چهارشنبه سوری؛ آيينی مردمی

 
   

يافتن زمينه ها و سرچشمه های شکل گيری آيينهای ملی و مردمی چندان دست يافتنی و آسان نيست، اين آيينها در گذر زمان، و بر پايه زنجيره ای که از باورها و بافته ها و آرزوه  درمردمان واسطورهایشان ريشه دوانده و پايدار شده و با بچم آيينی بنيادين، در نهاد آنها باليده شده وسینه به سینه گزران نموده وبا اینکه در گزران تاریخ بسی سختیها دیده  محرومیتی کشیده ولی توانسته پا برجا بماند  .

 پژوهشگران، در زمانهای مختلف و بسته به رويکردهای فراگير هر زمان، فلسفه ای برای پيدايش و گسترش اين رسوم بيان داشته اند.

 چهارشنبه سوری، يکی از ديرپاترين و ماندگارترين مراسم جشن وسورر وگردهمائی مردمان در ايران است که برای شکل گيری آن دلايل متعددی را ياد کرده اند.

 برخی بر اين باورند که «همه جشنهای باستانی ايرانيان و از جمله نوروز، با آتش که فروغ ايزدی است مردمان با آن که سمبل سرفرازی و دوستی و گرمی و آزادگی ایست به پيشباز آن می شتابند ، اين آتش افروزی را در سيصد و شصتمين روز سال برگزار می کردند و پس از اسلام، از آن جا که تازیان  روز چهارشنبه را شوم و نحس

می شمردند؛ مردم ايران آيين آتش افروزی را در شب چهارشنبه جهت مبارزه با سردمداران اسلامی قرار دادند تا  بدین ترتیب برای بزرگ داشت نوروز پيشآمد سال نوبا پای کوبی و جشن وسرور که در اسلام حرام می باشد رفته .

 
زمينه پيدايی اين آيين هر چه باشد، و مردم در باره آن هر اندازه که بدانند يا ندانند، اينک، پس از سپری کردن فراز و فرودهای بسيار، چهارشنبه سوری، يکی از مهمترين مراسم ملی اين ديار است که گرچه سالها برای نهادينه کردن آن هيچ اقدام و تبليغی صورت نگرفته، اما همه لايه های جامعه به گونه ای با آن درگير بوده اند، در زمانی که ایران در سربلندی و اقتدار خاندان پهلوی روزگار میگزرانید . در این روز دستور بر آن بود که بزرگترین آتشبازی ها انجام گیرد و مردمان همیشه از خرد و کلان از آن شرکت کرده و آنرا استقبال می نمودند .

مگر مراسم چهارشنبه سوری تنها همين آتشبازی میباشد ؟

 به نوشته کتابهارا میتوان لصورتهای زیر "

عقايد و رسوم عامه مردم خراسان" آداب چهارشنبه سوری بر دو قسم است: يکی آداب عمومی، که همه در آن شرکت می کنند، و مهمترين آنها آتش افروزی است، و ديگر آداب خصوصی که مخصوص زنهاست و مردها حق شرکت در آن را ندارند.

 خراسانيها در شب چهارشنبه سوری نزديک غروب آفتاب، هفت ( يا سه) بوته آتش در وسط کوچه يا صحن حياط گذاشته و پير و جوان و بزرگ از روی بوته های آن می پرند و برای دفع پليديها اين شعر را می خوانند:
زردی ما از تو/ سرخی تو از ما
و در دهات خراسان، در موقع پريدن از روی آتش می گويند:
آلا (آل ها) به در، بلا به در/ دزد حيز از دها (دِه ها) به در
و به اين طريق آل ها و دزدها و بلاها را از ده خود می رانند.
زنهايی که بچه کوچک و شيرخوار دارند، بچه های قنداقی را در بغل گرفته، شادی کنان و قهقهه زنان، آنها را از روی آتش می گذرانند.
پس از آن، آتش را می گذارند تا آخر بسوزد؛ زيرا خاموش کردن آتش و فوت کردن به آن را بد می دانند. وقتی آتش تا آخر سوخت و خاکستر شد، يکی از اعضای خانواده خاکسترش را بر می دارد، و آن را در چهارراه می ريزد، تا باد ببرد. سپس برای دفع قضا و بلا، مقداری زغال (که علامت سياه بختی است) و اندکی نمک ( که نشان شورچشمی است) و يک سکه دهشاهی (يا کوچکترين سکه رايج کشور ـ علامت تنگدستی) را در کوزه سفالينی انداخته و هر يک از افراد خانواده يک بار کوزه را دور سر می چرخاند و نفر آخری آن را به بالای بام می برد و از آن جا به ميان کوچه پرتاب کرده، می گويد: «درد و بِلای خَنه (خانه) رَ (را) رِختـُم (ريختم) به توی کوچه». آن گاه به خوردن آجيل بی نمک (که معتقدند در چنين شبی شگون دارد) می پردازند. خراسانيها در شب چهارسنبه سوری، آن چه کوزه کهنه دارند می شکنند و به جای آن کوزه نو می خرند.
 آن گاه نوبت  به رسم ملاقه زنی و آيينهای خصوصی میرسد

که و بيش از همه به مراسم خاص بخت گشايی دختران و فالگوش ايستادن زنان و فال گرفتن می پردازد.