از مرگ بيزاريم، ما براي زندگي آمده ايم، و با صداي بلند اعلام ميکنيم :
مرگ برمرگ
زنده باد زندگي
امضا:
جمعی از مادران محله کمیز
جمعی از مادران جانباخته از کله کجار
جمعی از مادران جانباخته گردان شوان
جمعی از مادران جانباخته آغا زمان
جمعی از مادران سر ته پوله
جمعی از مادران قطارچیان
جمعی از مادران شهرک سعدی
جمعی از مادران فرح و ۲۵ شهریور
جمعی از مادران جانباختگان در محله فیض آباد
جمعی از جوانان غفور
جمعی از مادران در محله شریف آباد
جمعی از مادران روستای حسن آباد حومه سنندج
جمعی از مادران دانشجویان دانشگاه کردستان
جمعی از مادران داغ دیده ملکشان
جمعی از مادران محله تپه شیخ محمد باقر
جمعی از مادران شهرک بهاران