بخش اول

مصدق السلطنه که بود و ارتباط او با گروههای فراماسونری

 

از کودکی تا دریافت دکترا

 

تولد دکتر مصدق بطور کلی بر همگان واضح نمی باشد ولی هر آنچه از نوشتارها وبدست می آید عبارت از آن حکایت میکند که در منزل میرزا هدایت الله وزیر دفتر مالی این کشور در منزل اشرافی از خاندان قاجار از مادر بنام نجم السلطنه فرزند پسر بدنیا می آید که پدرش میرزاهدایت الله محمد نام نهاد .

 

نجم السلطنه که بود ؟  

 

هر آنچه از شجره نامه خاندان سلطنتی قاجار بر می آید نجم السلطنه فر زند فیروز میرزا نصرت الدوله بوده ونسبت ایشان در قاجارها بدین گونه است .

فتحعلیشاه قاجار

از فرزند پسرش عباس میرزا ( زمانی ولیعهد ایشان بوده که تنها مرد مبارز و شاید نسبتا وطن پرست نام نهاد، ولی بعدها بعلت مریضی که اغلب در خاندان این سلسله مرسوم بود بدرود حیات میگوید ) دو فرزند پسر باقی میماند ؟

 

محمد شاه قاجار                     فیروزمیرزا 

  

مادری بنام مهد علیا ( نامبرده مادر ناصرالدین شاه قاجار بوده که بخواست و دستور سفیر وقت انگلیس در دربار ناصرالدین شاه است که بدستور او امیر کبیر را در حمام فین کاشان بقتل رسانیدند)

 

ناصرالدین شاه قاجار                   نجم السلطنه      

 

موقعیت دربار پادشاهان قاجارو دستگاههای دولتی در آن زمان :

در آن زمانه یکی از مهمترین مشاغل کشوری که شاید هم بعد از مقام شاه قرار میگرفت شغل مالیه بود و بالاترین مقام آن را مستوفی الممالک مینامیدند . و این شغل را بطور رسمی میرزا حسن مستوفی الممالک در اختیار داشت ولی نامبرده کمتر وقت شریفشان را برای امور کشوری خرج میکردند زیرا ایشان سرگرمیهای دیگری داشتند و در نتیجه بطور کامل همه کارها بوسیله وزیر دفتر ایشان حل وفصل میگردید و نامبرد کسی نبود بجز پدر بزرگوار محمد خان  یعنی حضرت عجل میرزا هدایت الله  ( وزیر دفتر ) .

 

موقیت دولتهای خارجی در دربار قاجار

   

متاسفانه در سلطنت سلسله قاجارها دربار ایران و حتی تمامی کشور در زیر تاخت وتاز وصحنه سیاست و رقابتهای دولتهای روس وانگلیس بود . آنها هم هر یک سعی بر آن داشتند  که بیشتر در کار دستیابی و چپاول ثروتهای ملی این سرزمین و به تحقق رسانیدن امور اقتصادی کشور مربوطه از دیگری پیشی جویند و شوربختانه در این میان پادشاهان قاجار  و کلیه خانواده و نزدیکانشان در این امر بآنها کمک میکردند و آنرا از افتخارات خود میدانستندو یعنی حتی شاید خود را در ردیف خدمه آنها دانسته و از آنها حقوق دریافت میکردند وباز هم شوربختانه در این امر این آقایان و خانمها حتی چشم و هم چشمی هم میکردند .

 باید بگویم که درآن روزگاران این آقایان و خانمها، کشور من وشما یعنی ایران ودوایر دولتی آنرابین خود  بدو قسمت تقسیم کرده بودند. یااز طرفداران دولت فخیمه انگلیس ( انگلو فیل ) بودند ویا راه و روند کشور روسیه را در پیش داشتند که بآنها( روسوفیل) لغب داده میشد  و این امر را بیشتر پادشاهان قاجار بودند که دامن میزدند بدین ترتیب که برای خوشگذرانیهایشان در داخل کشور و یا برای سفرهایشان بکشورهای اروپائی ( فرنگستان) مبالق هنکفتی از همین دولتها قرض میگرفتند و و با امضاء یک قرار داد قسمتی ازکشور ویا یک منبع درآمدهای این کشور را دربست در اختیار آنها قرار میدادند و اگر هم کسی مخالفتی با آن میکرد فورا اورا بدست جلادانشان می سپردند    

 

        عکسها استفاده شده از کتاب خاطرات استاد مهدی سجادی

 

 

از همه بدتر این بود که دولت انگلیس باآن سیاست مزورانه و روباه صفتانه خود  از زمان سلسله صفویه همیشه راز موفقیت خود را در آن میدانست و ترجیح میداد وسعی بر آن داشت که ایران کشور ضعیف شده  باشد و بهمین خاطر همیشه خاطر ملوکانه را از حرکات برون مرزی و درون مرزی ایران و با اختشاش در داخل ایالات ایران  مکدر مینمود و این خود سبب یک جنک در زمان شاه اسماعیل صفوی شد که با وجود پیشرفت ایران در این جنگ با میانجیگری دولت فخیمه انگلیس تمام سرحدات ایران در دریای سیاه بنفع دولت عثمان از ایران جداشد و بهمین ترتیب در دو جنگ بیهوده دیگر، که باز هم با سعایت دولت انگلیس  مابین کشور ما و دولت روسیه در گرفت در دومعاهده گلستان و ترکمن چای نیز نواحی زیادی از ایران بمدت ۱۲۰ سال از ایران جدا شد که می بینیم دولت پلید و فاسد جمهوری اسلامی با سر کردگی رزاله بزرگ تاریخ معاصر ایران باصطلاح میانه رو خاتمی با یک امضاء نه تنها همه آن از ایران برای همیشه جدا شد بلکه حق مسلم ایران در سواحل دریای مازندران نیز که با کاربردهای رضاشاه بزرگ و شاهنشاه آریامهر به نسبت پنچاه پنچاه را به ده در صد پائین آورد . در نتیجه امضاء قرارداد ترکمن چای دولت روسیه برای خوشنودی دربار قاجار در ماده هفتم آن تضمین میکند که از ولایت عهدی عباس میرزا در صورت لزوم حمایت نماید .

 در زمان محمد شاه قاجار است که دربار ایران بطور کلی در دست دولت روسیه قرار داشت زیرا که این عالیجناب دستپرورده افراد روسی بوده وحتی طایه او یک خانم روس بوده است وبهمین خاطر میباشد که ایشان علاقه زیادی بکشور روسیه داشته و دربار و تمام مراکز قدرت در ارتش و یا قشون ایران در اختیار دولت روسیه قرار داشت و می بینینم که بالاخره بدولت روسیه پناهنده شد .

از زمان محمد علی شاه قاجار بتدریج با عملکردهای دولت انگلیس دست دولت انگلیس در ایران و دوایر دولتی ایران بیشتر وبیشتر باز گردید .

دولت انگلیس همواره سعی برآن داشت ، برای چپاول ثروتهای ملی ما بهر صورتی شده، بادادن وام و یا پیشکشها امتیاز بیشتری از شاهان قاجار بدست آورد و این امر تا پایان دوران سیاه این سلسله همچنان ادامه داشت تا اینکه با دست توانای پدر ایران رضاشاه بزرگ و بعد از آن فرزند برومندش شاهنشاه آریامهر به این تاخت و تازهای ما بین دولت انگلیس و روسیه در ایران پایان داده شد .

 

پیدایش دو جناح فراماسونری و اسلامی در ایران :

 

موقیت و پیشرفت سیاسی انگلیس  راباید بطور کلی مدیون دو گروه و یا دو دسته افرادی ، که از ایادی قسم خورده و جیره خواران آن کشور بودند  دانست، این افراد هیچگاه اعتقادی به ناسیونالیستی نداشته بلکه همه چیز را جهان وطنی میدانستند و از همه بر تر خدمت بدولت انگلیس وتاج پادشاهی انگلیس میدانستند که عبارت بودند از :

۱) گروه پیش قدمان فراماسونرها             

۲) مبلغان جهان اسلامی ( شعبه شیعه گری ) این گروه هیچگونه اعتقادی بوطن ویا ناسیونالیستی نداشته بلکه جهان را از دید اسلام و آن هم جهان شیعه گری دیده و این موضوع را در زمانی که خمینی به ایران پا گزارد بر همه روشن شد .

این دو گروه در تمام شئونات و کارهای مملکتی دست داشته و پیوسته در جهت منافع دولت فخیمه انگلیس قدم بر میداشتند .

بطور کلی هر یک از حقوق بگیران این کشور برای پیشرفت بیشتر و بدست آوردن مکان و مرتبه بهتری هرروزه خود را بیشتر در اختیار دولتهای روس و انگلیس قرار داده و بتدریج بود که دولت انگلیس برای بر خورداری بیشتر از موقعیتهای بارز و فضای بی اختیار دربار ایران دست بتاسیس و پایه گزاری این دو گروه زد تا باین وسیله این دو گروه تمام ارکان این کشور را در اختیار گیرد .

 

تاسیس اولین سازمان فراماسونری در تهران با نام فراموشخانه

                                                                               

درتابستان سال۱۲۳۷ شمسی مطابق با۱۸۵۸  ترسائی در زمانی که وابستگان دولت انگلیس هنوز از گروه انگلوفیلها دو گروه مخفی فراماسونری و اسلامی را از هم جدا نکرده بودند میرزا ملکم خان در تهران مبادرت به تاسیس اولین سازمان غیر رسمی فراماسونری  به نام فراموشخانه نمود و همچنان از مدارکی که در دست میباشد افرادمتنفذی که جزو گروه انگلوفیلها میبودند از قبیل حاج شیخ نجم آبادی و سید زین العابدین امام جمعه ( خودرهبری جناح انگلواسلامیست داشت) د راین فراموشخانه رفت و آمد میکردند .

از جمله افرادی که در این فراموشخانه ثبت نام نموده و از افراد فعال و پرشور میبود میرزا هدایت الله ( پدر محمد خان بود که حتی شغل وزیر دفتر شدن امور مالی را از میرزا ملکم خان داشته زیرا او قبل از این شغل یک مستوفی ساده بوده و این را باید متذکر شد که این موضوع قبل از بدنیا آمدن محمدخان بوده و ایشان در این سازمان نوبنیاد انجام وظیفه میکردند .

 

نقش وزیر دفتر در گروه انگلوفیلها

 

چنانکه از نوشته ها و اخبار زمان ناصرالدین شاه قاجار بر می آید ، وزیر اعظم ایشان میرزا حسن خان سپهسالار از افراد جانثار و انگلیس پرست آن زمان بشمار میرفته  و ایشان بودند که ترتیبی داده بود که کارها و کرده ها در دربار و یا در تمام ایران مستقیما از زیر نظر دولت وسفیر انگلیس در ایران میگذشت یعنی بطور کلی باید اقرار کرد که انگلیسیها در آن زمان همچون حال حاضر برخوردار از نفوذ سیاسی  اول در ایران بوده اند.

محمود محمود درباره این دوره چنین در نوشته هایش خاطر نشان میکند که دوره صدارت میرزا حسین خان سپهسالار یکی از سیاه ترین دوران تاریخ ایران بشمار می آید و درهمین  این زمان است که نفوذ سیاسی دولت انگلیس بحد نهایت خود رسیده است . انگلیس دوستی ایران ( منظور عیادی مهم کشوری و دربار  می باشد ) در این دوره نقل هر مجلس و محافل تمام سیاسیون جهان می بوده .

 

سر هنری رالنسون  که خود یکی از رجال درجه اول انگلستان میبوده و خود ناظر همه این جریانات بوده ، در ستایش این ایام مینویسد انگلیسی دوستی دربار ایران به اعلی درجه خود رسیده و حتی عده ای نیز غلو مینمایند .

 

اسماعیل رائین  با نقل قولی از کتاب نوشته شده بوسیله سر هانری راولنسون انگلیسی  بنام انگلستان و روسیه در مشرق زمین چنین مینویسد :  دولت ایران بموجب امتیازی که بنا بر توصیه وتاکید من ( سر هانری راولنسون) ، تمام منابع تولیدی و ثروت کشور پهناوری چون ایران را برای مدت هفتاد سال به بارون رویتر واگزار میکند.(فراموشخانه و فراماسونری ، جلد اول ) . اسماعیل رائین  در دنباله نوشتار خود چنین ادامه میدهد که با دادن امتیازنامه به رویتر باید گفت که تاریخ نوینی در بخش خیانتهای دوران قاجاریه باز میشود و این دوران جزو سیاه ترین ادوار تاریخ ایران می باشد که بوسیله این دلاک زاده قزوینی وفراماسونر( منظورمیرزا حسین خان سپهسالارمی باشد ) که همیشه دست بسینه و مطیع استاد اعظم خود انگلیس بوده ، این سرزمین آبا و اجدای خود راکه باید گفت هرگز هیچ احساسی بدان نداشته در بست و بسادگی برای مدت هفتاد سال جزو متسرفات و مستعمرات و مستقلات دولت دستور دهنده خود ( دولت انگلیس ) قرار داد .

امتیاز نامه رویتر

 

به موجب امضاء این امتیاز نامه

۱)ایجاد همه خطوط راه آهن در سراسر ایران از دریای مازندران تا خلیج فارس

۲)  ایجاد تراموای  شهری در تمام ممالک ایران

۳) استفاده بلامانع از تمام معادن زیرزمینی و روی زمینی باستثناء معادن طلا و نقره ( ؟ )( شاید قاجارها این قسمت را جزو عواید شخصی خود میدانستند نه ثروت متعلق باین ملت ) 

۴) احداث مجاری آب برای کشت و زرع تا هراندازه که توسعه آنرا لازم بداند ( و این پیش درآمد آن بود که در آینده برای بدست گرفتن کشت تنباکو و کندم و غیره تا همیشه ملت ایران در مزیقه بود تا از آنها فرمانبرداری نمایند زیرا که انگلیسیها دارای ضرب المثلی می باشند که میگویند برای اینکه ایرانی و عرب را در چنگال و مطیع خود داشته باشید باید ایرانی را گرسنه و عرب را سیر نگاهدارید  

۵)  تامین و احداث بانک در سراسر ایران

۶) حق انحصار همه کارهای عام المنفعه در شهرهای ایران

۷) ا متیاز حق لوله کشی گاز و حتی ساختمان سازی و احداث خیابانهای پایتخت ( تهران )   

 ۸) ا متیاز راههای، سدها، و ایجاد خطوط تلگرافی

۹) ا متیاز تاسیس کارخانه های صنعتی و حتی عواید تمام گمرکات ایران بمدت ۲۵ سال

 

جای بسی تعجب است که در مقابل این همه امتیازات داده شده باین استاد فراماسونر ، بارون رویترمتعهد میشود که مبلغی حدود شش میلیون لیره استرلینگ( انگلیسی ) آنهم بصورت وام  با سود ۵% باسطلاح به ایران بپردازد که این نیز بر همگان کاملا واضح بود که این مبلغ فقط برای خوشگذرانی شاهان و دربار قاجار بمصرف میرسید . البته این وام در صورتی قابل پرداخت  بود  که دولت ایران ضمانت پرداخت و استهلاک سودی آنرا میکرد .

سپردن چنین امتیازاتی به رویتر چنانکه در کتاب عصر بی خبری یا ۵۰ سال استبداد در ایران آمده : وقتی که خبر امضاء چنین قرارداد و امتیازاتی در روزنامه های آنزمان در اروپا بچاپ رسید بگفته و نوشته لرد کرزن همگی مردم اروپا را در یک بهتزدگی و تعجب فروبرد . چون کسی هرگز فکر نمیکرد که یک چنین امتیازاتی بیک شخصی از طرف یک کشور داده شود چه برسد او نیز یک فرد بیگانه باشد . باید گفت که با عقد این امتیاز نامه به انگلیس اجازه داده میشد که بمدت هفتاد سال ایران را بصورت یک مستعمره و خود را صاحب اختیار ایران نماید .

مبالغ دریافتی و خرجی که رویتر( دولت انگلیس ) برای بدست آوردن این امتیازات کرده بشرح زیر می باشد

 بطوریکه اعتمادالسلطنه در کتاب خود توضیح میدهد :

 

۱) میرزا حسین خان سپهسالار صدراعظم   مبلغ پنجاه هزار لیره انگلیسی

۲) میرزا ملکم خان تاسیس کننده فراموشخانه  مبلغ بیست هزار لیره

۳) حاجی محس خان معین الملک  مبلغ  بیست هزار لیره

۴) منیرالدوله   مبلغی

۵) اقبال الملک   مبلغی

۶) مبلغی نیز بین دست اندکاران دولتی تقسیم شده

۷) حدود مبلغ دویست هزار لیره بصورت تعارفی بخدمت ناصر الدین شاه تقدیم گردید

۸) و جناب بارون رویتر حدود مبلغ یکصد هزار لیره برای کارهای دیگری که در ایران کلا خرج فرمودند .

تقسیم کارها ومشاغل

در هین گیرو دارها چون میرزا حسین خان سپهسالار خدمات خود را بنحو احسنت انجاداده بود و دیگر بوجود ایشان نیازی نبود بخدمت نامبرد پایان داده شد و شخص دیگری بنام میرزا حسین خان مشیرالدوله صدراعظم گردیدند .پس از اینکه صدراعظم جدید تمام کارها را در اختیار گرفت مشاغل حساس و مهم را بین خود و دیگر دوستان فرماسونریش تقسیم فرمودند ، از جمله میرزا هدایت الله که شخصی پرشور وحرارت و  پرکار بود بنا به توصیه میرزا ملکم خان از سمت مستوفی ساده به درجه وزیر دفتر مالیه منسوب کردید .

جرگه فراماسونرها.

عبدالله مستوفی در این باره جنین مینویسد :

در همان روزیکه دسخط مبارک دال بر صدارت مشیروالدوله توشیح شد ، معین الممالک به سمت وزارت مالیه تعین کردید و باز جندی قوام الدوله بجای نظام الملک به ریاست محاسبات تعین گردید و در این میان بود که شغل وزارت لشگر نیز بوجود آمد و این شغل در اختیار میرزا هدایت الله قرار گرفت . ولی پس از مدتی در اوائل سال ۱۲۹۰ قوام الدوله به مرض محرقه که مخصوص مردم عادی و فقیر می باشد در گذشت و بجای ایشان میرزا هدایت الله با لقب وزیر دفتر منسوب گردیدند .

ارتباط وزیر دفتر با انگلواسلامیست ها

قبل از اینکه میرزا هدایت الله با نجم السلطنه ازدواج نماید ، یکی از دختران مستوفی الملک را بهمسری اختیار کرده بود و دختر دیگر این جناب همسر میرزا عیسی وزیر دفتر بود بهمین علت این دوشخص یعنی میرزا عیسی وزیر دفتر و میرزا هدایت دو دوست صمیمی در تمام دوران زندگیشان بودند .

 سال ۱۲۷۱ شمسی سالی بود که در ایران  وبا  بیداد میکرد و این دو دختر بعلت همین عارضه بمدت کمی از همدیگر بدرود حیات گفتند .

میرزا هدایت وزیر دفتر و میرزا عیسی وزیر و سید عبدالله انتظام السطنه ( یرادر میرزا عیسی وزیر ) از جمله مریدان سید جمال الدین اسدآبادی بودند .

سید جمال اسدآبادی دوبار بنا بدعوت ناصرالدین شاه قاجار به ایران سفر نمود . اولین بار در آذر ماه سال ۱۲۶۵ بود بمدت ۵ ماه و دفعه دوم آن بار دیگر در  آذر ماه سال ۱۲۶۸ بوده که بمدت سیزده ماه بطول انجامید .

سید جمال الدین اسدآبادی در هر دو بار سعی بر آن داشت که سازمان اتحاد اسلامی که بتازگی دکترین آن از طرف دولت انگلیس بتصویب رسیده بود با شعار طرفداری از آزادی  ، اسلام جهانی را تاسیس نماید ، تا بدین وسیله امور مجامع سری تشکیلاتی انگلواسلامیست ها را هدایت نماید .

میرزا هدایت الله وزیر دفتر جزو همکاران ونزدیکان و محرمان سید جمال الدین اسدآبادی بوده و چنانکه محمد محیط طباطبائی در نوشته هایش جنین مینویسد :

در یکی از روزهای سفر دوم سید جمال اسد آبادی انتظام السلطنه وزیر پلیس ناصر الدین شاه قاجار تعداد زیادی از رجال مملکتی را در قصر زیبا خود دعوت نموده بود . در میان این آقایان میرزا عیسی وزیر و میرزا هدایت وزیر دفتر و حاج سیاح که خود مهریهَ در بین  افراد انگلوفیلها بود و همجا بمنظور کمک به سید اسدآبادی در رکاب ایشان بودند جناب سید اسدآبادی موقع را برای طرح عقاید و تصورات خودش مبنی بر تاسیس سازمان انگلواسلامیست با شعار آزادی و ضد استبداد  پرده از کارهای خود برمیدارد و با این گفتارها بطور رسمی تاسیس و ایجاد این سازمان اسلامی که دربست در اختیار انگلیس بود اعلام نمود .سخنان سید اسدآبادی سبب بر هم ریختگی جلسه گردید که با بذله گوئی میرزا هدایت الله خاتمه یافت .

فردای آنروز که دوشنبهَ بود گزارش امر بحضور ناصرالدین شاه رسید و ایشان با تمام تمایلی که به انگلوفیلها و در ضمن به خود سید اسدآبادی داشتند و شخصا او را به ایران دعوت نموده بود

 ( البته خوب میدانیم که در اینجا هم دست سفیر انگلیس در کار بوده است) ولی بعلت گفتارهای او که هم خطری بود برای دستگاه سلطنتش وخوشگذرانیهایش عذر اورا خواست و میدانیم بعد از مدت کوتاهی ناصرالدین شاه در شهر ری بضرب گلوله یکی از همکاران سید اسدآبادی از پای درآمد .

حاج سید سیاح و ارتباط او با میرزا هدایت الله وزیر دفتر

چنانکه در فصل قبل این گفتار آورده شد و در عین حال در کتاب اسمعیل رائین بنام فراموشخانه  در صفحات ۳۹۱،۴۲۷،۴۲۹ می نویسد : حاج سید سیاح یکی ازمحارم بسیار نزدیک  سید جمال الدین اسدآبادی بوده و در ضمن درهر دو سفر ایشان به ایران و حتی در سفر به روسیه افتخار پا رکابی ایشان را داشته اند ، و در ضمض جزو دوستان بینهایت نزدیک میرزا عیسی وزیر و میرزا هدایت الله وزیر دفتر بوده که حاج سیاح در کتاب خاطرات خود – حمید سیاح صفحه ۲۹۹ مینویسد که : در زمانی که من دوستیم را با ظلل السلطان برادر خونخوار ناصرالدین شاه و والی اصفهان ( در زمان حکومتش در این شهر جنایات بیشماری مرتکب شد و بسیاری از ساختمانهای کهن این سرزمین را از بین برد)  پایان دادم مورد بی مهری امین السلطان وزیر قرار گرفتم ، ولی تنها کسانی که هرگز در این مورد عکس العملی نشان ندادند و دوستیشان را با من قطع نکردند فقط همین دونفر بودند .

                                                                                                      

 

 

محمد خان ( مصدق ) واله و شیفته سید جمال اسدآبادی

در زمانی که برای اولین بار سیدجمال الدین اسدآبادی به تهران آمد محمد خان هفت ساله بوده ولی بعلت اینکه پدر میرزا هدایت الله همه جا اورا با خود میبرده و در تمام جلسات سید شرکت داشته و کم وبیش هم مورد مرحمت و تفقد سید قرار داشته و از گفتارو پندهای ایشان استفاده میبرده است ، در زمانی که برای بار دوم سید به ایران مسافرت میکند محمد خان ده ساله بوده و بطور اکتیو در تمام جلسات سید خود بخود حاضر میشده و بتدریج تحت تاثیر گفتار وکلمات نافذ سید قرار گرفته و پایه و اساس همبستگی های آینده بدین ترتیب ریخته شدو جزو مریدان پروپا قرص ایشان شدند زیرا که یک طفل ۱۰ ساله وقتی میبیند همه جا از نبوغ و فهم و درایتش میشنود خود بخود آن بچه به گوینده انس گرفته و از مریدان او میشود و این امر درباره محمد خان فرزند میرزا هدایت الله کاملا صدق داشت و می بینیم که الحق هم ایشان تا پایان عمر به عقاید سید درباره اتحاد اسلامی و ارتباط او با گروه زیرزمینی اسلام پا برجا بوده چنانکه در موقع ترور هژیر نخست وزیر زمان شاهنشاه آریامهر نیزآنرا باثبات رسانید .

   

شکل گیری محمد خان از سنین طفولیت

 

گرفتن اولین حقوق از دستگاه های دولتی

بر طبق قوانین آن روزها در صورتیکه یکی از افراد حقوق بگیر دولتی در میگذشت  ، روال کار بر این منوال بود که حقوق او را به سه قسمت تقسیم میکردند . دو قسمت آن متعلق به بازماندگان بود و یک قسمت آخر آن در اختیار دولت قرار میگرفت که از آن برای اضافه حقوق و یا حقوق افراد دیگر در دوایر دولتی استفاده می شد.

چون حقوق کسی که در گذشته بود جزو ماترک او بحساب نمی آید، همیشه بر این منوال بود که این دو سوم حقوق یا بدستور شاه و یا نایب شاه و شخصی که برگزیده شده از طرف همینها بوده اند  بین بازماندگان نزدیک آنها تقسیم میگردیده است .

مصدق در کتاب خاطرات وتالمات مصدق ( نوشته ایرج افشار، صفحه ۳۳ ) در قسمت حقوق ویا اضافه حقوق جدید چنین می نویسد : هیچ حقوق یا اضافه حقوقی داده نمی شد مگر اینکه قبلا محل آن تعین شده باشد و محل حقوق جدید و یا اضافه حقوق ، معمولا ثلث حقوق متوفی بود .

به اینطریق که هر کس فوت مینمود اگر وارثی داشت یک ثلث از حقوقش والا تمام آن در اختیار دولت قرار میگرفت.

میرزا نصرت الدوله ( پدر بزرگ مادری محمد خان ) در زمان حیاتش زحمات زیادی برای تثبیت پادشاهی محمد شاه قاجار یعنی پدر ناصرالدین شاه کشیده بود از این نظر دستگاه پادشاهی قاجار را نسبت بخودش بدهکار میدانست و بهمین خاطر هم حقوق گزافی شامل حالش میشد و برای او پادشاه در نظر گرفته بود و بخاطر همین موضوع نزدیکان او از این بابت توانسته بودند از این کلاه باین بزرگی نیز برایخود ترفی ببندند و چون والی و تقسیم کننده اموال و همچنین حقوق او کسی نبود بجز میرزا هدایت الله وزیر دفتر ، نامبرده نیز از این دوسوم حقوق متوفی حقوقی برابر ۱۲۰ تومان آن زمان را برای فرزند خودش یعنی محمد خان تعین کرد. .

این اولین حقوق محمد خان در سن ۶-۷ سالگی ایشان می باشد. (خاطرات و تالمات مصدق . صفحه ۵۰)

 

آغاز تحصیلات مقدماتی و ابتدائی محمد خان

 

در آن زمانها منازل اشخاص متمول و درباریان و افراد درجه یک کشوری اغلب از دو قسمت تشکیل میگردید .بیرونی و اندرونی

بیرونی جهت رتق وفتق و کارهای روزمره و ارباب رجوع و مهمانان و افراد غیر خودی بود و اندرونی که چنانکه از معنی آن پیداست قسمت شخصی و بطور کلی حرم آقایان بوده است و کسی بجز افراد خیلی نزدیک و خواجه ها و غلامان ولله ها حق ورود به آنجا را نداشته اند .

این افراد برای اینکه فرزندانشان از علم و دانش آنزمان توشه ای داشته باشند ، در قسمت بیرونی منزلشان قسمتی را اختصاص به کلاس درسی میدادند و عده ای از فرزندان دوستان ونزدیکان خانواده ویا در باریان در آن مکان جمع میشدند و آخوندی را استخدام میکردند که اغلب سوادش در حد عمه جزئ میبود و دروس قرانی ویا حد اکثر خواندن ونوشتن را به آنها یادبدهد. باین مکانها مکتبخانه میگفتند در ضمن  فراموش نشود در آنجا شاگرد مطیع معلم نبود بلکه این معلم بود که در اختیار شاگردان قرار داشت یعنی باین صورت که هر موقع که اولیای بچه ها دستور میدادند و اگر بچه دلش میخواست ، نوکران آنها بچه ها را بدانجا می آوردند و مکتبدار موظف بودهر شرایطی آنها را بپذیرد و هر بچه ای را فرا خور سن و سالش باو درس یادبدهد  وبدین ترتیب موضوع غیبت و یا عقب افتادگی از درس در اثر غیبت وجود نداشت در ضمن رسم براین بود در صورتیکه این افراد در مسافرت ویا در تفریح بودند میتوانستند از  مکتبخانه های دوستان دیگر استفاده نمایند .

 

احمد متین دفتری که از لحظ نسبتی نتیجه فرزند نوهَ میرزا هدایت الله وزیر دفتر میباشد در باره مکتبخانه منزل ایشان چنین می نویسد : در خانهَ وزیر دفتر که در خیابان شاهپور گذر وزیر دفتر بود ، یک مکتب خانگی بود که پدرم و عمه هایم در آنجا درس را شروع کرده اند البته یکی دوسال قبل از برچیده شدن مکتبخانه ها و من نیز الف و ب را در همین مکتبخانه آموختم و در این نیز شکی نیست که محمد خان نیز دروس اولیه خود را در همین مکان آموخته باشد و از آنجا که ایشان اغلب همراه نجم السلطنه در سیر وسفر بودند و لله او ( زنی که او را تر وخشگ میکرده) نیز فرانسوی بوده زبان فرانسه را کم بیش از او یاد گرفته است .

 

بدست آوردن درجه مستوفی اول وحقوق دوم

 

در بهمن ماه سال ۱۲۶۷مطابق با سپتامبر ۱۸۸۸ ترسائی بنا بدرخواست میرزا هدایت الله وزیر دفتر پدر بزگوار محمد خان ، از حضور ناصرالدین شاه تقاضائی مبنی بر دادن مقام مستوفی اول به محمد خان مینماید و این خواسته مور قبول ملوکانه قرار میگیرد ، زیرا که ذات اقدس ملوکانه این بچه نه  ساله ایکه هنوز دست چپ و راستش را نمیشناخت جزو اعضاء خانواده خود میدانست ( ضرب المثلی است معروف هر چه هست زیر یک طاق است ) .

و از این تاریخ است که نام محمد خان به میرزا محمد خان مستوفی اول بحضور ملوکانه معرفی شد ( یعنی هنوز غوره نشده مویز گردیدند و بچه نه ساله در ردیف افرادی قرار گرفت که سالها جان میکندند وشاید هرگز نیز بدرجات خیلی پائین تر هم نمی رسیدند .

حال میرزا محمد خان جزو افراد و حقوق بگیران  رسمی دولت در آمد .

این دومین حقوقی است که میرزا محمد خان مستوفی اول در سن ۹ سالگی از دولت دریافت میکند.

میرزا حسن خان اعتماد السلطنه در این باب در کتاب خود تحت عنوان بنام خیرات حسان در جدولی تمام سازمانهای مهم کشوری و لشگری را در زمان ناصرالدین شاه قاجار نقل نموده واسامی افراد حقوق بگیر و در ضمن اسامی افرادی که راس مشاغل مهم و درجه اول قرار داشتند درج نموده . در همین جدول نیز بطور واضح نوشتار نموده است که در این قسمت عین دست خط ایشان آورده میشود.

در صفحه ۲۸ ستون دوم قسمت آخر آن چنین نوشتار شده ( میرزا محمد خان ولد جناب جلالت ماب وزیر دفتر را جزو اسامی مستوفیانی که در دفتر ایشان می باشند درج شده . این کتاب در سال ۱۲۶۸ شمسی بچاپ رسیده است .

این بخشها ادامه دارد .

 امیداست که خواندگان این مقاله آنرا زیاد نموده و در اختیار دیگران قرار دهند