پاینده ایران

 

 

که گردون نه گردد، مگر بر بهی

بما باز گردد کلاه و تاج شاهنشهی

 ای گرامی دوست ، ای گرامی آریائی، ای گرامی ایرانی

 

 شود!!!

تا دگربار نوروزما  پر فروزتر براین آریا بوم، با همان شادی و نشاط دیرین.

 

 

بر تو ای مادر میهن من خجسته باد این آئین کهن .

آن سوارکار تاریخت  که درفش کاویانت را با خود از گذرگاه سده ها و هزاره ها  تاریخت گذران نموده

آن درفشی که

سبزیش نمادیست از فرهی و سر سبزی وخرمی و جاه مقام ایرانیت وسفیدیش تارپودی از پاکدلی و یکرنگی و نهادیست ازغرور و پاکدامنی مادران و خواهران و دختران این آریابوم که همواره در پناه سپاه نورش با ستبر سینه شیرش که هر آن خورشیدش را با غرور برگردش و شمشیر راستینش برکف دارد بر تاریکی واهریمنان زمان بر سپاهیان سیه دلان میتازد تا پیروزی یابد

و

 سرخیش برگرفته از خون گمنامانت و سرداران وسلحشوران بزرگت همچون آریا برزنها وبهزادانت و هزاران بزرگ دیگرت  که با آبیاری خون خود به آن ثبات و یکپارچکی بخشیدند.

 

 

همان گونه که عمونوروز ، همیشه گل به پای تو ریخته و از

اهورایت خواستار آن شده که

بر تو فرخنده باشد این روز نو که هم آورد نیا باستانیت میباشد

 

روزگارت نو  بهارت نو

 

ای پیر زمان، ای عزیز آریائی و ای باور باوران ،ای نوروز!

 گرچه زاد روزت را درست نمی دانم ،

اما این را خوب میدانم که از آن هزاره های دور می آئی.

و یادگار اجدادسلحشور م هستی ، یادگار زرتشت بزرگ ، یادگار کوروش و داریوشم

که

افسانه های کهن  زادروزت را همیشه توسط مادرانمان و بزرگان خاندانم چون گذر چشمه سارها در گوشم

زمزمه کرده اند، با همه بزرگیت ترا بقلبم سپردم.

همان

رازهائی که برایم گفتار کردند .

تو خود بگو که در این گذار سالانه ات در درازای هزارهایت که به هر

بهاران به خانه درآمده ای، که بهاران را بهر ایران و به ایرانیان

ارمغان آورده ای چه دیده ای .

و

پر بار باد گامهای استوارت در

فروردینگان

بر خانه ات بر شهرهایت و بر زادگاهت و براین آریا بومت

و بر این سر زمین اهورایت

می دانم که سینه ات از شادی ها و اندوه ها ، مالامال داستانهایست که

به ایران گذشته .

دانم که در این گذر زمانه سینه ات همواره پر بوده از شادی

ولی هم اکنون

در فکری ، و سینه ات می طپد از سرنوشت ایرانت

به ایران کنونی که دلهای مردمت آکنده از اندوه است

بر این باوریم که

تو گذر خواهی کرد ، دگر بار

از کوی ما با همان کیسه پر از شادیهایت

که ارمغانیست از روزهای نو وپر ازشادی.

 

و بر این باورم که تنها آرزوئیکه من در قلب دارم در کیسه داری ،

بله میدانم که

هدیه نوروزیم را ، که تنها

 نوروز شاد دگریست

در بر داری

زیرا که بخاطرش

و بهر نوروز اندوهگین، امید نوروز شادمانه ای، به خود داده ام .

در این نوروز آرزوهای بزرگ و عزیزی دارم .

آرزوی یک ایران آزاد و آباد

آرزوی مردمی دلشاد و سرفراز

آرزوی یگانگی در پندارهای نیک و آرزوی همدلی در نگهبانی از ایران.

 

دشمنانت کور و خاموش

و دوستانت شادکام و پرخروش

 ای نوروز .

 

از این روی

ای شهبانوی من، ای تنها یادگار روزهای خوش ایرانم

آرمان برآن دارم که هم این خجسته نوروز را د ر رهگذر ، گاه شمار ۷۰۲۹ اهورائی میترائی، ۳۷۴۵ زرتشتی و ۲۵۶۶ شاهنشاهی

پیروز و سرفراز و بهروز گام بردارید

شهبانوی من، یادگار ایران پدرم

باور داشته باش که

نور اهورایت بر تاریکی چهره ضحاکیان پیروزی جسته و این آریا بومت آزاد و سر بلند خواهد گشت

شاد زی

آباد باشی ای  ایران

 

تقدیمی به خاک پای یادگار ایرانم شهبانوی بزرگ و مهربانم

از طرف یک سربازی پیر در راه آزادی ایران          دبیر ستاد ستادهماهنگی مشروطه خواهان ایران

 دکتر جمشید ایل بیگی