رضاشاه بزرگ

 

 

 

رضاخان پهلوی؛ سردار سپه و وزیر جنگ، تصویر از وب‌گاه موسسهٔ مطالعات تاریخ معاصر ایران.

 

رضاخان پهلوی؛ سردار سپه و وزیر جنگ، تصویر از وب‌گاه موسسهٔ مطالعات تاریخ معاصر ایران.

رضا پهلوی، شاه ایران از ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ و بنیانگذار دودمان پهلوی.

فهرست مندرجات

[مخفی شود]

·                     ۱ نام‌ها

·                     ۲ زندگی

o                            ۲.۱ آغاز زندگی و جوانی

o                            ۲.۲ بریگاد قزاق

o                            ۲.۳ گیلان

o                            ۲.۴ کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹

§                                     ۲.۴.۱ نظر برخی از تاریخ‌نویسان (مانند سیروس غنی و همایون کاتوزیان)

§                                     ۲.۴.۲ نمونه‌ای از روایت تاریخ‌نویسان جمهوری اسلامی (مانند عبدالله شهبازی)

o                            ۲.۵ نخست‌وزیری

o                            ۲.۶ پادشاهی

o                            ۲.۷ شهریور ۲۰

o                            ۲.۸ تبعید و مرگ

·                     ۳ منابع

·                     ۴ برای مطالعه‌ٔ بیشتر

o                            ۴.۱ زندگی‌نامه‌ و خاطرات

o                            ۴.۲ تاریخ‌نگاری

o                            ۴.۳ اسناد

·                     ۵ پیوند به بیرون

·                     ۶ جستارهای وابسته

نام‌ها

رضاشاه در طول زندگی خود و حتی پس از آن به دلائل مختلف به نام‌هائی چند خوانده شده است. در جوانی به نام ناحیه‌ای که از آن برخاسته بود "رضا سوادکوهی" و گاه به‌نام تبار خانوادگی‌اش از طایفه پالانی سوادکوه، "رضا پالانی" نامیده می‌شد.[1] با ورود به نظامی‌گری به "رضاخان" و سپس، با ذکر درجه نظامی‌اش، به "رضاخان میرپنج" شناخته شد. بعد از کودتای 1299 و به دست‌گرفتن وزارت جنگ و فرماندهی کل قوا او را "سردار سپه" می‌خواندند. پس از رسیدن به سلطنت و انتخاب نام خانوادگی پهلوی به "رضاشاه پهلوی" شناخته شد. در سال ۱۳۲۸ با تصویب مجلس شورای ملی به او لقب "کبیر" داده شد و از آن پس هوادارانش او را "رضاشاه کبیر" می‌خوانند.

زندگی

]

آغاز زندگی و جوانی

رضا در ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ (۱۲۹۵ هجری قمری) در روستای آلاشت از توابع سوادکوه مازندران زاده شد. پدرش عباسعلی، سرهنگ فوج سوادکوه، و مادرش زهرا (نوش‌آفرین) که جزو مهاجرین از قفقاز بود. پس از مرگ پدر با مادرش به تهران آمد و در محله سنگلج در فقر و تهیدستی زندگی کردند. برخی پژوهشگران تبار رضا پهلوی را از ایل پالانی لرستان حدس زده‌اند که البته درستی این نظریه از سوی خود همان پژوهندگان هنوز مورد تردید است.[2]

]

بریگاد قزاق

در سن ۱۲ سالگی توسط ابوالحسن خان سرتیپ (صمصام) از بستگان خود وارد فوج سوادکوه (از ابواجمعی علی‌اصغرخان امین‌السلطان صدراعظم) و تابین (سرباز) شد. سال 1313 هجری قمری پس از قتل ناصرالدین شاه قاجار فوج سوادکوه برای حفاظت از سفارتخانه و مراکز دولتی به تهران فراخوانده می‌شود. وی در دوران خدمت در قزاقخانه به سرعت رشد کرد و در سال ۱۳۱۸ هجری قمری، به سرگروهبانی محافظین بانک استقراضی روسیه در مشهد و پس از چندی به وکیل‌باشی گروهان شصت تیر منصوب شد.گروهان شصت تیری که رضاشاه آینده به فرماندهی آن رسید نخستین گروهان شصت تیر انداز در ایران بود که در حصر تبریز نیز در دورهء استبداد کوچک همراه بود.

بعد از فتح تهران در سال 1324 هجری قمری به همراه گروه محافظین عین‌الدوله که تبعید می‌شد، به فریمان اعزام شد. رضاخان نزد عین‌الدوله تقرب یافت و به آموختن خواندن و نوشتن ‌پرداخت.

در سال ۱۲۸۸ خورشیدی، همراه با سواران بختیاری و ارامنه برای خواباندن شورشها و قیامهای محلی به زنجان و اردبیل اعزام ‌شد و در جنگ با قوای ارشدالدوله از خود رشادت نشان داد. سپس با درجه یاوری به فرماندهی دسته تیرانداز و در سال ۱۲۹۷ خورشیدی به فرماندهی آتریاد (تیپ) همدان منصوب شد.

گیلان

در سال ۱۲۹۹ خورشیدی برای شرکت در سرکوبی قیام میرزا کوچک‌خان جنگلی به گیلان اعزام شد.

                                                                                       

کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹

در نتیجه مذاکرات و هماهنگی‌های به عمل آمده بین سیدضیاءالدین طباطبایی (مدیر روزنامه رعد) و رضاخان، در روز سوم اسفند، کودتای ۱۲۹۹ صورت گرفت و قوای قزاق وارد تهران شدند و ادارات دولتی و مراکز نظامی را اشغال کردند. نزدیک به صد تن از رجال، سرشناسان و روحانیون بازداشت و زندانی شدند. احمدشاه و محمدحسن میرزا (ولیعهد) به کاخ فرح‌آباد ‌گریختند و فتح‌الله خان سپهدار رشتی (نخست‌وزیر) به سفارت انگلیس پناهنده شد. در مورد چگونگی طراحی کودتا و نقش انگلیس در آن روایت‌های مختلفی مطرح است.

 

نظر برخی از تاریخ‌نویسان (مانند سیروس غنی و همایون کاتوزیان)

گفته می‌‌شد دولت بریتانیا برای کنترل اوضاع ایران اقدام به کودتای نظامی کرد. از دید برخی از تاریخ‌نویسان [3] [4]، اکنون با باز شدن اسناد طبقه بندی شده وزارت امور خارجه انگلستان مشخص گردیده است که دولت انگلستان (مانند لرد کرزن، وزیر امور خارجه) کاملا از برنامه‌ریزی برای کودتا بی‌خبر بوده است. البته برخی از ماموران انگلیسی در ایران، مانند آرون‌ساید و نرمن (سفیر وقت انگلیس در ایران)، چند روز قبل از کودتا از آن خبر داشته‌اند.

ولی هرچه از گزارشات و پرونده های که بطور متداول پس از پنجاه سال همیشه دولت انگلیس بیرون میدهد هرگز چیزی که دال بر ارتباط رضا شاه وجود ندارد .

 

نمونه‌ای از روایت تاریخ‌نویسان جمهوری اسلامی (مانند عبدالله شهبازی)

پس از خروج نیروهای روسیه از ایران دولت بریتانیا برای کنترل اوضاع ایران اقدام به کودتای نظامی کرد. برای اجرای این طرح ژنرال ادموند آیرونساید (فرمانده قوای انگلیسی در ایران)، اردشیر جی (رئیس شبکه اطلاعاتی بریتانیا در ایران و روزنامه نگار زرتشتی)، رضاخان فرمانده آتریاد تهران و سیدضیاءالدین طباطبایی مدیر روزنامه رعد مذاکراتی در روستای آق بابا نزدیک قزوین انجام دادند. در کودتای 1299 و حوادث بعد ی آن شبکه مفصل اطلاعاتی حکومت هند بر یتانیا در ا یران، که از سال1893 میلادی/ 1310 ق. یعنی از سه سال قبل از قتل ناصرالد ین شاه به وسیله سِر اردشیر ریپورتر (اردشیر جی) اداره می‌‌شد، نقش اصلی و تعیین کننده داشت. این شبکه بود که رضاخان را برکشید و پرورش داشت و تمامی مقدمات کودتا را فراهم آورد و سپس مسیر دشوار او را در تأسیس سلطنت پهلوی هدایت و هموار کرد. البته در کودتا سرلشگر سِر ادموند آ یرونساید (بعدها: بارون آ یرونساید ا ول)، فرمانده نیروهای نظامی انگلیس مستقر در شمال ا یران (نورپرفورس)، نیز نقش داشت. ولی با ید توجه نمود که ا ین نقش محدود بود. آیرونساید تنها مدت کوتاهی در منطقه و در ا یران بود. او از 4 ا کتبر 1920 تا 17 فوریه 1921، یعنی کمتر از چهارماه و نیم فرمانده نورپرفورس بود که مأموریت جنگ با بلشو یک‌ها را به عهده داشت. وی در طول زندگی اش نیز ارتباطی با ا یران نداشت و بنابرا ین نقش او در کودتا نمی‌تواند همسنگ و حتی قابل مقا یسه با نقش اردشیر ریپورتر باشد که به عنوان رئیس شبکه اطلاعاتی بریتانیا در ا یران تا زمان کودتا 28 سال در ا یران اقامت داشت و بر حوادث مهمی چون انقلاب مشروطه و غیره تأثیر نهاده بود. البته آ یرونساید به عنوان فرمانده نیروهای نظامی انگلیس در شمال ایران سهم معینی در کودتا داشت ولی او مجر ی دستورات وز یر جنگ وقت بر یتانیا، یعنی سِر وینستون چرچیل، بود. بعدها همین چرچیل، به عنوان نخست وزیر وقت بریتانیا، نقش سرنوشت سازی در کودتای 28 مرداد 1332 ایفا کرد.خود باید فکر کنید آیا چرچیل در این زمان زنده بوده و اگر هم زنده بوده آیا در حدی بوده که می توانسته بروی یک حرکت مردمی در ایران اثری داشته باشد .

نخست‌وزیری

سرانجام رضاخان با صدور فرمان احمدشاه به فرماندهی دیویزیون قزاق و وزارت جنگ و سیدضیاءالدین طباطبایی به نخست‌وزیری منصوب شدند. کابینه سید ضیاء (معروف به کابینه صدروزه) بزودی ساقط شد وبا فرمان احمد شاه سردار سپه به مقام نخست‌ وزیری برگماشته شد.

پادشاهی

پس از خروج احمدشاه این فکردر میان ملت  بوجود آمد که به سلسله قاجار پایان داده شود و با فکر سردار سپه رژیمی بر پایه جمهوری در ایران بوجود آید ولی این مورد  با مخالفت و مقاومت شدید روشنفکران و روحانیان و مردم مواجه و طرح جمهوری با شکست روبرو شد.

بالاخره نمایندگان مجلس پنجم‌ شورای‌ ملی‌ با فشارهای سردار سپه در روز9 آبان ۱۳۰۴ خورشیدی ماده واحده‌ای را در مجلس  مطرح شد که به موجب آن احمد شاه از سلطنت خلع شد و حکومت‌ موقت‌ "در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعه مملکتی به ‌رضاخان پهلوی"‌ سپرده شد و "تعیین تکلیف حکومت قطعی" به مجلس مؤسسان واگذار شد. سپس با تشکیل مجلس‌ موسسان، در21 آذر ماه1304پادشاهی  ایران‌ به‌ "اعلیحضرت‌ رضا پهلوی" واگذار شد. سر انجام در چهارم اردیبهشت ماه 1305 رضا شاه تاجکذاری نمود.

«در بیست و چهارم آذرماه سال 1304خورشیدی، رضاشاه پهلوی در مجلس شورای ملی حاضر شد و با ادای سوگند به قرآن رسماً به عنوان سردودمان پهلوی وظایف سلطنت را به عهده گرفت. هنگامی که رضا شاه پهلوی بر مسند سلطنت نشست، جهان در میانه دو جنگ جهانی نفسی می‌کشید. رضاشاه پهلوی، برنامه گسترده‌ای را برای سامان اداری و اقتصادی کشور به دست گرفت. ایران فاقد نظام اداری، ارتش منسجم، راه، نظام بانکی و اقتصادی مدرن بود و شیوه ملوک الطوایفی جایی برای قدرت مرکزی نگذاشته بود.

از لحاظ فضای بین‌المللی نیز شرایط، چندان آرام نبود. ایران در محاصره نیروهای بزرگ، روسیه در شمال و انگلیس در جنوب بود. انگلیس می‌کوشید از ایران به عنوان راهی برای سلطه‌جویی‌های خود در هند و خاور دور بهره بگیرد.

رضا شاه پهلوی طی شانزده سال سلطنت درگیر تکوین دولت مدرن در ایران بود. در همین هنگامه‌ها آلمان به رهبری آدولف هیتلر جنگ جهانی دوم را آغاز کرد.»[5]

رضاشاه در دوره پادشاهی خود با قدرت سلطنت کرد و تمام امور مملکتی را در دست خود داشت. در زمینه نفت قرارداد دارسی را لغو کرد .

اما همانطور که پیش‌تر گفته شد، او در عین حال در راستای برنامهٔ گسترده‌ای که برای سامان اداری و اقتصادی کشور در سر داشت، برای نوسازی ساخت فرسوده جامعه ایران کارهای فروانی کرد که برخی از مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

·                   یکی کردن نیروهای نظامی و تشکیل ارتش ایران.

·                   فرستادن دانشجویان ایرانی به خارج جهت تحصیل.

·                   پایه‌گذاری بانک ملی ایران.

·                   کشیدن راه‌آهن سراسری ایران.

·                   لغو کاپیتولاسیون.

·                   کشف حجاب.

·                   تأسیس رادیو و خبرگزاری پارس.

·                   تأسیس دانشگاه تهران.

·                   گسترش صنایع.

·                   تأسیس فرهنگستان ایران.

·                   جایگزین کردن تقویم خورشیدی جلالی بجای تقویم هجری قمری بعنوان تقویم رسمی ایران.

·                   از بین بردن کامل یاغیان منطقه‌ای و قبیله‌ای که هرکدام خود را «خان» میخواندند و مانع انسجام ملی و پیشرفت ایران می‌شدند (کسانی همین یک خدمت رضا شاه را مهمترین و دشوارترین چالش دوران او برمیشمرند).

·                   نجات خوزستان از چنگ شیخ خزئل که در غیر اینصورت امروز خوزستان برای خود کشوری مستقل و نفت خیز مانند کویت بود که با دسیسیه‌های «پتروپولیتیک» پدید آمده بود و شیخ خزئل می‌شد «امیر» آن کشور.

 

شهریور 20

در روز سوم شهریور 1320 نیروهای شوروی از شمال و نیروهای بریتانیا از جنوب به ایران حمله کردند و شهرهای سر راه را اشغال کردند و به سمت تهران آمدند. ارتش ایران به سرعت متلاشی شد. رضاشاه ناچار از استعفا شد.در اثر فشار عمومی و تظاهرات شدید ملت بالاخره متفقین با انتقال سلطنت به فرزند او و ولیعهد ایران شاهپورمحمدرضا پهلوی موافقت کردند.

تبعید و مرگ

رضاشاه به خواست نیروهای انگلیس و تحت نظر آنان از بندرعباس با کشتی از ایران خارج شد. ابتدا او را به سمت هند بردند. بعد به جزیره موریس منتقل شد و بالاخره در افریقای جنوبی در شهر ژوهانسبورگ تحت نظر قرار گرفت.

روز ۴ مرداد 1323 در همان شهر بوسیله آمپول هوا که بوسیله یکی از پزشکان فرستاده شده از طرف دولت انگلیس بقتل رسید.

جنازه او را به مصر بردند و درآنجا به امانت گزاردند تا در اردیبهشت 1329 با تشریفاتی به شهر ری منتقل شد و در آرامگاه ویژه او دفن شد.

منابع

1.         بهار، محمدتقی، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران ^ .

2.         تقوی، سید مصطفی، تبار رضاشاه، وب‌گاه‌ موسسهٔ مطالعات تاریخ معاصر ایران. ^ 

3.         خلجی، مهدی، انقلاب ایران و سقوط پادشاهی(قسمت دوم)، برنامهٔ بیست قسمتی پخش شده از رادیو فردا. ^ 

برای مطالعه‌ٔ بیشتر

زندگی‌نامه‌ و خاطرات

·                                                                                                             کیوان پهلوان، رضاشاه "از الشتر تا الاشت" نیای لر رضاشاه، آرون، 920 صفحه، چاپ دوم، 1384، ISBN 964-7217-67-6.

·                                                                                                             نجفقلی پسیان و خسرو معتضد، از سوادکوه تا ژوهانسبورگ: زندگی رضاشاه پهلوی، نشر ثالث، 786 صفحه، چاپ سوم، 1382، ISBN 964-6404-20-0.

·                                                                                                             سلیمان بهبودی، رضاشاه، خاطرات سلیمان بهبودی، شمس پهلوی علی ایزدی، طرح نو، 607 صفحه، چاپ اول، 1372.

·                                                                                                             اسکندر دلدم، زندگی پرماجرای رضاشاه، نشر به‌آفرین و گلفام، 658 صفحه، 1377.

·                                                                                                             تورج انصاری و دیگران، خاطرات ملکه پهلوی تاج الملوک آیرملو (همسر اول رضاشاه - مادر محمدرضا شاه پهلوی)، نشر به‌آفرین، 462 صفحه، چاپ اول، 1380، ISBN 964-6760-33-3.

[ویرایش]

تاریخ‌نگاری

·                   فرهاد رستمی، پهلوی‌ها: خاندان پهلوی به روایت اسناد: رضا شاه، موسسه فرهنگی پژوهشی چاپ و نشر نظر، 428 صفحه، 1378، ISBN 964-6357-14-8.

·                   داوود امینی، چالشهای روحانیت با رضا شاه (بررسی علل چالشهای سنت‌گرایی با نوگرایی عصر رضا شاه)، نشر سپاس، 384 صفحه، چاپ اول، 1382، ISBN 964-94954-1-X.

·                   کاوه بیات و دیگران، تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در دوره رضا شاه، معین، 484 صفحه، چاپ اول، 1372.

·                   احممد نقیب‌زاده، دولت رضا شاه و نظام ایلی (تأثیر ساختار دولت مطلقه رضا شاه بر نفوذ قبایل و عشایر)، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 284 صفحه، چاپ اول، 1380، ISBN 964-6196-99-3.

·                   یعقوب آژند و دیگران، نفت در دوره رضا شاه: تجدیدنظر در امتیازنامه دارسی (قرارداد 1933)...،سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 628 صفحه، چاپ اول، 1378، ISBN 964-422-046-3.

·                   کرونین، استفانی، رضاشاه و شکل‌گیری ایران نوین، ترجمهٔ مرتضی ثاقب‌فر، جامی، چاپ اول، 1383.

·                   Homa Katouzian, State and Society in Iran: The Eclipse of the Qajars and the Emergence of the Pahlavis, IB Tauris, London, 2000. ISBN: 1860643590.

·                   Stephanie Cronin (Editor), The Army and Creation of the Pahlavi State in Iran, 1921-1926, I.B.Tauris (March 15, 1997), 224 Pages, ISBN 186-064-105-9.

·                   Stephanie Cronin (Editor), The Making of Modern Iran: State and Society under Riza Shah, 1921-1941, Routledge/Curzon; 1 edition (June 1, 2003), 288 Pages, ISBN 041-530-284-6.

·                   Mohammad Gholi Majd, Great Britain & Reza Shah: The Plunder of Iran, 1921-1941, University Press of Florida (September 1, 2001), 429 Pages, ISBN 081-302-111-1.

·                   Nikki R. Keddie, Qajar Iran and the Rise of Reza Khan 1796-1925, Mazda Publishers (March 1, 1999), 134 Pages, ISBN 156-859-084-9.

·                   Cyrus Ghani, Iran and the Rise of the Reza Shah: From Qajar Collapse to Pahlavi Power, I.B.Tauris (January 6, 2001), 304 Pages, ISBN 186-064-629-8.

·                   Touraj Atabaki & Erik J. Zurcher, Men of Order: Authoritarian Modernization Under Ataturk and Reza Shah, I. B. Tauris (January 3, 2003), 234 Pages, ISBN 186-064-426-0.

]

اسناد

·                         مرضیه یزدانی، اسناد پست و تلگراف و تلفن در دوره رضا شاه، سازمان اسناد ملی ایران، 480 صفحه، چاپ اول، 1378، ISBN 964-6189-27-X.

·                         سید محمد خاتمی، رضاخان در مطبوعات دیروز، مدبر، 224 صفحه، چاپ اول، 1377، ISBN 964-6631-02-9.

پیوند به بیرون

·                   داریوش همایون، رضاشاه و برآمدن ایران، خوانش نقادانه بر تاریخ‌نگاری دوران رضاشاه پهلوی.

·                   سید عبدالمجید زواره‌ای، همسران رضاخان، وب‌گاه پایگاه خبری شریف‌نیوز.

·                   تبارشناسی دودمان پهلوی (به انگلیسی)

·                   شاه خودساخته (از ایرانین.کام، به انگلیسی)

·                   سیروس غنی، ترجمه حسن کامشاد،ایران،برآمدن رضاخان، برافتادن قاجار و نقش انگلیسیها

·                   یوسفی، مجید، شبه مدرنیسم و دولت مطلقه: دربارهٔ کتاب رضاشاه و شکل‌گیری ایران نوین، روزنامهٔ شرق، شمارهٔ 549، 23 مرداد 1384، صفحهٔ 20.

]

جستارهای وابسته

·                   دودمان پهلوی

·                   تبارنامه دودمان پهلوی

·                   راه‌آهن سراسری ایران

·                   گاهشمار نوسازی ایران

این نوشتار ناقص است. با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.