خشايارشاهخشايارشا پسر داريوش بزرگ و آتوسا دختر کوروش بود که در ۳۵ سالگی به سلطنت رسيد . پادشاه جديد با مشکلایي مواجه شد که بدون حل آنها قادر نبود از اداره حکومت خويش بر آيد . قبل از همه چيز ميبايستی شورشی را که در مصر بپاخاسته بود قلع و قمع کند . در سال ۴۸۴ پ.ت.ت خشايارشاه در نهايت شدت و حِدت شورش مصر را فرو نشاند . او برادر خود ، هخامنش را به سِمت ساتراپ آن کشور تعيين نمود ، سپس درصدد برآمد که لشکر ديگری عليه يونان ترتيب دهد . بدين ترتيب قشوني از۴۶ ملت ترتيب داد و در راس سپاهيان خود بسوی يونان حرکت کرد ، او تصميم داشت که از راه خشکی به يونان حمله کند نه از راه دريا . فينيقيان در تنگه ها ، پلی از قايق ساختندو سپاهيان ايران در مدت ۷ روز بلا انقطاع از آن عبور کردند تساليا و مقدونيه هيچ گونه مقاومتی نشان ندادند و يونانيان شمالی مطيع شدند .
در عبور از تراکيه و مقدونيه قوای ديگری به سپاهيان خشايارشاه پيوستند ، چنانکه وقتی که به تنگه ترموپيل رسيدند جمع نيروی زمينی و دريايی او به ۲/۶۴۱/۶۱۰ مرد جنگی بالغ بود . اگرچه اين ارقام مبالغه آميز است ولي تقريبا قطعی است که سپاه خشايارشاه از حيث تعداد بی سابقه بوده است . بهرحال سپاه خشايارشاه به گردنه ترموپيل رسيد ولی ناوگان ، دچار طوفانی شديد گرديد و حداقل ۴۰۰ کشتی جنگی او نابود شد . معذالک وی در جنگ ترموپيل فاتح شد .
ناوگان خشايارشاه نيز با آسيب فراوانی که از ناوگان يونانی ديد ، پيروز شد و سرانجام سپاهيان ايران آتن را فتح کردند و به انتقام شهر ساردارک آن را آتش زدند و معبد آن را تاراج کردند . خشايارشاه در اين هنگام تصميم به جنگ دريايی با ناوگان يونان گرفت ولی در نبرد نعروف به سالامين ، يونانيان پيروزی يافتند و اين پيروزی سرنوشت قطعی جنگ را معين کرد . خشايارشاه که از جان خود بيمناک بود ، مارادونيه را با ۳۰۰ هزار سپاهي براي ادامه جنگ به جايگذاشت و عازم ايران شد . سال بعد مارادونيه در نبرد پلاته مغلوب شد و در سال ۴۷۶ پ.ت.ت ايرانيان آخرين متصرفات خود را در اروپا از دست دادند . ( دلايل شکست ايرانيان از سپاه يونان را در زير مي توانيد مشاهده کنيد ) خشايارشاه بعلت عدم موفقيت های پی در پی در سالهای اوليه حکومت بکلی فاقد اراده شد ، جهانگيری را فراموش کرده و در عيش و عشرت فرو رفت . بزرگان پارس از اينجهت که در خط کشورگشايی افتاده و در هر سلطنت مالکی به سرزمين ايران اضافه کرده بودند ، از سستی خشايارشاه ناراضی شده و با نظر حقارت به وی مي نگريستند . در اين زمان اردوان رئيس قراولان مخصوص شاه توطئه اي عليه وی ترتيب داد و بوسيله خواجه ای بنام مهرداد ، شبانه وارد خوابگاه خشايارشاه شده و او را بقتل رساند ، سپس نزد اردشير پسر سوم خشايارشاه رفته او را از فوت شاه آگاه کرد و گفت که قتل شاه ، کار داريوش پسر بزرگ خشايارشاه بوده و او برای رسيدن به تاج و تخت اين کار را کرده . سخنان اردوان موجب شد اردشير ، داريوش برادر خود را بواسطه انتقام به قتل برساند . پس از قتل داريوش تخت به ويشتاسب پسر دوم خشايارشا ميرسيد وليی چون او در اين زمان والی و حاکم ايالت باختر بود و در اين زمان درپايتخت بسر نمی برد اردشير به کمک اردوان به تخت نشست . |