خشايارشا در آتن

«  بخش سوم »

آنچه تا اينجا راجع به ورود ارتش ايران به آتن گفتيم از تحقيق بی طرفانه پروفسور بارن انگليسي بود و ما هنگام نقل آن همه چيز را خلاصه کرديم که خوانندگان خسته نشوند (( لازم بذکر است اين مطالب را نويسنده کتاب گفته نه نويسنده وبلاگ ! )) و پروفسور بارن در تحقيق خود ، طوری آتن را هنگام ورود ارتش ايران نشان ميدهد که در بعضی از خيابانها نام خانه ها را نيز ميبرد . اينک اجازه ميخواهيم که سطوری چند از نوشته هرودوت را راجع به ورود ارتش ايران به شهر آتن از نظر خوانندگان بگذرانيم . هرودوت مي گويد :

"" وقتي وحشيان ( ! ) وارد آتيک شدند ، ديده بان ورود آن ها را به اطلاع آتن رسانيد و آنگاه که ارتش وحشيان به آتن نزديک گرديد ، شهر تخليه شده بود ، اما يک پادگان قوي در شهر وجود  داشت و سربازان آن پادگان بر سرايرانيان سنگ باريدند و مانع از اين شدند که به ديوار آتن نزديک گردند و ارتش ايران چند روز مقابل آتن متوقف شد و نتوانست وارد شهر شود مگر بعد از اينکه آخرين سرباز مدافع  ديوار شهر به قتل رسيد . انگاه ايرانيان وارد شهر شدند و خشايار پادشاه در عمارت مجلس سنا منزل کرد و ارتش او به معبد آکروپل رفت و تمام فقرايي را که به آن معبد پناهنده شده بودند به قتل رسانيد و آنگاه ايرانيان معبد آکروپل  را مورد تاراج قرار دادند و هرچه داراي ارزش بود و نظيرش در دنيا وجود نداشت آتش زدند . چند روز بعد خشايارشاه گفت يونانيان آزاد هستند که به آتن برگردند و به معبد آکروپل بروند و در آنجا براي  آتنه الهه آن معبد قرباني کنند و علت صدور آن فرمان اين بود که خشايارشاه خوابی ديد و از چپاول و سوزانيدن و ويران کردن معبد آکروپل پشيمان شد !! ""

اين نوشته هرودوت تقريبا صد سال بعد از مرگ او به نظر اسکندر مقدوني رسيد و چون در آن موقع معبد آکروپل ويران بود ، آن جوان مقدوني يقين حاصل کرد که ايرانيان معبد آکروپل را آتش زدند و ويران کردند و براي اينکه انتقام بگيرد  کاخ پارسه (  تخت جمشيد ) را بعد از اينکه مورد يغما قرار داد آتش زد و ويران کرد و به جرات ميتوان گفت که اگر هرودوت اين نوشته را نمي نوشت کاخ پارسه در فارس سوزانيده نميشد . در اين که معبد آکروپل از طرف خشايارشا مورد تاراج قرار گرفت ترديدی وجود ندارد و خشايارشاه به سبک قوانين جنگ در آن زمان تصاحب اشيای گرانبهاي آن معبد را حق خود ميدانست ولی آن معبد را نسوزانيد و ويران نکرد .

هرودوت باز هم از روی غرض نوشته است که جنگ آتن ، دو مرحله داشته يکی جنگ براي عبور از ديوار شهر و ديگری جنگ براي تصرف معبد آکروپل . دو جنگ اخير بيست روز طول کشيده و مدت بيست روز ارتش پنج ميليوني (!) ايران با يک مشت افراد بی بضاعت که نتوانسته بودند از آتن بروند و در معبد آکروپل مجتمع شدند پيکار می کردند و بعد از غلبه تمام مدافعين را قتل عام نمودند ( ! ) .

«  پلوتارک  » هم که با هرودوت پنج قرن فاصله زمانی داشته و ناگزير روايات مربوط به ورود ارتش ايران را به آتن از مورخين يونانی بخصوص هرودوت گرفته جنگ آکروپل را بيست روز ذکر مي کند و آدمی متحير ميشود که چگونه يک ارتش بزرگ پنج ميليونی  مدت بيست شبانه روز مقابل معبد آکروپل معطل شده و نتوانسته بر يک مشت افراد بی بضاعت و بی اسلحه که در آن معبد بودند غلبه نمايد . حتي اگر معبد آکروپل يک پادگان قوی  برای دفاع داشت باز در ظرف مدت کوتاهی و شايد يک روز آن پادگان از پا در آمد و اگر قبول کنيم  که ارتش عظيم خشايارشاه مدت بيست روز مقابل آکروپل در داخل  شهر آتن معطل شد آيا دليل بر اين نيست که پادشاه ايران نخواست اقدامی بکند که سبب ويرانی آن معبد بزرگ و زيبا گردد ؟؟